Login now

Not your profile? Login and get free access to your reports and analysis.

Tags

Sign in

No tag added here yet.
You can login on CircleCount to add some tags here.

Are you missing a tag in the list of available tags? You can suggest new tags here.

Login now

Do you want to see a more detailed chart? Check your settings and define your favorite chart type.

Or click here to get the detailed chart only once.

Prince Bruce has been shared in 1 public circles

AuthorFollowersDateUsers in CircleCommentsReshares+1Links
Nils Tschampel763The Cream of the Crop of May 2012What's this?On +CircleCount everyday some very interesting persons are choosen and recommended. These are persons without hunders of thousands of followers but with a lot of interesting content. You won't find silent people here leading the rankings, but interesting people that are worth to be followed.You can find the Cream of the Crop daily here:http://www.circlecount.com/daily/Past Cream of the Crop circles:April 2012: http://goo.gl/NvbKjMarch 2012: http://goo.gl/3auLoFebruary 2012: http://goo.gl/TWYpKJanuary 2012: http://goo.gl/HBdHbDecember 2011: http://goo.gl/RBCpgNovember 2011: http://goo.gl/x6TJkOctober 2011: http://goo.gl/2xVn92012-06-04 11:02:42309362356

Activity

Average numbers for the latest posts (max. 50 posts, posted within the last 4 weeks)

4
comments per post
0
reshares per post
20
+1's per post

1,076
characters per posting

Top posts in the last 50 posts

Most comments: 16

posted image

2014-09-25 09:38:48 (16 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

آیا لفظی بهتر از گوساله برای چنین شخصی با چنین سطح استدلالی سراغ دارین؟
پاسخ خود را به ۲ سه صفر پروستات پیامک کنید.

Most reshares: 1

2014-11-20 19:56:48 (0 comments, 1 reshares, 9 +1s)Open 

درویشی را گفتند: پایداری را چگونه شناختی؟
گفت:رجز رسائی باشند ولی دریغ از محصولی

#درویشی  

Most plusones: 49

posted image

2014-10-09 22:03:11 (9 comments, 0 reshares, 49 +1s)Open 

وضعیت فعلی بنده در محل کار.
در حال درست کردن کالانما!

Latest 50 posts

2014-11-25 22:02:10 (0 comments, 0 reshares, 8 +1s)Open 

در اوج حکومت بلشویکها یکی از اهالی غرب به روسیه سفر می‌کند. می‌بیند زندگی و اقتصاد اشتراکی در سرتاسر روسیه اجرا شده و به همان اندازه فاتحه‌ی همه چیز خوانده شده است. بی‌نظمی و درهم‌آشفتگی و فقدان کیفیت در سرتاسر مملکت موج می‌زند، با یک استثناء. او می‌بیند فقط درشکه‌هایی که به کار جابجایی مسافران می‌پردازند کارشان را درست و منظم انجام می‌دهند و البته به قیمت اقتصاد آزاد و رقابتی هم کرایه می‌گیرند.
آن آدم غربی از کسی می‌پرسد که چرا در روسیه فقط درشکه‌چی‌ها کارشان را درست انجام می‌دهند؟ جوابشمی‌دهند که چون متأسفانه اسبها برخلاف آدم‌ها متوجه نمی‌شوند که در این مملکت انقلاب شده است. آنها باید علوفه بخورند وگرنه نمی‌توانند کار کنند و می‌میرند. لذا باید قیمت مناسب را بابت کرایه به درشکه‌چی‌ها پرداخت. ریاضت اقتصادی را آدم‌ها می‌توانند بخاطر اهداف متعالی انقلاب تحمل کنند. اما اسبها نه.
در ایران خوشبختانه انقلاب شد. و اکنون بعد از 35 سال که از انقلاب می‌گذرد ما حتی توانستیم دشمن را در برابر خواست ه... more »

در اوج حکومت بلشویکها یکی از اهالی غرب به روسیه سفر می‌کند. می‌بیند زندگی و اقتصاد اشتراکی در سرتاسر روسیه اجرا شده و به همان اندازه فاتحه‌ی همه چیز خوانده شده است. بی‌نظمی و درهم‌آشفتگی و فقدان کیفیت در سرتاسر مملکت موج می‌زند، با یک استثناء. او می‌بیند فقط درشکه‌هایی که به کار جابجایی مسافران می‌پردازند کارشان را درست و منظم انجام می‌دهند و البته به قیمت اقتصاد آزاد و رقابتی هم کرایه می‌گیرند.
آن آدم غربی از کسی می‌پرسد که چرا در روسیه فقط درشکه‌چی‌ها کارشان را درست انجام می‌دهند؟ جوابش می‌دهند که چون متأسفانه اسبها برخلاف آدم‌ها متوجه نمی‌شوند که در این مملکت انقلاب شده است. آنها باید علوفه بخورند وگرنه نمی‌توانند کار کنند و می‌میرند. لذا باید قیمت مناسب را بابت کرایه به درشکه‌چی‌ها پرداخت. ریاضت اقتصادی را آدم‌ها می‌توانند بخاطر اهداف متعالی انقلاب تحمل کنند. اما اسبها نه.
در ایران خوشبختانه انقلاب شد. و اکنون بعد از 35 سال که از انقلاب می‌گذرد ما حتی توانستیم دشمن را در برابر خواست هسته‌ای‌مان به زانو درآوریم. نه تنها تحریم‌ها و گرانی‌ها و تورم‌ها و بیکاری‌ها و بنزین‌های سرطان‌زا و اقتصاد قاچاق و کمبود دارو و جنگها و کشتارها و غیره را تحمل کردیم که دزدی‌ها و اختلاس‌ها و فساد‌های دست‌اندرکاران حکومتمان را هم بخاطر اهداف متعالی انقلاب‌مان تحمل کردیم و می‌کنیم.
چون ما آدم هستیم. اسب که نیستیم.  ___

2014-11-25 07:37:15 (7 comments, 0 reshares, 43 +1s)Open 

شماها تازه صبحانه خوردین و رفتین پشت میزهاتون و دست بالا دو تار کار کرده باشید یا نه.
من شش صبح بیدار شدم، رفتم دفتر، همگی دیسک سخت و رایانه قابل حمل و کیف و کوله رو برداشتم و چایی دم کردم و تو صف سنگکی وایسادم، دیدم داره دیر می‌شه بی‌خیال شدم رفتم از بقالی خامه و عسل گرفتم، طرف رسیده با ماشین نشستیم و راه افتادیم و تو راه با فلاسک چایی خوردیم و خامه و عسلمون رو و تو ترافیک خندیدیم و رسیدیم، الانم کار رو تحویل دادیم، داریم برمی‌گردیم.
هوا چه عالیه، خدا داره قلیون می‌زنه، دودش رو کوه‌هاست.
چه روزخوبیه آقا.... more »

شماها تازه صبحانه خوردین و رفتین پشت میزهاتون و دست بالا دو تار کار کرده باشید یا نه.
من شش صبح بیدار شدم، رفتم دفتر، همگی دیسک سخت و رایانه قابل حمل و کیف و کوله رو برداشتم و چایی دم کردم و تو صف سنگکی وایسادم، دیدم داره دیر می‌شه بی‌خیال شدم رفتم از بقالی خامه و عسل گرفتم، طرف رسیده با ماشین نشستیم و راه افتادیم و تو راه با فلاسک چایی خوردیم و خامه و عسلمون رو و تو ترافیک خندیدیم و رسیدیم، الانم کار رو تحویل دادیم، داریم برمی‌گردیم.
هوا چه عالیه، خدا داره قلیون می‌زنه، دودش رو کوه‌هاست.
چه روز خوبیه آقا.___

2014-11-24 18:00:58 (0 comments, 0 reshares, 20 +1s)Open 

ه دو چشم را زین پس ه دانشمند می‌نامم.

ه دو چشم را زین پس ه دانشمند می‌نامم.___

2014-11-24 14:08:52 (4 comments, 0 reshares, 21 +1s)Open 


خدا رو شکر، آرمان‌ها هنوز سر جاشه، حداقل اینی که دختره نشسته پشتش، X3 هستش نه X6.


خدا رو شکر، آرمان‌ها هنوز سر جاشه، حداقل اینی که دختره نشسته پشتش، X3 هستش نه X6.___

2014-11-23 20:56:51 (5 comments, 0 reshares, 26 +1s)Open 

قصه‌های بهرنگ صمد بهرنگی که من سی و اندی ساله رو هم جذب می‌کنه با مقدمه‌ای شروع می‌شه که شبیه آخرین نوت زروان ازلی عزیزه.
زروان رو من ندیدم. قضاوتی راجع به نوت ندارم و حق هم ندارم بکنم و دلیلی هم ندارم.
لرای من متن مقدمه قصه‌های بهرنگ به حدی آشنایی‌زدایی بالایی داشت که یادم موند.
نتیجه انتهایی مقدمه جالب بود، چون دنیا جاییه که صمد تو مقدمه اون کتاب گفته و شما خلاصه‌اش رو تو نوت زروان می‌بینین، صمد تصمیم می‌گیره که کتابی هم باشه که به بچه‌ها همین رو بگه ولی با یه فرق، تهش نگه لعنت به من.
آخرشیاد بده که باید امیدوار بود و برای اون انید باید جنگید.
قصه‌ای که اسمش یادم نیست و داستان ننه کلاغه و جوجه کلاغه و غیره‌اس نشونه بارزشه. سگی رو می‌کشن بچه‌ها، ولی همین و تموم. عذاب وجدان ندارن برای قتل سگی که اذیتشون می‌کرد و مادر خوانده‌ای که از سگ هم بدتر بود و پدری که عنان دست زن دوم داده بود. فکر کنم اسم پسر قصه یاشار و دختر اولدوز بود، مطمئن نیستم.
من نظرم به صمد نزدیکه خلاصه(با ف... more »

قصه‌های بهرنگ صمد بهرنگی که من سی و اندی ساله رو هم جذب می‌کنه با مقدمه‌ای شروع می‌شه که شبیه آخرین نوت زروان ازلی عزیزه.
زروان رو من ندیدم. قضاوتی راجع به نوت ندارم و حق هم ندارم بکنم و دلیلی هم ندارم.
لرای من متن مقدمه قصه‌های بهرنگ به حدی آشنایی‌زدایی بالایی داشت که یادم موند.
نتیجه انتهایی مقدمه جالب بود، چون دنیا جاییه که صمد تو مقدمه اون کتاب گفته و شما خلاصه‌اش رو تو نوت زروان می‌بینین، صمد تصمیم می‌گیره که کتابی هم باشه که به بچه‌ها همین رو بگه ولی با یه فرق، تهش نگه لعنت به من.
آخرش یاد بده که باید امیدوار بود و برای اون انید باید جنگید.
قصه‌ای که اسمش یادم نیست و داستان ننه کلاغه و جوجه کلاغه و غیره‌اس نشونه بارزشه. سگی رو می‌کشن بچه‌ها، ولی همین و تموم. عذاب وجدان ندارن برای قتل سگی که اذیتشون می‌کرد و مادر خوانده‌ای که از سگ هم بدتر بود و پدری که عنان دست زن دوم داده بود. فکر کنم اسم پسر قصه یاشار و دختر اولدوز بود، مطمئن نیستم.
من نظرم به صمد نزدیکه خلاصه(با فاکتور گرفتن قتل سهوی سگ عموی یاشار)
___

posted image

2014-11-23 19:51:14 (11 comments, 0 reshares, 21 +1s)Open 

خوش اومدید به دنیای برنامه‌نویس‌ها
-۲۲ ثانیه زمان مونده تا اتمام دانلود. البته تفسیر فیزیکیش درسته، ۲۲ ثانیه قبل دانلود واقعا تموم شده بود، ولی ظاهرا از ۰ دوباره شروع کرد دانلود رو و در همون حین زمان شمارنده و درصد رو بازنشانی نکرد و شد این باگی که می‌بینید. الان تموم شده و داره یه برنامه دیگه رو بروز می‌کنه. دست برنامه‌نویس‌هاش درد نکنه.
#CyanogenMod
#Bug
#ProgrammersWorld


خوش اومدید به دنیای برنامه‌نویس‌ها
-۲۲ ثانیه زمان مونده تا اتمام دانلود. البته تفسیر فیزیکیش درسته، ۲۲ ثانیه قبل دانلود واقعا تموم شده بود، ولی ظاهرا از ۰ دوباره شروع کرد دانلود رو و در همون حین زمان شمارنده و درصد رو بازنشانی نکرد و شد این باگی که می‌بینید. الان تموم شده و داره یه برنامه دیگه رو بروز می‌کنه. دست برنامه‌نویس‌هاش درد نکنه.
#CyanogenMod
#Bug
#ProgrammersWorld
___

posted image

2014-11-22 22:19:14 (3 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

من نمی‌دونم این عکس با لنزایی که رضا رو صفحه شطرنج عکسشون رو گذاشته بود گرفته شده یا نه، ولی دایره واژگانم ضعیفه حس عجیب و برای خیلی‌هامون آشنای این عکس رو توصیف کنم.

The Milky Way.

Please Follow: +Interesting Things ___من نمی‌دونم این عکس با لنزایی که رضا رو صفحه شطرنج عکسشون رو گذاشته بود گرفته شده یا نه، ولی دایره واژگانم ضعیفه حس عجیب و برای خیلی‌هامون آشنای این عکس رو توصیف کنم.

2014-11-22 20:30:43 (8 comments, 0 reshares, 15 +1s)Open 

احتمالا بچه‌های دبیرستان غدیر شاهین شهر بین ۷۳ و ۴ تا ۷۷ و ۷۸ مجتبی مینوی رو از خودش و بچه‌هاش بهتر بشناسن. دبیر ادبیات سه سال دبیرستان و پیش دانشگاهی ما و هم دبیرستانی‌هامون عشق مجتبی مینوی بود و تو هر جلسه با ربط و بی‌ربط یادی از مجتبی مینوی می‌کرد.
جالبه و در عین حال جای تاسف داره که اسمش یادم نمیاد. آخر فامیلش ختم می‌شد به صفت، شاید نیکوصفت یا همچین چیزی.
(نیکوصفت این آش دور میدون انقلاب که رفته اول جمالزاده جنوبیه، غاتی کردم خلاصه ولی صفت داشت آخر فامیلش)

احتمالا بچه‌های دبیرستان غدیر شاهین شهر بین ۷۳ و ۴ تا ۷۷ و ۷۸ مجتبی مینوی رو از خودش و بچه‌هاش بهتر بشناسن. دبیر ادبیات سه سال دبیرستان و پیش دانشگاهی ما و هم دبیرستانی‌هامون عشق مجتبی مینوی بود و تو هر جلسه با ربط و بی‌ربط یادی از مجتبی مینوی می‌کرد.
جالبه و در عین حال جای تاسف داره که اسمش یادم نمیاد. آخر فامیلش ختم می‌شد به صفت، شاید نیکوصفت یا همچین چیزی.
(نیکوصفت این آش دور میدون انقلاب که رفته اول جمالزاده جنوبیه، غاتی کردم خلاصه ولی صفت داشت آخر فامیلش)___

2014-11-22 20:24:47 (1 comments, 0 reshares, 15 +1s)Open 

ذکر امشب

«کسي راز مرا داند
که از اين رو به آن رويم بگرداند.»

ذکر امشب

«کسي راز مرا داند
که از اين رو به آن رويم بگرداند.»___

posted image

2014-11-21 11:55:54 (8 comments, 0 reshares, 8 +1s)Open 

یکم) نوجوان که بودم، کتاب که دست می‌گرفتم، معمولا زمین نمیذاشتم تا تمام بشه. از شام و ناهار می‌افتادم. توی مسیر مدرسه، یواشکی سر کلاس، می‌خوندم و می‌خوندم تا تمام می‌شد. خیلی وقت بود دیگه اینطوری نمی‌خوندم. مدتها بود فقط خوش‌خوشان مطالعه می‌کردم: توی مترو، قبل از خواب. این هفته می‌دونید چی شد؟ مرخصی اضطراری گرفتم، توی خونه موندم تا این کتاب رو تمومش کنم. اصلا مگه میشد زمین بذاری؟

دوم) علمی/تخیلی بازها رمان‌های این ژانر رو به دو دسته تقسیم می‌کنن: نرم و سخت. نرم‌ها اون‌هایی هستند که خیلی پا پیجزئیات علمی نمی‌شن. فرض می‌کنن یه چیزی شدنیه، مثلا مسافرت با سرعت بیشتر از نور، یا چی می‌دونم تله‌پاتی. بعد داستان‌هایی که حول این تکنولوژی‌ها اتفاق می‌افته رو نقل می‌کنن. نمونه‌اش سری «بنیاد» از آقامون آسیموف. وقتی بحث تکنولوژی میشه فقط میگه «اتمی». اصلا وارد جزئیات نمیشه. کلارک از اون طرف خیلی چیزها رو لحاظ می‌کرد: مثلا برای این که استوانه‌ی راما جاذبه‌ی فلان داشته باشه، لازمه با چه سرعتی دور خودش بچر... more »

یکم) نوجوان که بودم، کتاب که دست می‌گرفتم، معمولا زمین نمیذاشتم تا تمام بشه. از شام و ناهار می‌افتادم. توی مسیر مدرسه، یواشکی سر کلاس، می‌خوندم و می‌خوندم تا تمام می‌شد. خیلی وقت بود دیگه اینطوری نمی‌خوندم. مدتها بود فقط خوش‌خوشان مطالعه می‌کردم: توی مترو، قبل از خواب. این هفته می‌دونید چی شد؟ مرخصی اضطراری گرفتم، توی خونه موندم تا این کتاب رو تمومش کنم. اصلا مگه میشد زمین بذاری؟

دوم) علمی/تخیلی بازها رمان‌های این ژانر رو به دو دسته تقسیم می‌کنن: نرم و سخت. نرم‌ها اون‌هایی هستند که خیلی پا پی جزئیات علمی نمی‌شن. فرض می‌کنن یه چیزی شدنیه، مثلا مسافرت با سرعت بیشتر از نور، یا چی می‌دونم تله‌پاتی. بعد داستان‌هایی که حول این تکنولوژی‌ها اتفاق می‌افته رو نقل می‌کنن. نمونه‌اش سری «بنیاد» از آقامون آسیموف. وقتی بحث تکنولوژی میشه فقط میگه «اتمی». اصلا وارد جزئیات نمیشه. کلارک از اون طرف خیلی چیزها رو لحاظ می‌کرد: مثلا برای این که استوانه‌ی راما جاذبه‌ی فلان داشته باشه، لازمه با چه سرعتی دور خودش بچرخه؟

سوم) طبیعتا نمی‌شه توی علمی/تخیلی سخت از یه جایی جلوتر رفت. داستان خسته کننده می‌شه. یهو می‌بینی به جای داستان داری مقاله‌ی ISI ارائه می‌دی.

چهارم) نمی‌شه جلوتر رفت؟ پس این اندی ویر معجزه کرده؟ کتابی نوشته که نه تنها هیجانش خون آدم رو به جوش میاره، جوک‌هاش به شدت آدم رو می‌خندونه که محاسبات علمیش هم ماجرا رو بیشتر از پیش جذاب و باورپذیر میکنه. همه چیز با دقت و وسواس محاسبه شده تا با فن‌آوری فضایی موجود مطابقت داشته باشه اما در عین حال داره در آینده‌ی نزدیک اتفاق می‌افته: وقتی که بشر به مریخ پا گذاشته.

پنجم) مارک، دانشمند گیاه‌شناس، هفدهمین بشریه که به مریخ پا گذاشته و اولین فردی که از سفینه‌اش جا می‌مونه. در حالی که هم‌قطارهاش فکر می‌کنن مرده و مجبور به خروج اضطرای می‌شن، به هوش میاد و برای زنده ماندن با سیاره‌ی سرخ شروع به جنگیدن می‌کنه. مقدار اکسیژن، کالری، آب، انرژی لازم رو محاسبه می‌کنه و دست به اختراع و ابتکار می‌زنه.

ششم) سریال Breaking Bad شما رو به شیمی علاقمند کرد؟ پس باید ببینید این کتاب با شما چکار می‌کنه. رابینسون کروزوئه رو دوست داشتید؟ به اتفاقات داخلی ناسا علاقمندید؟ هیجان دوست دارید؟ عاشق علم هستید؟ چرا نشستید دارید حرفای من رو می‌خونید؟ برید هر چه زودتر کتاب «مریخی» رو دست بگیرید.

هفتم) نویسنده که بابت نوشته‌های قبلیش از ناشرها دل خوشی نداشته تصمیم می‌گیره این کتاب رو مجانی و به صورت سریالی توی سایت خودش منتشر کنه. ملت حال می‌کنن و ازش میخوان نسخه‌ی کیندلیش رو هم فراهم کنه. کتاب به قیمت ۹۹ سنت میره توی آمازون و در کمتر از سه ماه به لیست پرفروش‌ها راه پیدا می‌کنه. پارسال امتیاز چاپش رو می‌فروشه به انتشارات Crown و یه چک شش رقمی به جیب می‌زنه. یه کم تاریخچه‌ی چاپش برعکس روال معموله نه؟

هشتم) خلاصه ببخشید من همش کتاب‌های عامه‌پسند و پرفروش و پرهیجان می‌خونم. باور کنید یه چند بار از این هنری/فلسفی/روشنفکری‌ها دست گرفتم. حال نداد خب. چه کنم؟___

2014-11-21 11:47:17 (1 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

روزهایی که می‌شه بدون این که کمربند ایمنی ببندی و هر چه بیشتر پدال گاز رو فشار بدی و میخ کوب بشی تو صندلی راننده با آهنگایی که بد نیستن روزهای خیلی خوبی هستن.

روزهایی که می‌شه بدون این که کمربند ایمنی ببندی و هر چه بیشتر پدال گاز رو فشار بدی و میخ کوب بشی تو صندلی راننده با آهنگایی که بد نیستن روزهای خیلی خوبی هستن.___

2014-11-20 19:56:48 (0 comments, 1 reshares, 9 +1s)Open 

درویشی را گفتند: پایداری را چگونه شناختی؟
گفت:رجز رسائی باشند ولی دریغ از محصولی

#درویشی  

درویشی را گفتند: پایداری را چگونه شناختی؟
گفت:رجز رسائی باشند ولی دریغ از محصولی

#درویشی  ___

2014-11-19 23:45:18 (1 comments, 0 reshares, 21 +1s)Open 

انسان‌ها از آنچه در زیست‌گاه‌های مجازی به نظر میاید، به ضرب‌المثل‌ها نزدیکترند.
برای من خیلی کم پیش اومده که ضرب‌المثل‌ها و تکیه‌کلام‌هایی رو که شنیدم چه ترکی، چه فارسی، با گوشت و پوست و خونم درک کنم، مثلا پارسال یکیشون این بود که طرف خرمگس رو تو هوا نعل می‌کنه و خوب همچین کسی رو دیدم.
دیشب دو نفر رو همراه هم دیدم که مفهوم «عاقبت کوزه‌گر خود در کوزه افتاد» رو نمی‌شد از نگاه نفر دوم نسبت به نفر اول برداشت نکنم. باید قبول کرد ادعای کاری را داشتن و نوت زدن در مواردی و درس خونده بودن، «چون نیم کردارنیست».... more »

انسان‌ها از آنچه در زیست‌گاه‌های مجازی به نظر میاید، به ضرب‌المثل‌ها نزدیکترند.
برای من خیلی کم پیش اومده که ضرب‌المثل‌ها و تکیه‌کلام‌هایی رو که شنیدم چه ترکی، چه فارسی، با گوشت و پوست و خونم درک کنم، مثلا پارسال یکیشون این بود که طرف خرمگس رو تو هوا نعل می‌کنه و خوب همچین کسی رو دیدم.
دیشب دو نفر رو همراه هم دیدم که مفهوم «عاقبت کوزه‌گر خود در کوزه افتاد» رو نمی‌شد از نگاه نفر دوم نسبت به نفر اول برداشت نکنم. باید قبول کرد ادعای کاری را داشتن و نوت زدن در مواردی و درس خونده بودن، «چون نیم کردار نیست».___

2014-11-15 17:40:37 (2 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

باید کسی باشد که پادشه خوبان باشد و دنبال خروسی/مرغی/تخم مرغی نباشد که سه کیلو و ۵۰۰ و پنجاه و ۲ گرم بشود.
 پادشه خوبان از اسمش معلوم است، باید خوب باشی تا بروی در قلمرویش و بتوانی آرمان شهری را که همواره نشانت داده است ببینی. آرمانشهری که پس از این که دیدیش دیگر نمی‌توانی در هیچ شهری دیگری زندگی کنی، مثل خوی و تهران، که هر وقت می‌روی خوی فکر می‌کنی چه خوب، چه هوای لطیفی، چه گوشت خوش‌مزه‌ای، چه آفتابگردان‌های مغروری، چه آبی، چه دمی و روباهی بشوی اهل همان خوی، ولی به محض این که ۷ تا ۲۴ تایی از ۶۰دقیقه‌ای ها را رد کردی،  مجروح باشی از این که در هوایی هستی که پادشه خوبان نیست.
باید پادشه خوبانی باشد تا بتوانی وقتی که لازم شد سرش داد بزنی، نه که سرش داد بزنی، همه دادهایی را که نزده‌ای بر سر دیگران پیشش بلند حرف بزنی و آغوشش را باز کند و بگوید حالا آرام شدی؟ حالت خوب شد؟ بیا بغلم. اصلا چایی بیارم؟ می‌خوای یه دوش بگیری یه کم آرومتر بشی؟ می‌خوای پاشیم بریم همون جای همیشگی بلکه اونجا حال... more »

باید کسی باشد که پادشه خوبان باشد و دنبال خروسی/مرغی/تخم مرغی نباشد که سه کیلو و ۵۰۰ و پنجاه و ۲ گرم بشود.
 پادشه خوبان از اسمش معلوم است، باید خوب باشی تا بروی در قلمرویش و بتوانی آرمان شهری را که همواره نشانت داده است ببینی. آرمانشهری که پس از این که دیدیش دیگر نمی‌توانی در هیچ شهری دیگری زندگی کنی، مثل خوی و تهران، که هر وقت می‌روی خوی فکر می‌کنی چه خوب، چه هوای لطیفی، چه گوشت خوش‌مزه‌ای، چه آفتابگردان‌های مغروری، چه آبی، چه دمی و روباهی بشوی اهل همان خوی، ولی به محض این که ۷ تا ۲۴ تایی از ۶۰ دقیقه‌ای ها را رد کردی،  مجروح باشی از این که در هوایی هستی که پادشه خوبان نیست.
باید پادشه خوبانی باشد تا بتوانی وقتی که لازم شد سرش داد بزنی، نه که سرش داد بزنی، همه دادهایی را که نزده‌ای بر سر دیگران پیشش بلند حرف بزنی و آغوشش را باز کند و بگوید حالا آرام شدی؟ حالت خوب شد؟ بیا بغلم. اصلا چایی بیارم؟ می‌خوای یه دوش بگیری یه کم آرومتر بشی؟ می‌خوای پاشیم بریم همون جای همیشگی بلکه اونجا حالت خوب شد؟
پادشه خوبان اگر می‌دانست پادشه خوبان است که پادشه خوبان نمی‌شد.
قول داده‌آم اگر پادشه خوبان را دیدم، در گوشش زمزمه کنم که «هیچ کسی لحظه‌ای شبیه تو نیست»
صد افسوس که صنعتگر نیستم، اگر بودم که صنعتی می‌ساختم که صنعت‌گران همه عالم نتوانند تفسیرش کنند، دیدی چه راحت صنعت «پادشه خوبان» را برایت تفسیر کردم؟___

posted image

2014-11-15 16:28:06 (3 comments, 0 reshares, 10 +1s)Open 

:))

"He Survived!: Finish Him!".
Join the Simple Science and Interesting Things Community and share interesting stuff!
https://plus.google.com/communities/117518490246975838002

http://i.imgur.com/DKO2hyz.gif___:))

2014-11-15 09:27:01 (2 comments, 0 reshares, 24 +1s)Open 

عجب روزیه. از چهار دیواری فقط پرچم سیاه پارک پرواز و یه جسم بتنی آجری بزرگ(هتل اسپیناس) از بین این همه دود معلومه. این هایی که بیماری قلبی دارن چه طور ممکنه به فردا برسن؟

عجب روزیه. از چهار دیواری فقط پرچم سیاه پارک پرواز و یه جسم بتنی آجری بزرگ(هتل اسپیناس) از بین این همه دود معلومه. این هایی که بیماری قلبی دارن چه طور ممکنه به فردا برسن؟___

2014-11-14 11:14:05 (0 comments, 0 reshares, 22 +1s)Open 

یه بنده خدایی هم هست زیر نوت همه هست، دختر و پسر هم نداره. خوب چته آخه؟ یه روز، دو روز، یه سال، دو سال.
باز اوایل برای یه کاری که می‌کرد و بقیه هم‌خوان می‌کردن آنقدر همه جا کامنت نمی‌داد. الان من هر نوتی می‌بینم می‌رم کامنت بزارم هست با کلی هم احساس کامنت داده. تنها جایی که تا حالا کامنت نداده، نوت‌های مربوط به برنامه‌نویسی و کد نویسی و ایناست.
جالب این که هر روز از کنسرت تا کافه و تئاتر و پیاده‌روی و رستوران همه جا هست. پرسش اصلی من ازش اینه که منبع لایزال پول و وقت و احساساتش از کجاست؟

یه بنده خدایی هم هست زیر نوت همه هست، دختر و پسر هم نداره. خوب چته آخه؟ یه روز، دو روز، یه سال، دو سال.
باز اوایل برای یه کاری که می‌کرد و بقیه هم‌خوان می‌کردن آنقدر همه جا کامنت نمی‌داد. الان من هر نوتی می‌بینم می‌رم کامنت بزارم هست با کلی هم احساس کامنت داده. تنها جایی که تا حالا کامنت نداده، نوت‌های مربوط به برنامه‌نویسی و کد نویسی و ایناست.
جالب این که هر روز از کنسرت تا کافه و تئاتر و پیاده‌روی و رستوران همه جا هست. پرسش اصلی من ازش اینه که منبع لایزال پول و وقت و احساساتش از کجاست؟___

2014-11-13 20:57:39 (5 comments, 0 reshares, 24 +1s)Open 

فکر کنم رییس بانک پاسارگاد نزدیک شرکت فکر می‌کنه که من مواد فروشم.
هر ۲-۳ روز یه مقدار پول کهنه و تو عددای عجیب و غریب می‌برم بانک(نه زیاد، همشون خرده‌ای دارن و تا حالا مبلغ بالای ۵۰۰ تومن نبوده توش) و می‌دم تحویل‌دار خانمی که خوش برخورده و بهش عدد رو می‌گم و فیش رو پر می‌کنم و برمی‌گردم.
امروز دیگه خیلی عجیب منو نگاه کرد و سریع هم تا من رو دید پشت سیستم یه کارایی کرد، احتمالا موجودی و غیره رو چک کرد، نمی‌دونه که این پوله داره از داروخانه‌ها میاد و بنده به نمایندگی جمع کثیری از دوستان، فقط این پولارو می‌ریزم به حساب.
دفعه بعد احتمالا برم بانک دم در بانک ۱۱۰ منتظره تا من رو قپونی بزنن ببرن بازجویی که نکنه تو همون مواد فروش معروفه فرحزادی؟... more »

فکر کنم رییس بانک پاسارگاد نزدیک شرکت فکر می‌کنه که من مواد فروشم.
هر ۲-۳ روز یه مقدار پول کهنه و تو عددای عجیب و غریب می‌برم بانک(نه زیاد، همشون خرده‌ای دارن و تا حالا مبلغ بالای ۵۰۰ تومن نبوده توش) و می‌دم تحویل‌دار خانمی که خوش برخورده و بهش عدد رو می‌گم و فیش رو پر می‌کنم و برمی‌گردم.
امروز دیگه خیلی عجیب منو نگاه کرد و سریع هم تا من رو دید پشت سیستم یه کارایی کرد، احتمالا موجودی و غیره رو چک کرد، نمی‌دونه که این پوله داره از داروخانه‌ها میاد و بنده به نمایندگی جمع کثیری از دوستان، فقط این پولا رو می‌ریزم به حساب.
دفعه بعد احتمالا برم بانک دم در بانک ۱۱۰ منتظره تا من رو قپونی بزنن ببرن بازجویی که نکنه تو همون مواد فروش معروفه فرحزادی؟___

2014-11-13 19:32:08 (3 comments, 0 reshares, 20 +1s)Open 

طرف یه مغازه داره در حد ۲ متر، یه موتور می‌زاره دم در مغازه و دو تا سنگ و فلان که ماشین پارک نکنه جلوی مغازه‌اش، یارو شیرینی فروشی(مثل‌ن تو جمالزاده، روبروی داروخانه شبانه روزی فارابی) فلان قدر سال سابقه داره(که از سنگ مرمری که کار کرده بودن، معلوم بود حداقل برای ۴۰ سال پیشه)، همچین کاری نمی‌کنه.
البته شاید من زاویه دیدم غلطه، شایدم اون لازم نداره همچین کاری کنه و برعکس اون مغازه کوچولو برای این که مشتری بیاد براش، لازمه که همچین کاری بکنه.

طرف یه مغازه داره در حد ۲ متر، یه موتور می‌زاره دم در مغازه و دو تا سنگ و فلان که ماشین پارک نکنه جلوی مغازه‌اش، یارو شیرینی فروشی(مثل‌ن تو جمالزاده، روبروی داروخانه شبانه روزی فارابی) فلان قدر سال سابقه داره(که از سنگ مرمری که کار کرده بودن، معلوم بود حداقل برای ۴۰ سال پیشه)، همچین کاری نمی‌کنه.
البته شاید من زاویه دیدم غلطه، شایدم اون لازم نداره همچین کاری کنه و برعکس اون مغازه کوچولو برای این که مشتری بیاد براش، لازمه که همچین کاری بکنه.___

2014-11-07 09:33:47 (4 comments, 0 reshares, 30 +1s)Open 

من عاشق حلوا بودم، انواع حلوا، بچه‌های آذری بهتر از من می‌دونن که چند نوع حلوا سمت آذربایجان درست می‌شه، مادربزرگ مادریم هر سال چندین مدل حلوا تو زمان‌های خاص می‌پخت و به همه فامیل می‌رسوند. ما که اصفهان بودیم هم بی نصیب نبودیم. قویماخ هم که بماند، حلوایی که برای زن شیرده و اون اوایل درست می‌شه با روغن حیوانی. به طور خاص عاشق حلوایی بودم که با دوشاب(شیره انگور) درست می‌شه.
تا این که مادربزرگ پدری فوت کرد، مراسم هفتمش من که پیش دانشگاهی رو تازه تموم کرده بودم، حوصله رفتن به سر قبر رو نداشتم، موندمخونه، نزدیک ۴ تا ۵ دیس انواع حلوا تو خونه بود، من بدون انقطاع ۲ دیس رو خوردم طی دو سه ساعت، همشو، وقتی بقیه برگشتن خونه  و قبل از شام، بالا آوردم، چند بار، خیلی زیاد و از اون تاریخ، یه حلوا خور حرفه‌ای از بشریت کم شد. الان یه حلواخور تفننی هستم، مثل‌ن آخرین حلوایی که خوردم حلوا کشی دزفول بود که خیلی هم دوست داشتم، البته تو دزفول از جایی خریدیم که می‌گفتن بهترین حلوا رو اون درست می‌کنه.
الان و در ... more »

من عاشق حلوا بودم، انواع حلوا، بچه‌های آذری بهتر از من می‌دونن که چند نوع حلوا سمت آذربایجان درست می‌شه، مادربزرگ مادریم هر سال چندین مدل حلوا تو زمان‌های خاص می‌پخت و به همه فامیل می‌رسوند. ما که اصفهان بودیم هم بی نصیب نبودیم. قویماخ هم که بماند، حلوایی که برای زن شیرده و اون اوایل درست می‌شه با روغن حیوانی. به طور خاص عاشق حلوایی بودم که با دوشاب(شیره انگور) درست می‌شه.
تا این که مادربزرگ پدری فوت کرد، مراسم هفتمش من که پیش دانشگاهی رو تازه تموم کرده بودم، حوصله رفتن به سر قبر رو نداشتم، موندم خونه، نزدیک ۴ تا ۵ دیس انواع حلوا تو خونه بود، من بدون انقطاع ۲ دیس رو خوردم طی دو سه ساعت، همشو، وقتی بقیه برگشتن خونه  و قبل از شام، بالا آوردم، چند بار، خیلی زیاد و از اون تاریخ، یه حلوا خور حرفه‌ای از بشریت کم شد. الان یه حلواخور تفننی هستم، مثل‌ن آخرین حلوایی که خوردم حلوا کشی دزفول بود که خیلی هم دوست داشتم، البته تو دزفول از جایی خریدیم که می‌گفتن بهترین حلوا رو اون درست می‌کنه.
الان و در این نقطه از زندگی به اطلاعتون می‌رسونم که بنده، این یک نفر، به همین شیوه فوق، طی دو هفته اخیر از بس قرمه سبزی درست کردم و خوردم، زده شدم، دیگه از قرمه سبزی بدم می‌آد، این واسه تاریخ ایران بده. در سطح فامیل کیفیت پخت حلوا و قرمه سبزی با ذائقه بنده آزمایش می‌شد.
پ.ن: شاید فکر کنین خوردن یکی دو دیس حلوا یا هر خوردنی شیرینی ناممکنه، یه بار تو ماشین بودم، رادیو گفت آقای دکتر فلان بهمانی، متخصص طب سنتی می‌خواد حرف بزنه، یارو در مورد طبع سرد و گرم و اون چیزای دیگه(که ۴ تا هستن) صحبت کرد و گفت تو این برنامه راجع به فلان مدلشون حرف می‌زنیم، صحبت‌هاش از شانس راجع به امثال بنده بود، یکیش هم این بود که اینا توانایی اینو دارن که یه کیلو شیرینی خامه‌ای رو یه تک بخورن.___

2014-11-06 20:43:46 (10 comments, 0 reshares, 28 +1s)Open 

دیشب یه بابایی تو منوتو نشون داد در پانزده اخیر شغل یارو یوفوشناسی بود. من موندم تو این پونزده سال یارو از کجا پول درآورده، نون خورده؟
پ.ن: دیشب یه برنامه تو منوتو دیدم راجع به یوفو. از چرت بودن همه چیزایی که خیلی تو برنامه به خیال خودشون مستند بود بگذریم.

دیشب یه بابایی تو منوتو نشون داد در پانزده اخیر شغل یارو یوفوشناسی بود. من موندم تو این پونزده سال یارو از کجا پول درآورده، نون خورده؟
پ.ن: دیشب یه برنامه تو منوتو دیدم راجع به یوفو. از چرت بودن همه چیزایی که خیلی تو برنامه به خیال خودشون مستند بود بگذریم.___

posted image

2014-10-28 17:46:04 (0 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

True story

True story___

2014-10-26 21:41:08 (4 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

اسمه اون سریاله که شاید اسمش بود باغ اسرارآمیز و حدود سال ۷۰ و ۷۱ پخش می‌شد جمعه‌ها بعد از کارتن ساعت دو و قبل از فیلم سینمایی بعد از ظهر جمعه و یه دختره رو ویلچر بود یادتون هست؟

اسمه اون سریاله که شاید اسمش بود باغ اسرارآمیز و حدود سال ۷۰ و ۷۱ پخش می‌شد جمعه‌ها بعد از کارتن ساعت دو و قبل از فیلم سینمایی بعد از ظهر جمعه و یه دختره رو ویلچر بود یادتون هست؟___

2014-10-25 20:36:29 (11 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

دو قسمت اول از شروع برکینگ بد رو دیدم. خوشم اومده. از اون ژانرهاییه که خوشم میاد. اگه دیدینش نظرتون چیه؟ ارزش ادامه داره؟

دو قسمت اول از شروع برکینگ بد رو دیدم. خوشم اومده. از اون ژانرهاییه که خوشم میاد. اگه دیدینش نظرتون چیه؟ ارزش ادامه داره؟___

posted image

2014-10-21 10:00:35 (0 comments, 0 reshares, 11 +1s)Open 

Old Bessie! 😄

Old Bessie! 😄___

2014-10-19 12:43:06 (5 comments, 0 reshares, 33 +1s)Open 

رسیدیم خدمت یکی از عزیزترین دوستان در یکی از سازمان‌های دولتی و با این پس زمینه که ایشون همیشه از سختی کار و خستگی شکایت دارن.
احتمال‌ن درست حدس زدین٬ ایشون مشغول بازی کانتر بودن( و هنوز هستن) و من منتظرم تا n امین دست بازی ایشون تموم شه.

رسیدیم خدمت یکی از عزیزترین دوستان در یکی از سازمان‌های دولتی و با این پس زمینه که ایشون همیشه از سختی کار و خستگی شکایت دارن.
احتمال‌ن درست حدس زدین٬ ایشون مشغول بازی کانتر بودن( و هنوز هستن) و من منتظرم تا n امین دست بازی ایشون تموم شه.___

2014-10-19 10:32:10 (4 comments, 0 reshares, 26 +1s)Open 

به شدت خوشحالم!
الان یه آقایی رو دیدم که دختر حداکثر یک ساله‌اشو پشت فرمون گرفته بود بغلش و داشت رانندگی می‌کرد.
و از شما چه پنهون. من تا حالا نزدیک هفت٬ هشت ده بار این کارو کردم و با شماطت اطافیان و من‌جمله پدرم روبرو بودم.
الان خیالم راحت شد. البته هم من و هم اون آقاهه فقط تو خیابون فرعی و با سرعت پایین این کارو کردیم و می‌کنیم.

به شدت خوشحالم!
الان یه آقایی رو دیدم که دختر حداکثر یک ساله‌اشو پشت فرمون گرفته بود بغلش و داشت رانندگی می‌کرد.
و از شما چه پنهون. من تا حالا نزدیک هفت٬ هشت ده بار این کارو کردم و با شماطت اطافیان و من‌جمله پدرم روبرو بودم.
الان خیالم راحت شد. البته هم من و هم اون آقاهه فقط تو خیابون فرعی و با سرعت پایین این کارو کردیم و می‌کنیم.___

2014-10-16 20:43:54 (0 comments, 0 reshares, 2 +1s)Open 

"What happens to separation of classes?"
King Julian-Madagascar 2

"What happens to separation of classes?"
King Julian-Madagascar 2___

posted image

2014-10-16 08:08:51 (1 comments, 0 reshares, 30 +1s)Open 

حاج آقا شما چرا با این حالتون؟

حاج آقا شما چرا با این حالتون؟___

posted image

2014-10-13 20:05:47 (6 comments, 1 reshares, 19 +1s)Open 

C++ vs Java

C++ vs Java___

posted image

2014-10-12 17:14:12 (0 comments, 0 reshares, 14 +1s)Open 

#mathpun

#mathpun___

posted image

2014-10-09 22:03:11 (9 comments, 0 reshares, 49 +1s)Open 

وضعیت فعلی بنده در محل کار.
در حال درست کردن کالانما!

وضعیت فعلی بنده در محل کار.
در حال درست کردن کالانما!___

posted image

2014-10-07 21:02:27 (1 comments, 0 reshares, 36 +1s)Open 

I used to be a normal person... then I took an arrow to the knee.

I used to be a normal person... then I took an arrow to the knee.___

2014-10-06 20:04:02 (4 comments, 0 reshares, 30 +1s)Open 

آدم‌های بی تخیل رو از زندگیتون حذف کنید.
آدم‌ها دو دسته‌اند یا فهمیده‌اند که می‌توانند به هر آنچه می‌خواهند برسند
یا می‌دانند و شنیده‌اند و دیده‌اند و نفهمیده‌اند که می‌توان به هر آنچه که خواست رسید.
---
من تو دوستام آدمی نیست که جز دسته دوم باشه. اگه طرف تو موضوع ایکس ناله و چس‌ناله و جزناله می‌کنه٬ تو موضوع ایگرگ قطع‌ن یه گهی هست. در غیر این صورت در جا حذفش می‌کنم از همه چیز.
آدمی که چشم دیدن مال و اموال بقیه رو نداره مشخص‌ن آنقدر ضعیفه که تو فانتزی‌هاش هم نمی‌گنجه فلانماشین و فلان زمین و فلان ساعت و فلان ایکس و ایگرگ و فلان قدر اموال داشته باشه.
اگه با کسی که عاشقش هستین یه بار هم تخیل با هم خوابیدن و دعوا و آشتی و بچه دارشدن و ... نداشتین بزارینش کنار( اگه مشکل از شماست ازکادر خارج شید)
اگه شریکتون افقش در حد همین کار فعلیه و عقلش در حد جوی باریک آب کنار حقوق ثابتش٬ بزارینش کنار
اگه برنامه نویسید و طرف در حد دانشجویی کد می‌زنه حذفش کنید... more »

آدم‌های بی تخیل رو از زندگیتون حذف کنید.
آدم‌ها دو دسته‌اند یا فهمیده‌اند که می‌توانند به هر آنچه می‌خواهند برسند
یا می‌دانند و شنیده‌اند و دیده‌اند و نفهمیده‌اند که می‌توان به هر آنچه که خواست رسید.
---
من تو دوستام آدمی نیست که جز دسته دوم باشه. اگه طرف تو موضوع ایکس ناله و چس‌ناله و جزناله می‌کنه٬ تو موضوع ایگرگ قطع‌ن یه گهی هست. در غیر این صورت در جا حذفش می‌کنم از همه چیز.
آدمی که چشم دیدن مال و اموال بقیه رو نداره مشخص‌ن آنقدر ضعیفه که تو فانتزی‌هاش هم نمی‌گنجه فلان ماشین و فلان زمین و فلان ساعت و فلان ایکس و ایگرگ و فلان قدر اموال داشته باشه.
اگه با کسی که عاشقش هستین یه بار هم تخیل با هم خوابیدن و دعوا و آشتی و بچه دارشدن و ... نداشتین بزارینش کنار( اگه مشکل از شماست ازکادر خارج شید)
اگه شریکتون افقش در حد همین کار فعلیه و عقلش در حد جوی باریک آب کنار حقوق ثابتش٬ بزارینش کنار
اگه برنامه نویسید و طرف در حد دانشجویی کد می‌زنه حذفش کنید از تیم.
اگه با هم آشپز هستین تو یه رستوران و تو تخیلات طرف این نیست که خودش جا اجاره کنه٬ بزارینش کنار
و تعمیم از خودتون.

پور کیدز آو اُدِر سیتیز آل اُور دِ ورد.___

posted image

2014-10-04 22:00:11 (1 comments, 0 reshares, 12 +1s)Open 

آزمایشگاه هوش مصنوعی کوانتوم گوگل.
اسمش هم لرزه به تن می‌اندازه و فرق گوگل با مایکروسافت و بقیه تو همین چیزاست. فقط یه شرکت تو رده گوگل هست به نظرم: آی بی ام و لاغیر.

The Quantum Artificial Intelligence Laboratory is launching a collaborative program by allocating 20% of the compute time of the D-Wave Two quantum annealer at NASA Ames to researchers interested in artificial intelligence algorithms and advanced programming techniques (mapping, decomposition, embedding) for quantum annealing, with the objective to advance the state-of-the-art in quantum computing and its application to artificial intelligence. The program is administered by the Universities Space Research Association (USRA). For details please follow the link:

http://www.usra.edu/quantum/rfp/___آزمایشگاه هوش مصنوعی کوانتوم گوگل.
اسمش هم لرزه به تن می‌اندازه و فرق گوگل با مایکروسافت و بقیه تو همین چیزاست. فقط یه شرکت تو رده گوگل هست به نظرم: آی بی ام و لاغیر.

posted image

2014-10-04 20:42:03 (5 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

The situation is getting out of hand...

Spoon boy : Do not try and bend the iPhone. That's impossible. Instead... only try to realize the truth.
Neo : What truth?
Spoon boy : There is no iPhone.
Neo : There is no iPhone?
Spoon boy : Then you'll see, that it is not the iPhone that bends, it is only yourself.

http://androidiani.com

#bendgate   #matrix   #androidiani  

The situation is getting out of hand...

Spoon boy : Do not try and bend the iPhone. That's impossible. Instead... only try to realize the truth.
Neo : What truth?
Spoon boy : There is no iPhone.
Neo : There is no iPhone?
Spoon boy : Then you'll see, that it is not the iPhone that bends, it is only yourself.

http://androidiani.com

#bendgate   #matrix   #androidiani  ___

2014-09-26 09:03:41 (3 comments, 0 reshares, 24 +1s)Open 

تبریز هوا سرده. بارون هم از تونل شبلی به بعد تا تبریز خوب اومد. تنها لباس گرم‌هایی که همراه دارم پیراهن‌های آستین دار هستن.

تبریز هوا سرده. بارون هم از تونل شبلی به بعد تا تبریز خوب اومد. تنها لباس گرم‌هایی که همراه دارم پیراهن‌های آستین دار هستن.___

posted image

2014-09-25 22:25:52 (8 comments, 0 reshares, 26 +1s)Open 

بفرمایید شام

بفرمایید شام___

2014-09-25 11:17:53 (3 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

تیبیز ما داریم می‌آییم. ورود به تیبیز گذرنامه هم می‌خواد حتی.
الان بزرگترین تصمیم زندگیم اینه که کواد رو هم ببرم با خودم یا نه؟
دیروز از پارک‌وی تا نیایش اشرفی آنقدر لایی کشیدم که عقده‌ای برای تند رفتن نمونده الان.

تیبیز ما داریم می‌آییم. ورود به تیبیز گذرنامه هم می‌خواد حتی.
الان بزرگترین تصمیم زندگیم اینه که کواد رو هم ببرم با خودم یا نه؟
دیروز از پارک‌وی تا نیایش اشرفی آنقدر لایی کشیدم که عقده‌ای برای تند رفتن نمونده الان.___

posted image

2014-09-25 09:38:48 (16 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

آیا لفظی بهتر از گوساله برای چنین شخصی با چنین سطح استدلالی سراغ دارین؟
پاسخ خود را به ۲ سه صفر پروستات پیامک کنید.

آیا لفظی بهتر از گوساله برای چنین شخصی با چنین سطح استدلالی سراغ دارین؟
پاسخ خود را به ۲ سه صفر پروستات پیامک کنید.___

posted image

2014-09-22 17:53:34 (1 comments, 0 reshares, 9 +1s)Open 

شما هم وقتی اون فیلمه جریان صعود به K2 رو دیدین مثل من دوست داشتین هم دانشمند فیزیک کوانتومی باشین و هم بتونین به اورست صعود کنین، یا من خیلی رد کردم؟

منظر جهان از فراز اورست. World's perspective from the height of the Everest___شما هم وقتی اون فیلمه جریان صعود به K2 رو دیدین مثل من دوست داشتین هم دانشمند فیزیک کوانتومی باشین و هم بتونین به اورست صعود کنین، یا من خیلی رد کردم؟

2014-09-22 13:17:07 (0 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

من یادمه سال ۱۳۸۰ تو همین تهران، هفته‌ای یه بار آب یه سری مناطق با هم قطع بود، تعجبم که چرا امسال همچین کاری نکردن. خوابگاه یه سری بچه‌ها هم منیریه بود که لازم به ذکر نیست که آب اون منطقه قطع نبود، ما امیرآباد بودیم، شنبه‌ها آبش قطع بود.
یه سری هم هستن وقتی می‌گی چرا آب رو داری این طوری مصرف می‌کنی؟
آنقدر راحت جواب می‌ده این آب، آب چاه هستش، انگار (گلاب به روتون، عذر می‌خوام، نخونین ادامه‌شو اگه از برخی الفاظ بیزارید)، انگار واژن عمه پابلیکشه که هر کی، هر طور گذاشت توش، مشکلی نیست.
امروز ظهر باحراست و خدماتی شرکت سرمایه‌گذاری .... بحثم شد. بماند که پروژه‌مون هم گیر همونی بود که داشتن ماشینش رو براش می‌شستن. در هر صورت چنین ملت احمق و قدر ناشناسی داریم.... more »

من یادمه سال ۱۳۸۰ تو همین تهران، هفته‌ای یه بار آب یه سری مناطق با هم قطع بود، تعجبم که چرا امسال همچین کاری نکردن. خوابگاه یه سری بچه‌ها هم منیریه بود که لازم به ذکر نیست که آب اون منطقه قطع نبود، ما امیرآباد بودیم، شنبه‌ها آبش قطع بود.
یه سری هم هستن وقتی می‌گی چرا آب رو داری این طوری مصرف می‌کنی؟
آنقدر راحت جواب می‌ده این آب، آب چاه هستش، انگار (گلاب به روتون، عذر می‌خوام، نخونین ادامه‌شو اگه از برخی الفاظ بیزارید)، انگار واژن عمه پابلیکشه که هر کی، هر طور گذاشت توش، مشکلی نیست.
امروز ظهر با حراست و خدماتی شرکت سرمایه‌گذاری .... بحثم شد. بماند که پروژه‌مون هم گیر همونی بود که داشتن ماشینش رو براش می‌شستن. در هر صورت چنین ملت احمق و قدر ناشناسی داریم.___

2014-09-22 13:10:22 (1 comments, 0 reshares, 16 +1s)Open 

نوبت اظهار نظر در مورد فصل‌هاست؟
خوب، از پاییز خیلی خیلی بدم می‌آد. بیشتر هم به خاطر این که تکلیفش با خودش مشخص نیست، بدترین فصله، تو ادارات دولتی که می‌ری یه سری آدم بدبخت و بیچاره که تو خونه اسپیلیت ندارن، اسپیلیت رو تا آخرین درجه کم کردن، مثل‌ن ۱۴ درجه و آدم از سرما قندیل می‌زنه و بهشون که می‌گی خاموش کن هوا خوبه یا بیشترش کن و بزار رو رو ۲۰، ۲۳ درجه یارو انگار که باباش بهش دستور داده کولر رو خاموش کن، کارد بزنی خونشون در نمیاد. این از مضرات سیستم دولتیه، اگه سیستم و شرکت خصوصی بود، قرون قرون پولهبرق اینو از حلق مفت خوراهای دولتی می‌کشیدن بیرون همچین غلطی نمی‌کردن.
 زمستون رو مشکلی ندارم باهاش، هر چند دوستش هم ندارم ولی این که تکلیف مشخصه و با لباس زیاد می‌ری بیرون و لازم نیست تغییر بدی و بقیه هم سردشونه خوبه.
بهار خوبه، نه به خوبی تابستون، اسفند و فروردین از ماه‌های مورد علاقه منه، ترکیب عجیبی از همه آدم‌ها که دارن همه کارهاشون رو می‌کنن و تو فروردین تبدیل می‌شن به کالیبرهای فوق‌ال... more »

نوبت اظهار نظر در مورد فصل‌هاست؟
خوب، از پاییز خیلی خیلی بدم می‌آد. بیشتر هم به خاطر این که تکلیفش با خودش مشخص نیست، بدترین فصله، تو ادارات دولتی که می‌ری یه سری آدم بدبخت و بیچاره که تو خونه اسپیلیت ندارن، اسپیلیت رو تا آخرین درجه کم کردن، مثل‌ن ۱۴ درجه و آدم از سرما قندیل می‌زنه و بهشون که می‌گی خاموش کن هوا خوبه یا بیشترش کن و بزار رو رو ۲۰، ۲۳ درجه یارو انگار که باباش بهش دستور داده کولر رو خاموش کن، کارد بزنی خونشون در نمیاد. این از مضرات سیستم دولتیه، اگه سیستم و شرکت خصوصی بود، قرون قرون پوله برق اینو از حلق مفت خوراهای دولتی می‌کشیدن بیرون همچین غلطی نمی‌کردن.
 زمستون رو مشکلی ندارم باهاش، هر چند دوستش هم ندارم ولی این که تکلیف مشخصه و با لباس زیاد می‌ری بیرون و لازم نیست تغییر بدی و بقیه هم سردشونه خوبه.
بهار خوبه، نه به خوبی تابستون، اسفند و فروردین از ماه‌های مورد علاقه منه، ترکیب عجیبی از همه آدم‌ها که دارن همه کارهاشون رو می‌کنن و تو فروردین تبدیل می‌شن به کالیبرهای فوق‌العاده بالا و یادشون نیست عمر کوتاهه و فکر می‌کنن که تا آخر سال وضع، همین وضع فروردینه.
تابستون عالی‌ترین فصل ساله، به خصوص پانزده روز اول تیر ماه و پانزده روز اول شهریور.___

2014-09-21 16:51:13 (0 comments, 0 reshares, 11 +1s)Open 

یه گونه‌ای هم هستن که دوتاشون هم‌دیگه رو بدون دیدن از خودشون بهتر می‌شناسن.
از این گونه بلکل باید دوری و کرد و به مقدار لازم بهشون بسنده کرد.

یه گونه‌ای هم هستن که دوتاشون هم‌دیگه رو بدون دیدن از خودشون بهتر می‌شناسن.
از این گونه بلکل باید دوری و کرد و به مقدار لازم بهشون بسنده کرد.___

posted image

2014-09-20 20:42:27 (5 comments, 0 reshares, 13 +1s)Open 

___

posted image

2014-09-19 21:20:27 (6 comments, 1 reshares, 9 +1s)Open 

از آشناهای ما تو شرکت پرلیت کار می‌کنه.
یکی از بزرگترین شرکتهای تو زمینه ساخت و ساز تو ایرانه که مثلا نازک کاری کارهاشون رو کیسون می کنه. بماند.
تو اون شرکت تو یکی از پروژه هاشون تو تهران، حداقل ماهی یه دو نفر این طوری دارن.
اکثرش هم به خاطر عدم رعایت ایمنی توسط خودشون هستش.
در هر صورت، هم خوان کردم تا هم این مطلبو بگم و هم بلکه شاید بشه کاری کرد نه تنها برای این بنده خدا، برای همه اون هایی که مسائل این چنینی دارند.

این پست رو اینقدر به اشتراک بگذارید تا به گوش اونایی که باید بشنون برسه. خانه ساز خانه نشین حسین رستمی کارگر ساده ساختمانی بوده که حدو...د 9 ماه پیش بعلت سقوط یک فرغون پر از آجر از طبقه سوم و برخورد به او دچار شکستگی ازناحیه لگن گردید ، حسین پس از مراجعه به بیمارستان مشخص میگردد احتیاج به عمل جراحی دارد ، که بعلت هزینه بالا و نداشتن بیمه و حمایت کارفرما و وضعیت نامناسب مالی خانه نشین شده و همسر و فرزندانش از او مراقبت می کنند ، او ماههاست با زخم باز ودرد فراوان دست و پنجه نرم میکند واز کمر به پایین در وضعیت بی حس اعصاب و در حد فلج بودن قرار دارد وضعیت پیش رو برای او بسیار حاد میباشد. حسین دارای همسر و چهار فرزند میباشد ( 3دختر و 1 پسر ) او در منزلی استیجاری با وضعیت نامناسب زندگی می کند، حسین اهل روستای کوره دره یکی از روستاهای توابع مریوان میباشد
.
بنام انسانیت این پست را به اشتراک بگذارید.
شاید مقامی ، مسئولی ، کسی اين پست را دید و کاری برای ان خانواه انجام داد.
دوستان همگی ما مسئولیم.___از آشناهای ما تو شرکت پرلیت کار می‌کنه.
یکی از بزرگترین شرکتهای تو زمینه ساخت و ساز تو ایرانه که مثلا نازک کاری کارهاشون رو کیسون می کنه. بماند.
تو اون شرکت تو یکی از پروژه هاشون تو تهران، حداقل ماهی یه دو نفر این طوری دارن.
اکثرش هم به خاطر عدم رعایت ایمنی توسط خودشون هستش.
در هر صورت، هم خوان کردم تا هم این مطلبو بگم و هم بلکه شاید بشه کاری کرد نه تنها برای این بنده خدا، برای همه اون هایی که مسائل این چنینی دارند.

2014-09-19 19:40:13 (0 comments, 1 reshares, 9 +1s)Open 

درسته كه راى نياورد، ولى اسكاتلند ديگه برا بريتانيا اون زن سابق نخواهد بود.. سرد خواهند شد. اسكاتلند امروز به خانه برگشته بعد يه ماه، آروم كليداشو تو قفل فرو مى كنه و در رو باز مى كنه. كيف و بارانى اش رو همون جا ميذاره رخت آويز دم در و ميره آروم آشپزخونه. بريتانيا از بالكن صداى قابلمه ها رو مى شنوه و زير چشمى نگاه مى كنه. اسكاتلند دست به سينه كنار دو تورى بالكن ايستاده، ميگه: ولز رو تو از مدرسه ميارى يا بگم ايرلند بره دنبالش؟ بريتانيا بدون اينكه جواب بده، ميره اتاق خواب و مى پوشه مياد بيرون، غمگينه. ميگه: چى كمگذاشتم برات؟ اسكاتلند نفس عميقى مى كشه و ميگه: بريتيش! لطفا شروع نكن.. اصلا خوب نيستم. بريتانيا تا دم در رفته، داره كفشاشو مى پوشه، مى پرسه: چيزى نمى خواى؟ اسكاتلْ ميگه يه ماهه خونه نبودم، نمى دونم چى داريم چى نداريم. بريتانيا زير لب ميگه هيچىِ اين خونه بدون تو سر جاش نيست. در رو مى بنده، كلاه اش رو ميذاره رو سرش و نفس عميقى مى كشه. اون هنوز عاشقه اسكاتلنده. سيگارش رو روشن مى كنه و ميره دنبال دختر... more »

درسته كه راى نياورد، ولى اسكاتلند ديگه برا بريتانيا اون زن سابق نخواهد بود.. سرد خواهند شد. اسكاتلند امروز به خانه برگشته بعد يه ماه، آروم كليداشو تو قفل فرو مى كنه و در رو باز مى كنه. كيف و بارانى اش رو همون جا ميذاره رخت آويز دم در و ميره آروم آشپزخونه. بريتانيا از بالكن صداى قابلمه ها رو مى شنوه و زير چشمى نگاه مى كنه. اسكاتلند دست به سينه كنار دو تورى بالكن ايستاده، ميگه: ولز رو تو از مدرسه ميارى يا بگم ايرلند بره دنبالش؟ بريتانيا بدون اينكه جواب بده، ميره اتاق خواب و مى پوشه مياد بيرون، غمگينه. ميگه: چى كم گذاشتم برات؟ اسكاتلند نفس عميقى مى كشه و ميگه: بريتيش! لطفا شروع نكن.. اصلا خوب نيستم. بريتانيا تا دم در رفته، داره كفشاشو مى پوشه، مى پرسه: چيزى نمى خواى؟ اسكاتلْ ميگه يه ماهه خونه نبودم، نمى دونم چى داريم چى نداريم. بريتانيا زير لب ميگه هيچىِ اين خونه بدون تو سر جاش نيست. در رو مى بنده، كلاه اش رو ميذاره رو سرش و نفس عميقى مى كشه. اون هنوز عاشقه اسكاتلنده. سيگارش رو روشن مى كنه و ميره دنبال دخترش ولز. اسكاتلند موهاى بلوندش رو شونه مى كنه جلو آينه و دامن چهار خونه اش رو مى پوشه. داره چمدانش رو خالى مى كنه.. اونم مى دونه، هيچ چيز مثل سابق نخواهد شد
: تو اسكاتلند من خواهى ماند___

2014-09-18 22:49:29 (4 comments, 0 reshares, 14 +1s)Open 

نشستم پای یورو نیوز پخش زنده همه پرسی اسکاتلند رو می‌بینم.

نشستم پای یورو نیوز پخش زنده همه پرسی اسکاتلند رو می‌بینم.___

posted image

2014-09-18 22:25:24 (5 comments, 1 reshares, 8 +1s)Open 

Awesome new feature in iOS8. And who says Apple don't innovate! ;)

#apple #iOS8 #wave

*usual disclaimers apply.

Awesome new feature in iOS8. And who says Apple don't innovate! ;)

#apple #iOS8 #wave

*usual disclaimers apply.___

2014-09-18 20:53:05 (2 comments, 0 reshares, 4 +1s)Open 

New keyboard. Halp! I can't tyep.

New keyboard. Halp! I can't tyep.___

Buttons

A special service of CircleCount.com is the following button.

The button shows the number of followers you have directly in a small button. You can add this button to your website, like the +1-Button of Google or the Like-Button of Facebook.






You can add this button directly in your website. For more information about the CircleCount Buttons and the description how to add them to another page click here.

Prince BruceCircloscope