Login now

Not your profile? Login and get free access to your reports and analysis.

Tags

Sign in

No tag added here yet.
You can login on CircleCount to add some tags here.

Are you missing a tag in the list of available tags? You can suggest new tags here.

Login now

Do you want to see a more detailed chart? Check your settings and define your favorite chart type.

Or click here to get the detailed chart only once.

Bruce Wayne has been shared in 1 public circles

AuthorFollowersDateUsers in CircleCommentsReshares+1Links
Nils Tschampel763The Cream of the Crop of May 2012What's this?On +CircleCount everyday some very interesting persons are choosen and recommended. These are persons without hunders of thousands of followers but with a lot of interesting content. You won't find silent people here leading the rankings, but interesting people that are worth to be followed.You can find the Cream of the Crop daily here:http://www.circlecount.com/daily/Past Cream of the Crop circles:April 2012: http://goo.gl/NvbKjMarch 2012: http://goo.gl/3auLoFebruary 2012: http://goo.gl/TWYpKJanuary 2012: http://goo.gl/HBdHbDecember 2011: http://goo.gl/RBCpgNovember 2011: http://goo.gl/x6TJkOctober 2011: http://goo.gl/2xVn92012-06-04 11:02:42309362356

Activity

Average numbers for the latest posts (max. 50 posts, posted within the last 4 weeks)

4
comments per post
0
reshares per post
18
+1's per post

2,507
characters per posting

Top posts in the last 50 posts

Most comments: 31

posted image

2015-03-15 15:59:53 (31 comments, 0 reshares, 31 +1s)Open 

بخشی از میز کار

Most reshares: 1

2015-03-25 19:38:49 (2 comments, 1 reshares, 5 +1s)Open 

I asked my email-pal: "UNIX or Windoze?". He replied "UNIX".
I said "Ah...me too!".
I asked my email-pal: "Linux or AIX?". He said "Linux, of course".
I said "Me too".
I asked him: "Emacs or vi". He replied "Emacs".
I said "Me too. Small world."
I asked him: "GNU Emacs or XEmacs?", and he said "GNU Emacs".
I said "oh, me too."
I asked him "GNU Emacs 19 or GNU Emacs 20"? and he said "GNU Emacs 19". I said "oh, me too."
I asked him, "GNU Emacs 19.29 or GNU Emacs 19.34", and he replied "GNU Emacs 19.29".
I said "DIE YOU OBSOLETE NOGOOD SOCIALLY MALADJUSTED
CELIBATE COMMIE FASCIST DORK!", and never emailed him again.

Most plusones: 44

posted image

2015-03-25 19:24:54 (7 comments, 0 reshares, 44 +1s)Open 

دیروز، کردان، کرج

Latest 50 posts

2015-03-31 23:21:24 (0 comments, 0 reshares, 2 +1s)Open 

همه شیرینی‌ها روی میزه و تا حصول توافق نهایی، هیچ کسی، شیرینی‌ای میل نخواهد کرد.
اون در رو هم ببندید. اگه کارمند وزارت خارجه هم بودیم، بد نبود.
ظریف همش ماموریت بود راحت می‌پیچوندیم.هیچ کس از اتاق خارج نمی‌شه.
آب معدنی اصل دماوند براتون فرستادم، تا حصول توافق نهایی کوفت نکنید.

همه شیرینی‌ها روی میزه و تا حصول توافق نهایی، هیچ کسی، شیرینی‌ای میل نخواهد کرد.
اون در رو هم ببندید. اگه کارمند وزارت خارجه هم بودیم، بد نبود.
ظریف همش ماموریت بود راحت می‌پیچوندیم.هیچ کس از اتاق خارج نمی‌شه.
آب معدنی اصل دماوند براتون فرستادم، تا حصول توافق نهایی کوفت نکنید.___

2015-03-31 23:11:12 (4 comments, 0 reshares, 7 +1s)Open 

نمی‌دونم قبل‌ن هم گفتم یا نه، ولی از فانتزی‌های راهنماییم این بود که بتونم آسوشیتدپرس رو درست تلفظ کنم

نمی‌دونم قبل‌ن هم گفتم یا نه، ولی از فانتزی‌های راهنماییم این بود که بتونم آسوشیتدپرس رو درست تلفظ کنم___

2015-03-30 20:05:13 (6 comments, 0 reshares, 5 +1s)Open 

بعد ناراحت بودین/بودن که چرا دکترها شاکی هستن از فیلم؟!
غضنفر رو چسبیدین، فمینیست‌ها رو ول کردین؟
من چنین برداشت سخیف و مشابه با کاراکترها و اداهای تهوع‌آور مهران مدیری طور، از اون بخش این مجموعه تلویزیونی نداشتم.
جالبه که به کلیشه‌های جنسیتی اشاره نشده که چرا زن‌ها نوعا سبک عقل‌اند و رانندگی و دست فرمان ضعیف دارند و ساده لوحند و ...
پ.ن برای پاراگراف ۲: برداشت‌های سخیف و بی‌مایه فمینیست‌های وطنی از ارتباط خانم گودرزی با آقای شقایقی، مشابه با کارهای اخیرن سخیف و بی‌مایه مهران مدیریه.
هر دوگروه(مهران مدیری و تیمش و فمینیست‌های وطنی)، هر چیزی رو به خورد تو می‌دهند و به ترتیب انتظار خنده و تغییر باور دارند.... more »

این مهران مدیری فقط مونده بود اونایی که از درموندگی خودسوزی می کنند رو مسخره کنه که امشب تو این برنامه نمیدونم چی چیش مسخره کرد. جواد رضویان اومد وسط یه سالن و با لهجه روستایی رو خودش بنزین ریخت اما فندکش کار نکرد و می پرسید آتیش دارید شما!!
حرف هم بزنیم میگند به همه چی گیر الکی میدید.

یه سوال هم باید از مهران مدیری پرسید اینکه جدا خسته نشدی از بس کاراکترها و شخصیت های تکراری به خورد ملت دادی؟ دریغ از یه ذره خلاقیت.___بعد ناراحت بودین/بودن که چرا دکترها شاکی هستن از فیلم؟!
غضنفر رو چسبیدین، فمینیست‌ها رو ول کردین؟
من چنین برداشت سخیف و مشابه با کاراکترها و اداهای تهوع‌آور مهران مدیری طور، از اون بخش این مجموعه تلویزیونی نداشتم.
جالبه که به کلیشه‌های جنسیتی اشاره نشده که چرا زن‌ها نوعا سبک عقل‌اند و رانندگی و دست فرمان ضعیف دارند و ساده لوحند و ...
پ.ن برای پاراگراف ۲: برداشت‌های سخیف و بی‌مایه فمینیست‌های وطنی از ارتباط خانم گودرزی با آقای شقایقی، مشابه با کارهای اخیرن سخیف و بی‌مایه مهران مدیریه.
هر دو گروه(مهران مدیری و تیمش و فمینیست‌های وطنی)، هر چیزی رو به خورد تو می‌دهند و به ترتیب انتظار خنده و تغییر باور دارند.

2015-03-27 19:27:33 (2 comments, 0 reshares, 26 +1s)Open 

مهران مدیری هم پیوست به خسرو شکیبایی، تکرار یه کاراکتر تقریب‌ن تهوع‌آور، بدون ذره‌ای ابتکار.
از تیزرهایی هم که پخش می‌شه به نظر نمی‌رسه تو قسمتای بعدی هم فضا عوض شه.

مهران مدیری هم پیوست به خسرو شکیبایی، تکرار یه کاراکتر تقریب‌ن تهوع‌آور، بدون ذره‌ای ابتکار.
از تیزرهایی هم که پخش می‌شه به نظر نمی‌رسه تو قسمتای بعدی هم فضا عوض شه.___

2015-03-27 19:16:41 (0 comments, 0 reshares, 18 +1s)Open 

شبکه اچ‌دی، هم کلاه قرمزی رو می‌ده، هم فوق سری رو، هم در حاشیه رو.
کیفیتشون هم ظاهرن اچ‌دی هستش.

شبکه اچ‌دی، هم کلاه قرمزی رو می‌ده، هم فوق سری رو، هم در حاشیه رو.
کیفیتشون هم ظاهرن اچ‌دی هستش.___

2015-03-25 19:38:49 (2 comments, 1 reshares, 5 +1s)Open 

:)))))))))

I asked my email-pal: "UNIX or Windoze?". He replied "UNIX".
I said "Ah...me too!".
I asked my email-pal: "Linux or AIX?". He said "Linux, of course".
I said "Me too".
I asked him: "Emacs or vi". He replied "Emacs".
I said "Me too. Small world."
I asked him: "GNU Emacs or XEmacs?", and he said "GNU Emacs".
I said "oh, me too."
I asked him "GNU Emacs 19 or GNU Emacs 20"? and he said "GNU Emacs 19". I said "oh, me too."
I asked him, "GNU Emacs 19.29 or GNU Emacs 19.34", and he replied "GNU Emacs 19.29".
I said "DIE YOU OBSOLETE NOGOOD SOCIALLY MALADJUSTED
CELIBATE COMMIE FASCIST DORK!", and never emailed him again.___:)))))))))

posted image

2015-03-25 19:24:54 (7 comments, 0 reshares, 44 +1s)Open 

دیروز، کردان، کرج

دیروز، کردان، کرج___

2015-03-25 15:39:54 (4 comments, 0 reshares, 33 +1s)Open 

کل‌ن دو بار بابام رو بوسیدم، یه بار بعد از این که داور ایران-استرالیا، سوت پایان بازی رو زد، هم‌زمان با پرتاب بالش به سمت دیگه اتاق و اشکی که تو چشمام جاری بود، با بابام هم‌دیگه رو بغل کردیم و بوسیدیم
و بار دوم، امسال، سر سفره هفت سین، ساعت فلان شب و درست بعد از این که با گوش‌های خودم شنیدم که اسم امسال شده، همدلی و هم‌زبانی دولت و ملت.

کل‌ن دو بار بابام رو بوسیدم، یه بار بعد از این که داور ایران-استرالیا، سوت پایان بازی رو زد، هم‌زمان با پرتاب بالش به سمت دیگه اتاق و اشکی که تو چشمام جاری بود، با بابام هم‌دیگه رو بغل کردیم و بوسیدیم
و بار دوم، امسال، سر سفره هفت سین، ساعت فلان شب و درست بعد از این که با گوش‌های خودم شنیدم که اسم امسال شده، همدلی و هم‌زبانی دولت و ملت.___

2015-03-25 11:05:21 (3 comments, 0 reshares, 30 +1s)Open 

من به شدت برونگرام، در نتیجه وقتی یه چیزی رو می‌ریزم تو خودم، اوضاع خوب نمی‌شه آخرش

من به شدت برونگرام، در نتیجه وقتی یه چیزی رو می‌ریزم تو خودم، اوضاع خوب نمی‌شه آخرش___

posted image

2015-03-24 20:07:29 (0 comments, 0 reshares, 8 +1s)Open 

Hybrid Power Could Help Drone Delivery Take Off

Google, Amazon, and DHL are working on drones that could someday deliver packages straight to your doorstep.

Unfortunately, most drones would struggle to carry something as heavy as a textbook more than a dozen kilometers on battery power according to MIT Technology Review.

A new hybrid gas-electric aircraft could make drone delivery more practical.

Developed by a startup called +Top Flight Technologies, the six-rotor drone can fly for more than two-and-a-half hours—or 160 kilometers—carrying a payload weighing nine kilograms. http://www.tflighttech.com/

The aircraft’s range is many times that of any quadcopter on the market—the most popular type of drone for its maneuverability.

Almost all quadcopters run on batteries, and can fly for only about 40 minutes between charges with apayload... more »

Hybrid Power Could Help Drone Delivery Take Off

Google, Amazon, and DHL are working on drones that could someday deliver packages straight to your doorstep.

Unfortunately, most drones would struggle to carry something as heavy as a textbook more than a dozen kilometers on battery power according to MIT Technology Review.

A new hybrid gas-electric aircraft could make drone delivery more practical.

Developed by a startup called +Top Flight Technologies, the six-rotor drone can fly for more than two-and-a-half hours—or 160 kilometers—carrying a payload weighing nine kilograms. http://www.tflighttech.com/

The aircraft’s range is many times that of any quadcopter on the market—the most popular type of drone for its maneuverability.

Almost all quadcopters run on batteries, and can fly for only about 40 minutes between charges with a payload weighing just a couple of kilograms.

The new drone can also fly more than twice as far as a radio-controlled, gasoline-powered helicopter of similar size.

The efficiency of Top Flight’s drone is made possible by using batteries to supplement the gasoline engine.

Power can come from the batteries, from a gasoline generator, or from both at once.

And because the gasoline engine doesn’t have to supply all of the power, it’s possible to use a much smaller and more efficient one.

Unlike a hybrid car, however, Top Flight’s drone doesn’t capture energy from braking.

Top Flight was founded and is advised by researchers from +Draper Laboratories and +MIT.

It has selected a relatively simple type of hybrid engine, known as a series hybrid, in which there is no mechanical connection between the gasoline engine and the rotors.

The engine serves only as a generator that charges the battery or supplies electricity to the electric motors.

+Long Phan, cofounder and CEO of Top Flight, says “future vehicles will fly well over three hours—we already have the new engine to do it.”

The company is also developing object-avoidance technology and other safety features—which likely will be required for drones, at least in the United States. +http://goo.gl/N5wf3m

Phan says the company hopes to start selling its hybrid drones by the end of the year.

Learn more
+http://www.technologyreview.com/news/535951/hybrid-power-could-help-drone-delivery-take-off/

 
Read also Google bought a maker of solar-powered drones http://goo.gl/9tEJ7J

#drones #hybridpower #quadcopter #topflight

Picture credit: +topflight___

2015-03-22 20:15:57 (0 comments, 0 reshares, 15 +1s)Open 

یه فیلم بی‌بی‌سی الان گذاشته، محشره، من روده‌بر شدم از خنده، همه فانتزیها و نوستالژی‌ها و ... داره توش، چه قدر هم به روزه.

یه فیلم بی‌بی‌سی الان گذاشته، محشره، من روده‌بر شدم از خنده، همه فانتزیها و نوستالژی‌ها و ... داره توش، چه قدر هم به روزه.___

2015-03-22 16:07:29 (0 comments, 0 reshares, 22 +1s)Open 

یکی از اهدافم اینه که امسال مرزهای مزه و بی‌مزگی رو عوض کنم، مثل‌ن الان دارم شش و بش می‌کنم به یکی پیامک بدم، شمارتو بده تماس بگیرم.

یکی از اهدافم اینه که امسال مرزهای مزه و بی‌مزگی رو عوض کنم، مثل‌ن الان دارم شش و بش می‌کنم به یکی پیامک بدم، شمارتو بده تماس بگیرم.___

posted image

2015-03-22 15:56:13 (8 comments, 0 reshares, 33 +1s)Open 

آسمان، ساعاتی پیش، پنت‌هوس شرکت، تهران، ایران، نوروز یک‌هزار ۳۹۴ 

آسمان، ساعاتی پیش، پنت‌هوس شرکت، تهران، ایران، نوروز یک‌هزار ۳۹۴ ___

2015-03-22 15:51:21 (6 comments, 0 reshares, 25 +1s)Open 

مفاهیم و استراتژی‌های جدیدی، بسته به نخستین حرکت حریف در تخته نرد، ابداع و بسیاری را مارس نمودم و بسیار مارس‌ها شدمی و دست‌ها دادمی.
نوروز ۱۳۹۴، چَرَژْ، منزل پدری.
تو بیست و یک دست، دو دست بابامو بردم، جمعا تو سه دور، ۲۱-۲ عقبم، اصن وضعیه، تاس نمیاد.

مفاهیم و استراتژی‌های جدیدی، بسته به نخستین حرکت حریف در تخته نرد، ابداع و بسیاری را مارس نمودم و بسیار مارس‌ها شدمی و دست‌ها دادمی.
نوروز ۱۳۹۴، چَرَژْ، منزل پدری.
تو بیست و یک دست، دو دست بابامو بردم، جمعا تو سه دور، ۲۱-۲ عقبم، اصن وضعیه، تاس نمیاد.___

posted image

2015-03-20 09:27:35 (6 comments, 0 reshares, 27 +1s)Open 

دیوانه کننده است، چاپگر سه بعدی، ۲۵-۱۰۰ برابر تندتر از نسل حال حاضر.
فناوری‌اش از ریشه فرق می‌کنه و به نظرم می‌رسه محدودیت حجم چاپ/ساخت خیلی از راحت‌تر از نسل فعلی پرینتهای سه بعدی از لحاظ تکنیکی قابل رفع کردن باشه.
بدیهیه که حجم چاپ: بیشینه طول×عرض×ارتفاع منظور

new continuous 3D printer does away with the layers completely, being able to print 25-100 times faster the same objects a normal printer does. A platform draws the object continuously out of a bath of liquid resin like in Terminator 2 :)  ► http://www.vox.com/2015/3/16/8227627/3d-printing-liquid-continuous.

The technology, called Continuous Liquid Interface Production (CLIP) manipulates light and oxygen to fuse objects in liquid media, creating the first 3D printing process that uses tunable photochemistry instead of the layer-by-layer approach that has defined the technology for decades.

It works by projecting beams of light through an oxygen-permeable window into a liquid resin.

Working in tandem, light and oxygen control the solidification of the resin, creating commercially viable objects that can have feature sizes below 20 microns, or less than one-quarter of the width of a piece of paper.

If you want more data, http://www.sciencemag.org/content/early/2015/03/18/science.aaa2397.abstract has the original research. ___دیوانه کننده است، چاپگر سه بعدی، ۲۵-۱۰۰ برابر تندتر از نسل حال حاضر.
فناوری‌اش از ریشه فرق می‌کنه و به نظرم می‌رسه محدودیت حجم چاپ/ساخت خیلی از راحت‌تر از نسل فعلی پرینتهای سه بعدی از لحاظ تکنیکی قابل رفع کردن باشه.
بدیهیه که حجم چاپ: بیشینه طول×عرض×ارتفاع منظور

2015-03-18 22:45:21 (0 comments, 0 reshares, 3 +1s)Open 

I take extreme issue when people use the word drone to describe unmanned aerial vehicles.  The word drone implies that the device has a fairly precise level of decision making that is neither autonomous nor completely dependent on an individual; nine times out of ten that nomenclature is innacurate.

I take extreme issue when people use the word drone to describe unmanned aerial vehicles.  The word drone implies that the device has a fairly precise level of decision making that is neither autonomous nor completely dependent on an individual; nine times out of ten that nomenclature is innacurate.___

2015-03-16 17:30:21 (3 comments, 0 reshares, 26 +1s)Open 

امروز چه روز خوبی بود، احساس آرامش، اونم آخر سال، یعنی امیدوارم روزای آخر زندگیم هم همچین حسی داشته باشم.

امروز چه روز خوبی بود، احساس آرامش، اونم آخر سال، یعنی امیدوارم روزای آخر زندگیم هم همچین حسی داشته باشم.___

posted image

2015-03-16 06:34:39 (5 comments, 1 reshares, 6 +1s)Open 

تو رو خدا اینو بخونید! خواهش می‌کنم!

فارسی زبانی عقیم، مقاله ای از دکتر باطنی
 

مقالۀ "فارسی زبان عقیم" اول بار ۱۹ سال پیش نوشته و منتشر شد. ما این مقاله را به عنوان یکی از مقالات دکتر باطنی در زمینۀ زبان شناسی انتخاب کرده ایم تا نمونه ای از کارهای او برای کسانی به دست داده باشیم که با کارهای او آشنایی ندارند. گفتن این نکته نیز ضرورت دارد که مقاله در اصل خود مفصل تر از چیزی است که در اینجا آمده است. آن را مقداری کوتاه کرده ایم.
فارسی زبانی عقیم
محمد رضا باطنی
دربارهً زیبایی،شیرینی، گنجینهً ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع بینی به مطالعهً توانایی های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعهً ما باشد؟ آیا در آن کاستی هایی یافت می شود، و اگر یافت می شود چگونه می توان آنها را برطرف ساخت؟
یکی از ویژگی های زبان، زایایی یا خلاقیت آن است. خلاقیت زبا... more »

تو رو خدا اینو بخونید! خواهش می‌کنم!

فارسی زبانی عقیم، مقاله ای از دکتر باطنی
 

مقالۀ "فارسی زبان عقیم" اول بار ۱۹ سال پیش نوشته و منتشر شد. ما این مقاله را به عنوان یکی از مقالات دکتر باطنی در زمینۀ زبان شناسی انتخاب کرده ایم تا نمونه ای از کارهای او برای کسانی به دست داده باشیم که با کارهای او آشنایی ندارند. گفتن این نکته نیز ضرورت دارد که مقاله در اصل خود مفصل تر از چیزی است که در اینجا آمده است. آن را مقداری کوتاه کرده ایم.
فارسی زبانی عقیم
محمد رضا باطنی
دربارهً زیبایی، شیرینی، گنجینهً ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع بینی به مطالعهً توانایی های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعهً ما باشد؟ آیا در آن کاستی هایی یافت می شود، و اگر یافت می شود چگونه می توان آنها را برطرف ساخت؟
یکی از ویژگی های زبان، زایایی یا خلاقیت آن است. خلاقیت زبان را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد ( از جنبهً ادبی، نحوی، واژگانی و شاید هم از جنبه های دیگر). بحث ما دراینجا به خلاقیت یا زایایی در واژگان زبان محدود می شود. زایایی واژگانی به اهل زبان امکان می دهد تا همراه با تغییراتی که در جامعهً آنها رخ می دهد واژه های تازه بسازند و کارایی زبان خود را با نیازمندی های خود متناسب گردانند.
از نظر زبانشناختی، زایایی واژگانی به مبحث اشتقاق یا واژه سازی مربوط می شود ( ازاین پس" زایایی" به کار می بریم به جای زایایی واژگانی ). اشتقاق یعنی اینکه ما بتوانیم از اسم یا صفت فعل بسازیم. از فعل اسم یا صفت بسازیم و مانند آن. با اندکی تسامح می توان گفت اشتقاق یعنی گذر از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر. بنابراین، اگر بخواهیم به میزان زایایی یک زبان پی ببریم و احتمالا آن را با زایایی زبان های دیگر مقایسه کنیم، باید ببینیم در آن زبان با چه درجه از سهولت می توان از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر رفت. از میان تغییرات اشتقاقی گوناگون، آنکه از همه مهم تر است گذر از مقولهً اسم یا صفت به مقولهً فعل است، یا به بیان ساده تر، ساختن فعل از اسم و صفت است. دلیل این امر آن است که فعل خود از زایایی زیادی برخوردار است و می توان از آن مشتق های دیگری به دست آورد. مثلا" در زبان انگلیسی از ion " یون" که اسمی است از اصطلاحات فیزیک و شیمی فعل می سازند و سپس از آن مشتق های دیگر به ترتیب زیر به دست می آورند:
ion ionizable
ionize ionizability
ionized ionization
ionizing ionizer
و سپس از راه ترکیب این مشتق ها با واژه های دیگر اصطلاحات جدیدی می سازند:
ionization chamber
ionization energy
ionization potential
ionization track
ionizing radiation
ionized gas
به طوری که می بینیم، پس از اینکه ion با استفاده از پسوند ize به فعل تبدیل شد می تواند منشاء هفت مشتق یا واژهً جدید باشد که خود می توانند با واژه های دیگر ترکیب شوند و شش اصطلاح جدید بسازند که جمعا ۱۳ واژه و ترکیب می شود، واین به هیچ وجه پایان زایایی فعل ionize نیست.
اما ببینیم در زبان فارسی وضع چگونه است:
۱.در فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد.
۲.در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی نمی توان به طور عادی از اسم یا صفت فعل ساخت.
۳.شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند و از گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است.
۴.از این شمار اندک نیز بسیاری در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد.
۵.از "مصدرهای جعلی" فارسی، چه آنها که از اسم های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از واژه های عربی ساخته شده اند، مشتق به دست نمی آید. به بیان دیگر، مصدرهای جعلی زایایی ندارند.
۶.نتیجه: زبان فارسی، در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی برای واژه سازی علمی از زایایی لازم برخوردار نیست و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.
ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نکاتی را که فهرست وار در بالا برشمردیم با شواهد کافی همراه کنیم و در پایان نیز توصیه هایی را که مفید به نظر می رسند ارائه دهیم.
۱- گفتیم در فارسی فقط فعل های ساده هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد. اثبات این امر بسیار ساده است. به عنوان مثال فعل " نمودن " را در نظر بگیرید. ما از این فعل مشتق های زیادی به دست می آوریم: نمود، نمودار، نموده، نمونه، نما، نمایان، نمایش، نماینده ( و مشتق های دیگری نظیر: نماد، نمادین، نمادگری، نمایه، که به تازگی ساخته و رایج شده اند و نیز مشتق های درجه دومی نظیر: نمایندگی، نمایشگاه، نمایشنامه، نمایشی، که با افزودن پسوندی به مشتق های درجهً اول ساخته شده اند. ) با این همه " نمودن " به معنایی که سعدی در این شعر به کار برده است:
دیدار می نمایی و پرهیز می کنی
بازار خویش و آتش ما تیز می کنی
در گفتار و نوشتار امروزه بسیار کم به کار می رود تاجایی که می توان گفت این فعل از بین رفته یا در شرف از بین رفتن است. در زبان فارسی متداول فعل مرکب " نشان دادن " جانشین معنی متعدی آن شده و فعل های مرکب " به نظر آمدن " و " به نظر رسیدن " نیز جانشین معنی لازم آن شده اند. ولی این فعل های مرکب عقیم هستند و هیچ مشتقی از آنها به دست نمی آید. به بیان دیگر، اگر ما فعل سادهً "نمودن" را از اول نداشتیم و از همان آغاز این فعل های مرکب به جای آن به کار رفته بودند، امروزه هیچ یک از مشتق هایی که در بالا برشمردیم در فارسی وجود نداشت ( ۱ ).
به عنوان مثال دیگر می توان "فریفتن" و "فریب دادن" را مقایسه کرد. از "فریفتن" که مصدری ساده یا بسیط است می توان مشتق هایی به دست آورد: فریفته، فریفتگی، فریب، فریبا، فریبایی، فریینده، فریبندگی. ولی از "فریب دادن" که مصدری مرکب است مشتقی به دست نمی آید.
"فریفتن" در گذشته به صورت لازم و متعدی هر دو به کار می رفته است. ولی امروزه معنی لازم خود را بکلی از دست داده است و در معنی متعدی نیز کاربرد زیادی ندارد. بسامد یا فراوانی کاربرد " فریب دادن" از " فریفتن" بسیار بیشتر است، و اگر روند تبدیل فعل های ساده به مرکب همچنان ادامه یابد در آینده جانشین بلامنازع " فریفتن " خواهد شد.
۲- در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی به طور عادی نمی توان از اسم یا صفت فعل ساخت. زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و برای مفاهیم تازه نیز از همین الگو استفاده می کند. ذکر چند مثال موضوع را روشن خواهد ساخت. در انگلیسی از television فعل televise و در فرانسه فعلteleviser را ساخته اند.
درعربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفز، یتلفز. اما ما در فارسی می گوییم " از تلویزیون پخش کرد". در انگلیسی واژهً telephone را به صورت فعل هم به کار می برند. در فرانسه نیز از آن فعل telephoner را ساخته اند. در عربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفن، یتلفن. اما ما در فارسی از فعل مرکب " تلفن کردن " استفاده می کنیم. در انگلیسی از واژهً philosophy " فلسفه" فعل Philosophize و در فرانسه از philosophie فعلphilosopher را ساخته اند.
در عربی هم از فلسفه فعل می سازند و می گویند تفلسف، یتفلسف. اما ما در فارسی اگر مورد قبول واقع شود، می گوییم " فلسفه پرداختن" یا "به فلسفه پرداختن".
وقتی دکتر محمود هومن مصدر " فلسفیدن" را ساخت و در نوشته های فلسفی خود به کار برد، مورد پسند قرار نگرفت و آن را " دور از ذوق سلیم" دانستند. در انگلیسی از صفت polar فعل polarize و در فرانسه از صفت polaire فعل Polarizer را ساخته اند. در عربی نیز از قطب فعل می سازند و می گویند استقطب، یستقطب. ولی ما ترجیح می دهیم بگوییم " قطبی کردن" و مصدر " قطبیدن" را جعلی و مشتقات آن را "جعلیات" می دانیم. در انگلیسی از iodine "ید" فعل iodize و در فرانسه از iode فعل ioder را ساخته اند. در عربی نیز از آن فعل می سازند و می گویند یود، ییود. ولی ما در فارسی ترجیح می دهیم بگوییم "با ید معالجه کردن" یا "ید زدن به".
مثال های فوق کافی است که نشان دهد زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و فعل بسیط جدید نمی سازد. از فعل هایی که در انگلیسی و فرانسه و عربی ساخته می شوند، ‌ونمونه های آنها در بالا ذکر شدند، به راحتی می توان مشتق های جدیدی به دست آورد، همان گونه که دربارهً مشتق های ionize در بالا مشاهده کردیم. ولی ما در فارسی به راحتی نمی توانیم از "عبارت های فعلی" خود مشتق های جدید بسازیم ( به طوری که از مثال ها نیز فهمیده می شود، در اینجا منظور ما از فعل مرکب، فعل های پیشوند دار نیست).
۳- شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند واز گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است. آقای دکتر خانلری در کتاب تاریخ زبان فارسی فهرست افعال ساده را "اعم از آنچه در متن ها مکرر آمده است و آنچه در زبان محاورهً امروز به کار می رود " (۲ ) به دست داده است.
در این فهرست فقط ۲۷۷ فعل وجود دارد. اما یک نگاه گذرا به فهرست مزبور نشان می دهد که تعداد زیادی از افعال درج شده نه در گفتار امروز به کار می روند و نه در نوشتار. فعل هایی از این قبیل: غارتیدن، آهیختن، اوباشتن، بسودن، چمیدن، خستن، خلیدن، سپوختن، زاریدن، سگالیدن، شکفتن، گساردن، کفیدن، طوفیدن، مولیدن، گرازیدن، موییدن، خوفیدن، و تعداد کثیری دیگر.
در واقع تعداد فعل های سادهً فارسی که فعال هستند، یعنی در گفتار و نوشتار به کار می روند، از رقم ۲۷۷ بسیار کمتر است. در سه بررسی جداگانه که سه دانشجوی رشتهً زبانشناسی ( ۳ ) در دورهً تحصیل شان در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران انجام داده اند و فعل های ساده را از متن گفتار و نوشتار روزمره استخراج کرده اند، بالاترین رقم ۱۱۵ بوده است.
با افزودن فعل هایی که بسامد آن ها کمتر است، ولی هنوز در نوشتا ر به کار می روند این رقم بین ۱۵۰ و ۲۰۰ قرار می گیرد؛ یعنی در زبان فارسی حد اکثر ۲۰۰ فعل سادهً فعال وجود دارد که از آنها می توان مشتق به دست آورد!
دکتر خانلری پس از ذکر شمار اندک فعل های سادهً فارسی، در پانوشت صفحه ۲۵۸ همان اثر می نویسد: "مقایسه شود با شمارهً فعل ها در زبان فرانسوی که به ۴۱۶۰ تخمین شده است."
در زبان انگلیسی که گذر از مقولهً اسم به فعل بسیار آسان است و بسیار فراوان نیز رخ می دهد،‌ تعداد فعل های ساده و زایا بسیار بیشتر است. من با مراجعه به فرهنگ انگلیسی Random House توانستم در بین واژه هایی که با پیشوند tele ساخته شده اند و فقط ۵/۱ صفحه از ۲۲۱۴ صفحهً این فرهنگ را تشکیل می دهند، ۱۶ فعل ساده پیدا کنم که همه دارای مشتقات خاص خود هستند.
اگر این نمونه برداری "مشتی نمونهً خروار" باشد، ‌در این صورت می توان گفت در فرهنگ مزبور در حدود ۲۳۰۰۰ فعل ساده وجود دارد (۴).
اینکه فعل های ساده در فارسی کم اند و به تدریج جای خود را به فعل های مرکب می دهند توجه دیگران را نیز جلب کرده است.
محمد رضا عادل در مقاله ای با عنوان "فعل در زبان فارسی" در شمارهً بهار و تابستان ۱۳۶۷ رشد: آموزش ادب فارسی، چنین می نویسند: "همان گونه که گفته شد، افعال ساده روز به روز روی به کاهش دارد و استعمال افعال مرکب فزونی می یابد. این امر تا بدان پایه است که گاه در چند جملهً متوالی نشانی از فعل ساده نیست..." و نمونه هایی نیز در تایید گفته خود ارائه می کنند.
یک نمونه برداری از فعل های مرکب، فراوانی کاربرد آنها را در زبان فارسی نشان می دهد. در این پژوهش تقریبا سه هزار فعل مرکب به دست آمده است که از این تعداد، ۱۰۵۶ فعل آن با " کردن " ساخته شده اند مانند: آزمایش کردن، گود کردن، نامزد کردن و غیره ( ۵ ).
۴- از این شمار اندک فعل های فارسی که به ما رسیده اند نیز بسیاری در حال از بین رفتن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد ( ۶ ). قبلا گفتیم که فعل " نمودن " در حالت متعدی جای خود را به " نشان دادن " و در حالت لازم به " به نظر آمدن " و " به نظر رسیدن " داده است، که همه فعل های مرکب عقیم هستند. نیز گفتیم که در برابر فعل سادهً " فریفتن "فعل مرکب" فریب دادن " و " گول زدن " قرار دارند که کاربرد آنها بسیار بیشتر از " فریفتن " است و احتمال دارد در آینده این فعل ساده را بکلی از میدان به در کنند و جانشین آن گردند. در اینجا به چند نمونهً دیگر اشاره می کنیم.
فعل "شایستن" امروز بکلی از بین رفته و جای خود را به "شایسته بودن" داده است. مشتق های " شایسته "، " شایستگی "، " شایان " و " شاید" بازماندهً روزگار زایایی این فعل هستند.
فعل " بایستن " بکلی از بین رفته و جای خود را به فعل های مرکب " لازم بودن"، " واجب بودن " و نظایر آن داده است. " باید " ( و صورت های دیگر آن مانند " بایستی " و غیره ) و " بایسته " تنها بازماندگان این فعل هستند. فعل " خشکیدن " و متعدی آن " خشکاندن " بسیار کم و در بعضی از لهجه ها به کار می روند، و فعل های مرکب " خشک شدن " و " خشک کردن‌" جانشین آنها شده اند.
واژه های " خشک " ، " خشکه " و " خشکی " مشتق های بازماندهً این فعل هستند. فعل " گریستن " بسیار کم به کار می رود و جای خود را به " گریه کردن " داده است، و صورت متعدی آن " گریاندن " نیز جایش را به " به گریه انداختن" واگذار کرده است. واژه های " گریان " و " گریه " تنها مشتق های بازمانده از فعل " گریستن " هستند.
" آمیختن " تقریبا از استعمال افتاده است. معنی لازم آن بکلی از بین رفته و در معنی متعدی هم جای خود را به " مخلوط کردن " یا " قاتی کردن " داده است. واژه های " آمیزش " و " آمیزه " تنها مشتق هایی هستند که از این فعل باقی مانده اند. فعل " نگریستن " از استعمال افتاده و جای خود را به " نگاه کردن " و " مشاهده کردن " داده است.
صورت های " نگران "، " نگرانی " و " نگرش " مشتقات رایج این فعل هستند که باقی مانده اند. " شتافتن " دیگر به کار نمی رود و جای خود را به " عجله کردن"، " شتاب کردن"، " با شتاب رفتن " و مانند آن داده است، ‌و "شتاب" و " شتابان " مشتق های بازماندهً آن هستند.
البته در زبان پهلوی نیز فعل های مرکب وجود داشته است، مانند "نیگاه کردن"، "ایاد کردن" به معنی "به یاد آوردن"، "به خاطر آوردن" ولی تعداد این فعل های مرکب بسیار کم و ناچیز بوده است( ۷ ).
کاربرد فعل های ترکیبی در فارسی کهن رایج شده و با گذشت زمان شتاب بیشتری گرفته است. آقای دکتر علی اشرف صادقی می نویسند: "این گرایش در دوره های بعد بسیار زیادتر شده... " و نیز " به نظر می رسد که زبان فارسی هنوز در مسیر این تحول پیش می رود. شاید امروز دیگرنتوان افعال مختوم به " ئیدن " را با قاعده شمرد، چه دیگر هیچ فعل جدیدی به این صورت ساخته نمی شود. برعکس، ساختن افعال گروهی با " کردن"، "زدن" و جز آن بسیار شایع است: تلفن کردن ( زدن )، تلگراف کردن ( زدن )، پست کردن و غیره. " ( ۸ ).
آقای دکتر خانلری در اثر یاد شده در صفحه ۳۳۱ می نویسند: "از قرن هفتم به بعد پیشوندهای فعل به تدریج از رواج افتاده و فعل مرکب جای آنها را گرفته است." و نیز در صفحه ۳۳۲ " فعل مرکب در فارسی امروز جای بسیاری از فعل های ساده و پیشوندی را گرفته است.
شمارهً بسیاری از فعل های ساده در فارسی جاری امروز بکلی متروک است و به جای آنها فعل مرکب به کار می رود... ". دکتر خانلری سپس فهرست ۵۲ فعل سادهً آشنا را که بکلی متروک شده اند به دست می دهد.
گرایش به ساختن فعل های مرکب آنقدر زیاد است که در برابر مصدرهایی که از اسم یا صفت ساخته شده اند و به آنها " مصدر جعلی" می گویند نیز اغلب فعل مرکبی وجود دارد مانند " جنگ کردن " در برابر " جنگیدن"، "خم کردن" یا "خم شدن" در برابر "خمیدن"، " ترش شدن" در برابر "ترشیدن" و غیره.
امروز صورت مرکب این فعل ها کاربردی بسیار بیشتر از صورت بسیط آنها دارد، به طوری که می توان گفت صورت بسیط آنها تقریبا از استعمال افتاده است.
دربارهً علت این گرایش یعنی ساختن فعل مرکب، با قطعیت نمی توان چیزی گفت. ولی احتمال می رود که از لحاظ تاریخی ساختن فعل از واژه های قرضی عربی، مانند رحم کردن، بیان کردن و غیره، اگر نه تنها علت، لااقل یکی از علل عمدهً آن بوده باشد. ظاهرا ساختن فعل مرکب از واژه های دخیل عربی به تدریج گسترش یافته و به واژه های فارسی نیز سرایت کرده تا جایی که تنها الگوی ساختن فعل در فارسی شده است ( ۹ ).
۵- چنان که قبلا گفته شد، در زبان فارسی امروز گذر از مقولهً اسم و صفت به فعل معمول نیست، یعنی نمی توان از اسم و صفت فعل بسیط ساخت. به رغم اینکه بعضی از فعل هایی که از این راه ساخته شده اند قرن هاست در فارسی رایج هستند و بزرگان ادب فارسی نیز آنها را به کار برده اند، مانند " دزدیدن "، " طلبیدن "، با این همه بسیاری از ادبا و دستور نویسان آنها را " مصدر جعلی " می نامند ، که خود نشانهً اکراه و ناخشنودی آنها از این نوع افعال است ( ما برای اجتناب از کاربرد این اصطلاح، فعل هایی از این دست را " فعل تبدیلی " می نامیم و منظورمان این است که اسم یا صفتی به فعل تبدیل شده است.).
مادهً فعل تبدیلی می تواند اسم یا صفت فارسی باشد، مانند " بوسیدن" و "لنگیدن" و نیز می تواند از اصل عربی باشد، مانند " بلعیدن". ساختن فعل های تبدیلی در گذشته بیشتر معمول بوده و با ذوق فارسی زبانان سازگاری بیشتری داشته است، به طوری که شمار زیادی از آنها را در آثار قدما می بینیم که فعلا از استعمال افتاده اند. مثلا " تندیدن"، " خروشیدن " ( ۱۰ ) و بسیاری دیگر:
بتندید با من که عقلت کجاست
چو دانی و پرسی سوالت خطاست
بوستان سعدی
ز مرغان چون سلیمان قصه بشنید
بتندید و بجوشید و بکالید
بلبل نامهً عطار
خروشید گرسیوز آنگه بدرد
که ای خویش نشناس و ناپاک مرد
فردوسی
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
حافظ
ولی نباید تصور کرد که فارسی زبانان امروز اصلا فعل تبدیلی نمی سازند. چیزی که هست اکثر این فعل ها عامیانه هستند و کمتر به گفتار رسمی و از آن کمتر به نوشتار راه می یابند.
اینها نمونه ای از آن فعل ها هستند: سلفیدن، توپیدن، تیغیدن، پلکیدن، پکیدن، شوتیدن، ماسیدن، چاییدن، تمرگیدن، شلیدن، کپیدن، سکیدن ( به معنی نگاه کردن)، چپیدن، چپاندن، لنباندن، لمیدن، لولیدن، سریدن، چلاندن، قاپیدن، لاسیدن، و بسیاری دیگر.
آنچه برای بحث ما مهم است این است که از فعل های تبدیلی، چه آنها که از واژه های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از اصل عربی هستند، مشتق به دست نمی آید. این فعل ها، با آنکه ساده هستند، زایایی ندارند و جز معدودی که از آنها به اصطلاح "اسم مصدر شینی" ساخته شده است ( مانند: چرخش، غرش، رنجش ) بقیه مشتقی ندارند یا به ندرت مشتقی از آنها رایج شده است.
به بیان دیگر، فعل های تبدیلی نیز مانند فعل های مرکب عقیم هستند.
۶- نتیجه: تصویری که از زبان فارسی اکنون می توان به دست داد چنین است: درزبان فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که می توانند زایایی داشته باشند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد؛ تعداد این فعل ها در زبان فارسی به طور شگفت آوری کم است؛ از این شمار اندک نیز عده ای در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند؛ در زبان فارسی دیگر به طور عادی فعل سادهً جدید ساخته نمی شود، بلکه گرایش به ساختن فعل های مرکب است؛ فعل های مرکب و نیز فعل های تبدیلی هیچ کدام زایایی ندارند، یعنی نمی توان از آنها مشتقات فعل ساده را به دست آورد. زبان فارسی در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی این زبان برای واژه سازی علمی زایایی لازم را ندارد و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای رفع کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.
*
با این همه زبان فارسی می تواند یک زبان علمی باشد، به شرط اینکه کند و زنجیری را که ما به پای آن زده ایم باز کنیم. ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نشان دهیم که زبان فارسی زایایی لازم را بالقوه دارد. منتها ما این توانایی را از قوه به فعل نمی آوریم. ولی‌ پیش از آنکه در این بحث وارد شویم، باید به چند نکته توجه داشته باشیم.
الف واژه های علمی برای مردم کوچه و بازار ساخته نمی شوند، بلکه برای جمعی کارشناس و اهل فن و دانشجویانی که در رشتهً خاصی تحصیل می کنند، ساخته می شوند. بنابراین اگر انتظار داشته باشیم که واژه های تازه را همه بفهمند و احتمالا خوششان هم بیاید، انتظار بی‌جایی است. شما یقین داشته باشید معنی ionize و دیگر مشتقات آن را که در آغاز این مقاله برشمردیم جز گروهی اهل فن، انگلیسی زبانهای معمولی نمی دانند و شاید هم هیچگاه نشنیده باشند.
ب برنامه ریزی زبانی ( language planning ) از کارهایی است که بسیاری از کشورها به آن دست می زنند. در برنامه ریزی زبانی آگاهانه در مسیر زبان دخالت می کنند؛ بعضی روندها را تند و بعضی دیگر را کند می کنند تا برآیند آن متناسب با نیاز جامعه باشد. برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید باید اضافه کرد که این دخالت ها از آن گونه نیست که مثلا مردم نباید بگویند "حمام گرفتن" بلکه باید بگویند "به حمام رفتن" و مانند آن، بلکه مسائلی درحیطهً برنامه ریزی زبانی قرار می گیرند که به خط مشی کلی زبان مربوط شوند: مثلا دادن پاسخ به این سوال که آیا در واژه سازی علمی باید فقط از عناصرزندهً زبان استفاده کرد یا می توان ریشه ها و پیشوندها و پسوندهای مرده را نیز احیا کرد و به کار گرقت؟ یا اینکه آیا می توان از عناصر قرضی در زبان فعل ساخت و مثلا گفت "تلویزیدن" ؟ و "تلویزیده" ؟ و مانند آن.
پ نکتهً مهم دیگر این است که مشکل واژه های علمی را باید یکجا و به طور خانواده ای حل کرد. مثلا اگر قرار باشد برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردیم و در انگلیسی همه از ion ساخته شده اند برابرهایی ساخته شوند باید شیوه ای به کار گرفت که نه تنها جوابگوی آن ۱۳ اصطلاح باشد، بلکه اگر به تعداد آنها افزوده شد نیز همچنان کارساز باشد.
با توجه به نکاتی که در بالا گفته شد اکنون راه هایی را که برای واژه سازی‌علمی مفید به نظر می رسند به بحث می گذاریم. در واقع آنچه من می‌خواهم بگویم حرف تازه ای نیست؛ دیگران قبلا آنها را گفته و حتا عمل کرده اند. منظور من توجیه درستی راهی است که آنها رفته اند و بر طرف کردن سوء تفاهماتی که از این رهگذر در ذهن بعضی از افراد به وجود آمده است.
۱- مهم ترین راه و بارورترین روش برای ساختن واژه های علمی، ساختن مصدر تبدیلی یا به اصطلاح "مصدر جعلی" است. در فارسی نیز مانند انگلیسی، فرانسه، عربی و بسیاری از زبانهای دیگر باید از اسم یا صفت فعل بسازیم تا بتوانیم مشتقات لازم را از آن به دست بیاوریم و گره کار خود را بگشاییم.
تنها با ساختن فعل است که می توان مشکل واژه های علمی را به طور گروهی حل کرد. مثلا اگر از "یون" با پسوند فعل ساز " یدن " فعل "یونیدن"ساخته شود، می توان تمام برابرهای لازم را برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردم به دست آورد: یونیدن، یونیده، یوننده، یونش، یونیدگی، یونش پذیر، یونش پذیری، اتاقک یونش، انرژی یونش، پتانسیل یونش، ردِ یونش، گاز یونیده، تابش یوننده، ونیز بسیاری دیگر که ممکن است بعدا مورد نیاز باشند.
چنان که پیش تر گفته شد، این حرف تازه ای نیست: آقای دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی ( ۱۱ )همین پیشنهاد را می کنند، منتها ایشان معتقدند که مادهً فعل نیز باید از اصل فارسی باشد. پیش تر به دکتر محمود هومن و گرایش او به ساختن فعل های تبدیلی نیز اشاره کردیم. ولی نخستین کسی که به این فکر جامهً عمل پوشانید دکتر غلامحسین مصاحب بود که در دایرة المعارف فارسی افعالی مانند " قطبیدن "، "اکسیدن"، "برقیدن"، "یونیدن" را به کار برد والحق که به کار درستی دست زد.
امروز نیزگروه های واژه سازی در مرکز نشر دانشگاهی از همین خط مشی پیروی می کنند. در اینجا برای رفع سوء تفاهم بد نیست چند نکته را توضیح بدهیم.
الف من معتقد به "فارسی سره" که در آن هیچ واژهً عربی یا فرنگی نباشد، نیستم زیرا آن را غیر عملی می دانم. تلاش برای یافتن برابری فارسی برای "یون" کاری است عبث. ولی معتقد نیستم که "یونیزاسیون" و " یونیزه " و دیگر مشتقات آن باید در فارسی به کار روند.
زیرا زبان فارسی توانایی ساختن این مشتقات را دارد. از سوی دیگر، من معتقد به طرد واژه های متداول عربی در فارسی نیستم. بعضی از این واژه ها قرن هاست که در فارسی به کار رفته اند و امروز جزو واژگان زبان فارسی هستند، همان طور که تعداد کثیری از واژه های فارسی به صورت معرب در عربی به کار می روند و امروز جزء لاینفک زبان عربی هستند. "در مورد تاثیر زبان فارسی بر عربی از خود قرآن کریم سخن آغاز می کنیم. می بینیم کلمات فارسی فراوانی در این کتاب آسمانی آمده و باز می بینیم که برخلاف خوی ملی گرایی و تعصب عربها یا ایرانیان یا هرنژاد دیگری که می گویند باید زبان را از واژه های بیگانه پیراسته کرد، این کتاب آسمانی از کلمات غیر عربی و از جمله فارسی‌استفاده کرده است." ( ۱۲ )
بنابراین وقتی صحبت از واژه سازی می شود نباید این توهم به وجود آید که منظور عربی زدایی است.
ب بعضی از ادبای ما وقتی رواج واژه هایی نظیر "قطبیدن" را ( که در برابر polarize به کار رفته ) و یا " قطبش" و نظایر آن را می بینند دچار تشویش می شوند که "این جعلیات زبان شیرین فارسی را خراب می کنند، به گنجینهً پر ارزش ادب فارسی لطمه می زنند، رابطهً ما را با بزرگان ادب فارسی چون حافظ و سعدی قطع می کنند، در آثار قدما کی چنین چیزهایی آمده است؟ " و نگرانی‌ های دیگری از همین دست.
در پاسخ این بزرگواران باید گفت: اولا " قطبیدن" از نظر ساخت هیچ فرقی با " طلبیدن" ندارد که عنصری و ناصرخسرو و خیام و سعدی و مولوی و حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی آن را به کار برده اند ( نگاه کنید به مدخل "طلبیدن" در لغت نامهً دهخدا). ثانیا واژه هایی مانند polarize ، iodize ، ionize و نظایر آن نیز در آثار بزرگان ادب انگلیسی مانند شکسپیر و میلتون و بایرون و جز آن دیده نمی شوند. ولی ساخته شدن این مصدرها در زبان انگلیسی و دهها مشتقی که از آنها به دست می آید هیچ زیانی به گنجینهً ادب زبان انگلیسی وارد نکرده است.
امروز شور و شوق برای خواندن آثار شکسپیر شاید بیش از روزگاری باشد که این واژه ها ساخته نشده بودند. در واقع این دو قضیه هیچ ارتباطی با هم ندارند. ثالثا چنان که پیشتر گفته شد و شواهدی نیز در تایید آن آورده شد، زبان عربی که در نظر بسیاری از مردم زبان متحجری است، اصطلاحات علمی را به باب های مناسب می برد و مشتق های لازم را از آنها به دست می آورد.
اگر چنین است، پس چرا ما از توان زبان فارسی استفاده نکنیم، فعل های تبدیلی نسازیم، و مشتق های لازم را به دست نیاوریم؟ در این میان کار واژه سازی زبان انگلیسی از همه جالب تر و آموزنده تر است. زبان انگلیسی واژهً ion را ( که به معنی "رفتن" است ) از یونانی عاریه می گیرد و در معنای علمی کاملا جدیدی به کار می برد. سپس پسوند ize را که از طریق لاتین از یونانی به دست آورده است بر آن می افزاید و فعل ionize را می سازد. در مرحلهً بعد، پسوند able را که از طریق فرانسه از لاتین به ارث برده به آن اضافه می کند و صفت ionizable را می سازد، و هیچ کس هم ایرادی نمی گیرد.
ولی ما بعد از قرن ها هنوز می گوییم "طلبیدن" مصدر جعلی است، و اجازه نمی دهیم در زبان فارسی فعل جدیدی ساخته شود، آن هم با پسوند فعل سازی که متعلق به خود زبان فارسی است!
باری، نگرانی های ادبای ما گرچه از روی دلسوزی است، ولی ریشه در واقعیت ندارد. شاید وقت آن رسیده باشد که برچسب "جعلی" و "جعلیات" از روی واژه های تازه پاک شود. اگر جز این کنیم، فارسی از لحاظ واژگان علمی زبانی عقیم باقی خواهد ماند.
۲- یکی دیگر از راه هایی که باید برای واژه سازی علمی مورد استفاده قرار گیرد، بهره گرفتن از مشتقات فعل هایی است که هم اکنون در فارسی به کار می روند، یعنی ساختن مشتق از راه قیاس، اعم از اینکه آن مشتق ها در گذشته به کار نرفته باشند یا فعلا متداول نباشند: مثلا ساختن " نوشتار" به قیاس "گفتار" یا "رسانه" به قیاس "ماله" و مانند آن.
دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی جدولی از ده فعل فارسی به دست می دهد که از هر کدام می توان بالقوه هفت مشتق به دست آورد که جمعا هفتاد صورت می شود. او می نویسد: "از هفتاد صورتی که دراین جدول داریم می بینیم که چهل و پنج صورت را به کار نمی بریم در حالی که به همهً آنها نیازمندیم. اکنون به آن بیفزایید صدها واژهً همکرد ( مرکب ) را که با آنها نساخته ایم و هزارها واژهً دیگر را که می توانیم تنها از این چند ریشه با گذاشتن پیشوند و پسوند های گوناگون... بسازیم."
از زمانی که دکتر مقدم این سخنرانی را ایراد کرد ( سوم دی ماه ۱۳۴۱ ) و بعدا به صورت دفتری چاپ شد تاکنون سه صورت از آنهایی که به کار نمی رفته به کار افتاده اند: نوشتار، ساختار، و سازه ( مهندسی سازه ).
ما امروزه صفت " کُنا " را به کار نمی بریم، در حالی که از " کُن + آ " ساخته شده است مانند: گویا، شنوا، روا، توانا و جز آن. از این گذشته این صفت در گذشته به کار رفته است: " اگر اندر ذات وی بود، وی پذیرا بودی نه کنا " ( ۱۳ ) . همچنین است کنایی که به قیاس
" توانایی"، " گویایی " و مانند آن ساخته شده است، و در گذشته نیز به معنی " کنندگی " به کار رفته است. نیز فعل " کنانیدن " در گذشته به صورت متعدی سببی به کار رفته است ( ۱۴ ). حال با استفاده از این امکانات زبان فارسی ما می توانیم مشکل یک گروه از اصطلاحات شیمی را چنین حل کنیم:
کناننده activating کنا active
کناننده activator کنایی activity
کنانش activation کنانیدن activate
انرژی کنانشی activation energy کنانیده activated
منظور از این مثال این نیست که بگوییم اصطلاحاتی که شیمیدان ها در فارسی به کار می برند غلط است و باید آنها را دور بریزند و در عوض این مجموعه را به کار برند؛ بلکه منظور از آن نشان دادن امکانات ناشناختهً زبان فارسی و به ویژه نشان دادن اهمیت قیاس در واژه سازی علمی است. در مثال بالا، " کنا "، " کنایی " و " کنانیدن " همه قبلا در فارسی به کار رفته بودند. ولی فرض می کنیم که هیچ کدام از آنها به کار نرفته بودند. در آن صورت نیز ما می توانستیم همین مجموعه را یا نظایر آن را از روی قیاس بسازیم و به کار ببریم. حتا اگر ناچار بودیم می توانستیم این مجموعه را با واژه ای از اصل عربی بسازیم: فعال، فعالایی ( یا فعالیت )، فعالانیدن، فعالاننده، فعالانش، فعالانشی، و اشتقاق های لازم دیگر.
ما باید خود را با نیازهای واژه سازی علمی بیشتر آشنا کنیم. باید این حرف را فراموش کنیم که ساختن " مصدر جعلی " جایز نیست. باید از این فرض نادرست دست برداریم که کاربرد واژه امری است "سماعی" و نه قیاسی.
زبانی که قدما به کار برده اند جوابگوی نیازهای آن روز جامعهً ما بوده است. ما می توانیم و باید اندوخته ای را که آنها برای ما گذارده اند دست مایه قرار دهیم، ولی نمی توانیم تنها به آن اکتفا کنیم. باید کند و زنجیری را که ندانسته به پای زبان فارسی زده ایم باز کنیم و بگذاریم زبان همگام با نیازها و تحولات شگرف جامعهً امروز آزادانه پیش برود. اینجاست که نیاز به وجود یک فرهنگستان علوم کاملا احساس می شود، فرهنگستانی که با چشم باز به جهان واقعیات نگاه کند و بتواند سنجیده و خردمندانه گام بردارد.


#فارسی  ___

2015-03-15 22:19:08 (0 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

برای ساختن یه مثلث با css داشتم تاب می‌خوردم ببینم روش جدید چی داریم، خوردم به یه پست تو استک‌اورفلو، یارو دو سال بعدش اومده توضیح داده: آقا ما یه چیز جدید یاد گرفتیم، به جای فلان کد، بهمان کد رو بزنین، بهتره، اصل‌ن بوجور گرخیدم از پیگیر بودنش، دمش گرم.

برای ساختن یه مثلث با css داشتم تاب می‌خوردم ببینم روش جدید چی داریم، خوردم به یه پست تو استک‌اورفلو، یارو دو سال بعدش اومده توضیح داده: آقا ما یه چیز جدید یاد گرفتیم، به جای فلان کد، بهمان کد رو بزنین، بهتره، اصل‌ن بوجور گرخیدم از پیگیر بودنش، دمش گرم.___

2015-03-15 18:28:03 (0 comments, 0 reshares, 10 +1s)Open 

من دنبال آهنگ شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم هایده بودم، این نوت پرید جلوی چشمم

خود مهستي هم هر وقت اون آهنگ شايد اگه دائم بودي كنارم رو ميخوند ،بعد اينكه ميگفت : مراقب گلدون اطلسي باش ، خوندش رو قطع ميكرد ، يه بغض ريزي ميكرد. ميرفت بك استيج يه نخ بهمن پايه بلند ميكشيد سرش رو تكون ميداد ، ميگفت كاش واقعا مراقب گلدون اطلسي باشه. چون خودشم ميدونست طرف يه وقتايي منتظر كسي نميمونه ديگه. حتي ممكنه گلدون اطلسي رو هم يه گوشه اي ول كرده به امون خدا كه گلهاش پژمرده بشن و گلدونش خاك گرفته باشه. شايد گلدون اطلسي رو كنار آشغالا همون شب بعدش كه رفتگر مياد گذشته دم در فضاي خونه بيشتر بشه. شايد يه لگدي هم به گلدون اطلسي زده گفته اي من ريدم به هر چي گل اطلسي. آره خلاصه پيش خودش ميگه مراقب گلدون اطلسي باش حداقل انصافا، حالا منتظر هم نبودي باهاش كنار ميام.___من دنبال آهنگ شانه‌هایت را برای گریه کردن دوست دارم هایده بودم، این نوت پرید جلوی چشمم

posted image

2015-03-15 15:59:53 (31 comments, 0 reshares, 31 +1s)Open 

بخشی از میز کار

بخشی از میز کار___

posted image

2015-03-12 15:04:01 (2 comments, 0 reshares, 27 +1s)Open 

___

2015-03-08 14:23:39 (0 comments, 0 reshares, 20 +1s)Open 

-چه خوش تیپ شدی.
+ممنون، راستش سه سال پیش شش ماه خوش تیپ بودم، حتی تو رختخواب، حتی تو خوابایی که می‌دیدم، خسته شدم، الان دوباره شروع کردم.

-چه خوش تیپ شدی.
+ممنون، راستش سه سال پیش شش ماه خوش تیپ بودم، حتی تو رختخواب، حتی تو خوابایی که می‌دیدم، خسته شدم، الان دوباره شروع کردم.___

2015-03-05 12:58:51 (0 comments, 0 reshares, 1 +1s)Open 

“Most of us have two lives. The life we live, and the unlived life within us. Between the two stands Resistance.”
...
“You know, Hitler wanted to be an artist. At eighteen he took his inheritance, seven hundred kronen, and moved to Vienna to live and study. He applied to the Academy of Fine Arts and later to the School of Architecture. Ever see one of his paintings? Neither have I. Resistance beat him. Call it overstatement but I’ll say it anyway: it was easier for Hitler to start World War II than it was for him to face a blank square of canvas.

Pressfield, Steven. “The War of Art.” 

“Most of us have two lives. The life we live, and the unlived life within us. Between the two stands Resistance.”
...
“You know, Hitler wanted to be an artist. At eighteen he took his inheritance, seven hundred kronen, and moved to Vienna to live and study. He applied to the Academy of Fine Arts and later to the School of Architecture. Ever see one of his paintings? Neither have I. Resistance beat him. Call it overstatement but I’ll say it anyway: it was easier for Hitler to start World War II than it was for him to face a blank square of canvas.

Pressfield, Steven. “The War of Art.” ___

posted image

2015-03-04 20:54:30 (2 comments, 0 reshares, 8 +1s)Open 

روز به روز علمی‌تخیلی‌تر از دیروز

___روز به روز علمی‌تخیلی‌تر از دیروز

posted image

2015-02-18 13:07:46 (0 comments, 0 reshares, 11 +1s)Open 

«می‌باشد» به زبان آدمیزاد
رضا بهاری کتابی دارد به نام «به زبان آدمیزاد» که مجموعه‌ی یادداشت‌های او ست در ستایش پاکیزه‌نویسی و نکوهش شلخته‌نگاری در متون اداری و رسمی. می‌خواستم در معرفی این کتاب بنویسم، اما بهتر دیدم چکیده‌ی بخشی از آن را در حد این ستون بیاورم که مربوط است به مشهورترین فعل عتیقه در متون اداری و حتا غیراداری، یعنی «می‌باشد».

فعل‌های عتیقه نوشته‌ی شما را کهنه و ناصمیمی و خشک و بخشنامه‌ای می‌کنند. سعی کنید، در نوشتار هم مثل گفتار، هرگز از آن‌ها استفاده نکنید. اصنافدست‌به‌قلمی هستند که موفق شده‌اند این فعل‌های موذی و بی‌ریخت را در قلمرو قلم‌های خودشان تقریباً به طور کلی قلع و قمع کنند و قال قضیه را بکنند. آن‌هایی که تقریباً موفق شده‌اند روزنامه‌نویسان اند و آن‌هایی که به کلی موفق شده‌اند داستان‌نویسان.

ما اداره‌ای‌ها هیچ دلیل مشخصی برای استفاده از فعل‌های عتیقه نداریم. دستِ خودمان نیست. صرفاً داریم یک سنت دیرینه را به‌جا می آوریم. اما جالب است که بع... more »

«می‌باشد» به زبان آدمیزاد
رضا بهاری کتابی دارد به نام «به زبان آدمیزاد» که مجموعه‌ی یادداشت‌های او ست در ستایش پاکیزه‌نویسی و نکوهش شلخته‌نگاری در متون اداری و رسمی. می‌خواستم در معرفی این کتاب بنویسم، اما بهتر دیدم چکیده‌ی بخشی از آن را در حد این ستون بیاورم که مربوط است به مشهورترین فعل عتیقه در متون اداری و حتا غیراداری، یعنی «می‌باشد».

فعل‌های عتیقه نوشته‌ی شما را کهنه و ناصمیمی و خشک و بخشنامه‌ای می‌کنند. سعی کنید، در نوشتار هم مثل گفتار، هرگز از آن‌ها استفاده نکنید. اصناف دست‌به‌قلمی هستند که موفق شده‌اند این فعل‌های موذی و بی‌ریخت را در قلمرو قلم‌های خودشان تقریباً به طور کلی قلع و قمع کنند و قال قضیه را بکنند. آن‌هایی که تقریباً موفق شده‌اند روزنامه‌نویسان اند و آن‌هایی که به کلی موفق شده‌اند داستان‌نویسان.

ما اداره‌ای‌ها هیچ دلیل مشخصی برای استفاده از فعل‌های عتیقه نداریم. دستِ خودمان نیست. صرفاً داریم یک سنت دیرینه را به‌جا می آوریم. اما جالب است که بعضی اصنافِ دیگر دلیلی برای این عمل ناپسند دارند و حتا شاید بشود گفت که آگاهانه مرتکبِ این افعال می‌شوند. مثلاً بعضی مقاله‌نویسان هنوز فکر می‌کنند که «خوبیت» ندارد نوشته‌شان شبیه حرف‌زدن‌شان باشد و بنابراین سعی می‌کنند با فعل‌های عتیقه، به زعم خودشان، به آثار منثورشان وزن و اعتبار ببخشند.

متأسفانه نویسندگان آن‌ها درست مثل عوام گمان می‌کنند که هر چیزی که از زبان گفتار دور باشد و قلنبه و کتابی، الزاماً ادبیات است. در میان فعل‌های عتیقه یکی‌شان که از همه معروف‌تر یا به قولی بدنام‌تر است، همانا «می‌باشد»می‌باشد! و به طور کلی باشیدن به جای استن. جالبش این‌جا ست که بعضی طرفداران این عتیقه، دلیل‌شان این است که به لطفِ «می‌باشد» می‌توانند از آوردن «است»های متوالی احتراز کنند. خب، حالا ببینیم این دلیل چه قدر می‌تواند موجه باشد.

«اسب حیوان نجیبی ست. نسبتاً باهوش است. احتمالاً خوش‌اندام‌ترین جانور روی زمین است. دونده‌ای سریع است. قدرتمند است. بارکشی پرطاقت است. یکی از معروف‌ترین اسب‌های ادبیات فارسی، رخشِ رستم است و...»

خسته نباشید. «اسب‌نامه»‌ای که خواندید، به نظر شما اشکالی دارد؟ به نظر ما که ندارد. اصلاً اگر کاغذ حرام نمی‌شد، می‌شد تعداد این جمله‌های مختوم به «است» را به صدو هشتاد جمله هم افزایش داد. البته ما این‌جا عمداً این همه جمله ردیف کردیم تا خودتان ببینید که اشکالی ندارد، و در مورد تعدد و توالیِ «است» در متن‌های واقعی ـ که به‌ندرت ممکن است از سه یا چهار تا تجاوز کند ـ اصلاً نگران نباشید.

حالا خودمانیم، این‌همه جنگ و جدل و تبلیغات بر سر حقانیتِ «است» و کراهتِ «می‌باشد» قرار است کدام‌یک از آلام و مصائبِ گریبانگیر بشریت را تخفیف بدهد، خودمان هم نمی‌دانیم. حالا اگر هم‌چنان سرسخت و یکدنده معتقدید که آوردن «است»‌های متعدد و پی‌درپی خوبیت ندارد، ما مجبوریم کمی کوتاه بیاییم و بگوییم بسیار خوب، می‌توانید با حفظ معنای جملات، تعداد «است»ها را کم کنید. این کار راه‌هایی دارد...

بقیه‌ی این یادداشت و دیگر یادداشت‌های رضا بهاری را در کتابش بخوانید: «به زبان آدمیزاد»، نشر نی، چاپ دوم ۱۳۹۲
----------------------------------------------------
بازنشر از ستون «شیرینی زبان» روزنامه‌ی اعتماد
شماره‌های قبلی این ستون را در خوابگرد بخوانید:
http://khabgard.com/?id=1301918368

#خوابگرد #شیرینی_زبان #درست_بنویسیم___

posted image

2015-02-15 05:14:11 (3 comments, 0 reshares, 9 +1s)Open 

Very good. 

Very good. ___

2015-02-14 16:47:56 (4 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

آقا به خدا که هر چیزی اینفو گرافی نیست، این که دو تا عکس کتاب یا ایران یا یه موضوع خاص رو کنار هم بزارید و همش متن باشه و اسمش رو بزارید اینفوگرافی یعنی آریایی شدن

آقا به خدا که هر چیزی اینفو گرافی نیست، این که دو تا عکس کتاب یا ایران یا یه موضوع خاص رو کنار هم بزارید و همش متن باشه و اسمش رو بزارید اینفوگرافی یعنی آریایی شدن___

posted image

2015-02-14 16:40:27 (6 comments, 0 reshares, 27 +1s)Open 

چه لباسی بپوشیم برای ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ خرداد سال دیگه؟ فاز چی باشه؟
حالا ما هیچی، خود صدا و سیمایی‌ها بیچاره بشن احتمالن.
پذیرای ایده‌های جذابتون هستیم.
پ.ن: تا آخر سال تعطیلی نداریم، عالیه.
پ.ن۲: سال دیگه اوضاع خوبی نداریم از لحاظ وضعیت تعطیلات و متاسفانه زیاد هست
پ.ن۳: امروز فاز مهستی داشتیم سر کار با آهنگ «خوب من»

چه لباسی بپوشیم برای ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ خرداد سال دیگه؟ فاز چی باشه؟
حالا ما هیچی، خود صدا و سیمایی‌ها بیچاره بشن احتمالن.
پذیرای ایده‌های جذابتون هستیم.
پ.ن: تا آخر سال تعطیلی نداریم، عالیه.
پ.ن۲: سال دیگه اوضاع خوبی نداریم از لحاظ وضعیت تعطیلات و متاسفانه زیاد هست
پ.ن۳: امروز فاز مهستی داشتیم سر کار با آهنگ «خوب من»___

posted image

2015-02-12 13:29:19 (0 comments, 1 reshares, 9 +1s)Open 

Math Is Just Like Life..

Math Is Just Like Life..___

posted image

2015-02-12 13:26:44 (2 comments, 1 reshares, 7 +1s)Open 

This is why people love JavaScript

Join : +I'm Programmer for more #programming   #fun  

This is why people love JavaScript

Join : +I'm Programmer for more #programming   #fun  ___

2015-02-04 08:40:57 (5 comments, 0 reshares, 18 +1s)Open 

بانک سامان دختر زشت نداشت که، احتمالن معاونت اداریشون عوض شده.

بانک سامان دختر زشت نداشت که، احتمالن معاونت اداریشون عوض شده.___

2015-02-04 08:30:34 (2 comments, 0 reshares, 12 +1s)Open 

هیچ‌کسی ایمان مرا با اندام منتظم خویش مهندسی نتوانست بکند.
و نقل قول داریم از آقا RMS:
از ما نیست آن‌که ایمانش مهندسی شود.
و در روایت دیگر فرمودند:
نامنتظم باشید تا مهندسی نشوید.
همچنین در فرازی دیگر:
نظمی که در اندام نامنتظم مهندسان است، میوه‌ای است از میوه‌های بهشتی و جز آن که خود تربیت کند، بر ناظم دیگر مکتشف نشود.
روایت زیاده، عاقل را اشارت کافی است.

ایمان من در حلقه هندسه اندام هیچکس نیست :((___هیچ‌کسی ایمان مرا با اندام منتظم خویش مهندسی نتوانست بکند.
و نقل قول داریم از آقا RMS:
از ما نیست آن‌که ایمانش مهندسی شود.
و در روایت دیگر فرمودند:
نامنتظم باشید تا مهندسی نشوید.
همچنین در فرازی دیگر:
نظمی که در اندام نامنتظم مهندسان است، میوه‌ای است از میوه‌های بهشتی و جز آن که خود تربیت کند، بر ناظم دیگر مکتشف نشود.
روایت زیاده، عاقل را اشارت کافی است.

posted image

2015-01-28 20:49:22 (0 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

"Nobody asked you!!" 😠 lol!! 😅

"Nobody asked you!!" 😠 lol!! 😅___

posted image

2015-01-27 10:44:12 (6 comments, 0 reshares, 23 +1s)Open 

The True Future Of #Microsoft #HoloLens  

The True Future Of #Microsoft #HoloLens  ___

2015-01-25 21:29:43 (0 comments, 0 reshares, 15 +1s)Open 

الان دو دلم که اسم یکی از کانتکت‌های گوشی رو تغییر بدم به هایده یا نه؟ چقدر شباهت آخه؟
نیم‌رخ و سه رخ کپی بی عیب و نقص، انگار اسکن سه بعدی شده باشه یکیشون و دومی از رو اون ساخته شده باشه.
هر چند مستند ضعیف بود به نظرم، با ذکر این نکته که یک ربع، بیست دقیقه آخرش رو بنده دیدم فقط.
اگه از آغاز فیلم، شیوه روایت همین بود که در آخر فیلم بوده، باید گفت بی‌نهایت ضعیف و کار دانشجویی بود.
اونم ضعیف‌ترین دانشجوی کلاس.

الان دو دلم که اسم یکی از کانتکت‌های گوشی رو تغییر بدم به هایده یا نه؟ چقدر شباهت آخه؟
نیم‌رخ و سه رخ کپی بی عیب و نقص، انگار اسکن سه بعدی شده باشه یکیشون و دومی از رو اون ساخته شده باشه.
هر چند مستند ضعیف بود به نظرم، با ذکر این نکته که یک ربع، بیست دقیقه آخرش رو بنده دیدم فقط.
اگه از آغاز فیلم، شیوه روایت همین بود که در آخر فیلم بوده، باید گفت بی‌نهایت ضعیف و کار دانشجویی بود.
اونم ضعیف‌ترین دانشجوی کلاس.___

posted image

2015-01-24 20:31:10 (2 comments, 0 reshares, 14 +1s)Open 

زیر نوشته یکی از دوستان یادی شد از آقا RMS
رفتم سایت معظم له آقا RMS، عکسشون با آسانژ و باقی قضایا.
اپن سورس سول فداه یا حاجی RMS

زیر نوشته یکی از دوستان یادی شد از آقا RMS
رفتم سایت معظم له آقا RMS، عکسشون با آسانژ و باقی قضایا.
اپن سورس سول فداه یا حاجی RMS___

2015-01-24 19:41:35 (4 comments, 0 reshares, 12 +1s)Open 

طوری نکنید که طوری بشود که بتوان یک طوری شما را از حلقه‌ها خارج کرد و طوری بشود که گویا طوری شده است که یک طوری یک دسیسه‌ای به وجود بیاید. بیاید همه طوره از نفاق بر حذر باشیم تا طوری بشود که باید بشود به طوری که آرمان‌هایمان طوری به نظر بیاید که تو گویی همه طوره سرانجام کار تو راضی باشی و ما رستگار.

طوری نکنید که طوری بشود که بتوان یک طوری شما را از حلقه‌ها خارج کرد و طوری بشود که گویا طوری شده است که یک طوری یک دسیسه‌ای به وجود بیاید. بیاید همه طوره از نفاق بر حذر باشیم تا طوری بشود که باید بشود به طوری که آرمان‌هایمان طوری به نظر بیاید که تو گویی همه طوره سرانجام کار تو راضی باشی و ما رستگار.___

2015-01-24 19:06:01 (13 comments, 0 reshares, 15 +1s)Open 

آنقدر اعصابم خورده که بهتره ببندم و کلن برم امشب.
این همه اعصاب خردی به هیچ چیش نمی‌ارزه.
امروز تا حدود ساعت سه، یه تک مشغول تحصیلداری و آماده کردن چند تا پروپوزال بودم، البته به غیر حدود یک ساعت، یک ساعت و نیمی که وقت گذاشتم برای هابی و علایق شخصی و خیال‌پردازی‌های خام ابتدایی.
بعد هم از من می‌شنوید، هیچ گاه لطفی به هیچ کس نکنید و هیچ وقت زیادتر از حد مورد نظر کار نکنید، نسبت سود به ضررش زیر یک هست و چرا عاقل کند کاری که هر شب آرد پشیمانی؟

آنقدر اعصابم خورده که بهتره ببندم و کلن برم امشب.
این همه اعصاب خردی به هیچ چیش نمی‌ارزه.
امروز تا حدود ساعت سه، یه تک مشغول تحصیلداری و آماده کردن چند تا پروپوزال بودم، البته به غیر حدود یک ساعت، یک ساعت و نیمی که وقت گذاشتم برای هابی و علایق شخصی و خیال‌پردازی‌های خام ابتدایی.
بعد هم از من می‌شنوید، هیچ گاه لطفی به هیچ کس نکنید و هیچ وقت زیادتر از حد مورد نظر کار نکنید، نسبت سود به ضررش زیر یک هست و چرا عاقل کند کاری که هر شب آرد پشیمانی؟___

2015-01-24 18:52:45 (0 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

خسته از کار در طول روز و پیاده‌روی بعد از ظهر و برسی دفتر، ببینی اون چیزایی که قرار بوده باشه، هیچ کدوم نیست

خسته از کار در طول روز و پیاده‌روی بعد از ظهر و برسی دفتر، ببینی اون چیزایی که قرار بوده باشه، هیچ کدوم نیست___

2015-01-23 19:09:48 (3 comments, 0 reshares, 10 +1s)Open 

Natively Going Karaj :)
there, The Mersana, My heart is.
The Quad was up on air, with unbelievable easy takeoff and stability on air, come from DJI Naza V2 Flight controller, we practice by making some clips, me as driver and also Damad!*(in clips I mean), mehdi as cameraman! and mojtaba as Flighter.

Did you know that Damad means داماد?

Natively Going Karaj :)
there, The Mersana, My heart is.
The Quad was up on air, with unbelievable easy takeoff and stability on air, come from DJI Naza V2 Flight controller, we practice by making some clips, me as driver and also Damad!*(in clips I mean), mehdi as cameraman! and mojtaba as Flighter.

Did you know that Damad means داماد?___

2015-01-23 18:55:37 (4 comments, 0 reshares, 33 +1s)Open 

چه حسه عجیبیه که بعضی‌ها اصرار دارن تو این مملکت بهشون بیشتر از بقیه ظلم می‌شه، کردها یه طرف، ترک‌ها یه طرف، عرب‌ها یه طرف و آنچه که به گوش نرسد، ظلمی‌ایه که داره به ترکمن‌ها، بلوچ‌ها، لرها و بقیه اقوام و سایر فرق و مذاهب می‌شه.
ای بدبخت‌ها! به همه‌مون با هم داره ظلم می‌شه، پیش فرض همه شهروند درجه سه هستیم، در برخی حالات و با آشنا و پارتی‌هایی که داریم/دارن می‌شیم/می‌شن درجه دو و درجه یکش که برای بنده قابل تصور نیست.
من یه بار یه عکس از داخل پورش پانامرا گذاشتم، خوب طرف سال ۸۲ و هم‌زمان بافارغ‌التحصیلی من اومده بود انفورماتیک دانشکده ما و باباش سفارش کرده بود که اون جا مشغول بشه و همه مدت سر کار گیم بازی می‌کرد و ۱۱ سال بعد، یه ساختمون داره حوالی میدان سرو، ساختمون ها!، نه واحد، پنج طبقه، اداری، هر طبقه نزدیک ۴۰۰ متر زیربنا با بقیه مخلفات و املاک دیگه‌ای که آمارش بماند و کسی که پورش پانامرا سوار می‌شه، حداقل موجودی تو حساب جاری‌اش، باید بالای ۵ تومن باشه(که من اون لحظه فهمیدم تومن می... more »

چه حسه عجیبیه که بعضی‌ها اصرار دارن تو این مملکت بهشون بیشتر از بقیه ظلم می‌شه، کردها یه طرف، ترک‌ها یه طرف، عرب‌ها یه طرف و آنچه که به گوش نرسد، ظلمی‌ایه که داره به ترکمن‌ها، بلوچ‌ها، لرها و بقیه اقوام و سایر فرق و مذاهب می‌شه.
ای بدبخت‌ها! به همه‌مون با هم داره ظلم می‌شه، پیش فرض همه شهروند درجه سه هستیم، در برخی حالات و با آشنا و پارتی‌هایی که داریم/دارن می‌شیم/می‌شن درجه دو و درجه یکش که برای بنده قابل تصور نیست.
من یه بار یه عکس از داخل پورش پانامرا گذاشتم، خوب طرف سال ۸۲ و هم‌زمان با فارغ‌التحصیلی من اومده بود انفورماتیک دانشکده ما و باباش سفارش کرده بود که اون جا مشغول بشه و همه مدت سر کار گیم بازی می‌کرد و ۱۱ سال بعد، یه ساختمون داره حوالی میدان سرو، ساختمون ها!، نه واحد، پنج طبقه، اداری، هر طبقه نزدیک ۴۰۰ متر زیربنا با بقیه مخلفات و املاک دیگه‌ای که آمارش بماند و کسی که پورش پانامرا سوار می‌شه، حداقل موجودی تو حساب جاری‌اش، باید بالای ۵ تومن باشه(که من اون لحظه فهمیدم تومن می‌تونه میلیارد هم باشه). این آدم درجه یکه، شهروند درجه یکه، نه من، تو و ما و شما.
در ارتباط با ظلم‌ها، بزرگترین مزیتی که می‌تونم ذکر کنم اینه که این‌هایی که خواب پنبه دانه می‌بینن، خودشون با هم اختلاف دارن و این خیلی عالیه، حتی به صورت کوتاه مدت هم نمی‌تونن با هم کنار بیان و حکومت احمق ایران اگه این نقاط اختلاف رو خوب درک می‌کرد و بهره‌برداری می‌کرد، گنده‌گوزی‌های کنونی که به وجود اومده، به این شدت نمی‌شد.
و تویی که با دو زار سن، به این نتیجه رسیدی که بهترین نسخه جدا شدن از ایرانه، این کار رو بکن، ولی مطمئن باش که این مملکت به این راحتی‌ها جدا بشو نیست.
بحث مهم‌تر اینه که از حرف یک نفر، یا یه گروه به نتیجه کلی رسیدن، خود رو به خواب زدنه تا استدلال صحیح.
احمد شریفی به خیلی‌های دیگه خیلی القاب تا الان داده و بعد از این هم می‌ده، ولی تو که فقط اون پست خاص اون رو می‌بینی، مشخصه که ترجیحت اینه که چشم‌هات بسته باشن و یه خواب خرگوشی واری هم بکنی، خواب خوش عزیزم.___

2015-01-18 07:54:16 (7 comments, 1 reshares, 15 +1s)Open 

نسخه جدید نوت پد پلاس پلاس رو نصب کردم و این متن رو دونه دونه تایپ کرد و منم وایسادم تا تموم شه

#notepadplusplus  


Freedom of expression is like the air we breathe, we don't feel it, until people take it away from us.

For this reason, Je suis Charlie, not because I endorse everything they published, but because I cherish the right to speak out freely without risk even when it offends others.
And no, you cannot just take someone's life for whatever he/she expressed.

Hence this "Je suis Charlie" edition.
- #JeSuisCharlie

نسخه جدید نوت پد پلاس پلاس رو نصب کردم و این متن رو دونه دونه تایپ کرد و منم وایسادم تا تموم شه

#notepadplusplus  


Freedom of expression is like the air we breathe, we don't feel it, until people take it away from us.

For this reason, Je suis Charlie, not because I endorse everything they published, but because I cherish the right to speak out freely without risk even when it offends others.
And no, you cannot just take someone's life for whatever he/she expressed.

Hence this "Je suis Charlie" edition.
- #JeSuisCharlie___

posted image

2015-01-14 13:04:16 (5 comments, 0 reshares, 10 +1s)Open 

دنیا داره روز به روز به فیلم‌های علمی تخیلی نزدیکتر می‌شه

An MIT Professor Built a 3D Printer That Can Print Drones

Lost your TV remote? Print a new one.

Your iPhone charger broke? Print a new one.

Your kid is bored? Buy a toy design online (maybe a drone?) and print it out for him to play with.

No big deal. This is your future!


https://medium.com/the-letters/3d-printed-drones-are-finally-here-c76811cf7ee4___دنیا داره روز به روز به فیلم‌های علمی تخیلی نزدیکتر می‌شه

posted image

2015-01-14 12:46:43 (0 comments, 0 reshares, 6 +1s)Open 

Felt like I was in my own personal Disneyland

Yeah, that's me trying to look all cool after doing one of the coolest things I've ever done. So I was SUPER bummed they wouldn't let me take a camera in, but just toured the +SpaceX facilities and it was everything I imagined it to be! I touched stuff that went into space! I mean, people were building spaceships in front of me!! Read that sentence again! Felt like I was in my own personal Disneyland! Not to mention they have the coolest address ever: 1 Rocket Road. The future looks bright! Do that thing +Elon Musk!

#future #spacex   #technology   #inspiration   #elonmusk     #occupymars  ___Felt like I was in my own personal Disneyland

2015-01-11 21:29:07 (1 comments, 0 reshares, 16 +1s)Open 

نتانیاهو شما رو هم یاد رییس دولت‌های نهم و دهم انداخت؟ یا فقط بنده بودم؟
رقابت تنگاتنگی با هم دارن تو دیده شدن در دوربین، شهوت دوربین از چشم و‌ گوششون می‌زنه بیرون. ته چهره هر دو هم یه پخمگی خاصی داره که منحصر به خودشون دو تاست.

نتانیاهو شما رو هم یاد رییس دولت‌های نهم و دهم انداخت؟ یا فقط بنده بودم؟
رقابت تنگاتنگی با هم دارن تو دیده شدن در دوربین، شهوت دوربین از چشم و‌ گوششون می‌زنه بیرون. ته چهره هر دو هم یه پخمگی خاصی داره که منحصر به خودشون دو تاست.___

2015-01-11 21:11:44 (4 comments, 0 reshares, 13 +1s)Open 

داور بازی ایران-بحرین معلم ورزش یه مدرسه تو خود استرالیا ست.
ما تموم معلم ورزش هامون فقط میشستن تو دفتر، چایی می خوردن!

داور بازی ایران-بحرین معلم ورزش یه مدرسه تو خود استرالیا ست.
ما تموم معلم ورزش هامون فقط میشستن تو دفتر، چایی می خوردن!___

2015-01-11 21:03:18 (2 comments, 0 reshares, 11 +1s)Open 

یادتون میاد سالی بود که هم عید باستانی نوروز بود و هم محرم؟ همه دو دل که باید چه کرد. یا حتی قبل‌تر، مثل سالی که مادربزرگ پدری زنده بود و ماه رمضان با نوروز یکی شده بود و بنده به دلیل سنم اجازه داشتم در طی روز شیرینی بخورم و خیلی‌ها روزه بودند؟
خوب بعضی قسمت‌هاشون شاید یادتون نیاد ولی.
ولی.
ولی.
ولی، حضور بنیامین نتانیاهو در صف اول به مانند اسلامِ شیعه ادیشن، ایرانین ورژنی است که نه همگی، بخش زیادی از ماها با همان به دنیا آمده‌ایم. همانند تناقضاتی است که با «عید و محرم»، «یلدا و رحلت پیامبر»،«نوروز و رمضان» داریم. یعنی همان جمع ناممکن تناقضات.

به سهم خود حضور بنیامین نتانیاهو در صف اول تظاهرات «جِ سوعیس چارلی» را به همه دوستداران آزادی بیان و روشنفکران، هم‌زمان تبریک، تهنیت و تسلیت می‌گویم.
پ.ن: عاشق اوناییم که ممکنه بیان و از پاپ کاتولیک‌ گونه‌تر، تلفظ صحیح آن جمله کذا را بیان کنند، آهان، از قضا «من احمد هستم». هیچ هم‌دردی‌ای با روسای کشورهایی ندارم که وقتی هواپ... more »

یادتون میاد سالی بود که هم عید باستانی نوروز بود و هم محرم؟ همه دو دل که باید چه کرد. یا حتی قبل‌تر، مثل سالی که مادربزرگ پدری زنده بود و ماه رمضان با نوروز یکی شده بود و بنده به دلیل سنم اجازه داشتم در طی روز شیرینی بخورم و خیلی‌ها روزه بودند؟
خوب بعضی قسمت‌هاشون شاید یادتون نیاد ولی.
ولی.
ولی.
ولی، حضور بنیامین نتانیاهو در صف اول به مانند اسلامِ شیعه ادیشن، ایرانین ورژنی است که نه همگی، بخش زیادی از ماها با همان به دنیا آمده‌ایم. همانند تناقضاتی است که با «عید و محرم»، «یلدا و رحلت پیامبر»، «نوروز و رمضان» داریم. یعنی همان جمع ناممکن تناقضات.

به سهم خود حضور بنیامین نتانیاهو در صف اول تظاهرات «جِ سوعیس چارلی» را به همه دوستداران آزادی بیان و روشنفکران، هم‌زمان تبریک، تهنیت و تسلیت می‌گویم.
پ.ن: عاشق اوناییم که ممکنه بیان و از پاپ کاتولیک‌ گونه‌تر، تلفظ صحیح آن جمله کذا را بیان کنند، آهان، از قضا «من احمد هستم». هیچ هم‌دردی‌ای با روسای کشورهایی ندارم که وقتی هواپیمای مسافربری کشورم را بر فراز خلیج همیشه نیلگون فارس زدند، هیچ کدامشان گه‌های اضافی و حرکات پوپولیستی، از قبیل آن که امروز خوردند، نخوردند. وقتی سردشت شیمیایی شد و هموطنان کردم به گای عظما رفتند، هیچ کدامشان غلطی نکردند.
به نظرم دیر به خودشان رسیده آن ماری که در آستین پرورش داده‌اند و دیر فهمیدند که بر شاخ، بن بریده‌اند.___

posted image

2015-01-10 17:23:17 (0 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

:))))

FBI Sting Operation___:))))

posted image

2015-01-10 17:22:22 (2 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

Microsoft :p

Microsoft :p___

Buttons

A special service of CircleCount.com is the following button.

The button shows the number of followers you have directly in a small button. You can add this button to your website, like the +1-Button of Google or the Like-Button of Facebook.






You can add this button directly in your website. For more information about the CircleCount Buttons and the description how to add them to another page click here.

Bruce WayneCircloscope