Login now

Not your profile? Login and get free access to your reports and analysis.

Tags

Sign in

No tag added here yet.
You can login on CircleCount to add some tags here.

Are you missing a tag in the list of available tags? You can suggest new tags here.

Login now

Do you want to see a more detailed chart? Check your settings and define your favorite chart type.

Or click here to get the detailed chart only once.

Toranj Coder has been shared in 1 public circles

AuthorFollowersDateUsers in CircleCommentsReshares+1Links
Nils Tschampel763The Cream of the Crop of May 2012What's this?On +CircleCount everyday some very interesting persons are choosen and recommended. These are persons without hunders of thousands of followers but with a lot of interesting content. You won't find silent people here leading the rankings, but interesting people that are worth to be followed.You can find the Cream of the Crop daily here:http://www.circlecount.com/daily/Past Cream of the Crop circles:April 2012: http://goo.gl/NvbKjMarch 2012: http://goo.gl/3auLoFebruary 2012: http://goo.gl/TWYpKJanuary 2012: http://goo.gl/HBdHbDecember 2011: http://goo.gl/RBCpgNovember 2011: http://goo.gl/x6TJkOctober 2011: http://goo.gl/2xVn92012-06-04 11:02:42309362356

Activity

Average numbers for the latest posts (max. 50 posts, posted within the last 4 weeks)

3
comments per post
0
reshares per post
23
+1's per post

399
characters per posting

Top posts in the last 50 posts

Most comments: 30

posted image

2014-09-18 20:03:23 (30 comments, 0 reshares, 20 +1s)Open 

نخستین برگ از نخستین بخش کتاب «طرح بزرگ» نوشته هاوکینگ (که چالشی چه یخی٬چه خاکی و آبی و هوایی برایش برگزار نشد) در دومین پاراگراف خود با خبری بس خوشایند آغاز می‌شود.
... فلسفه اینک مرده است. فلسفه نتوانست پیشرفت‌های جدید در علم٬ به ویژه فیزیک را تاب بیاورد.
#stephenhawking #hawking
برای جانشین به حق نیوتون و انیشتین ادعای کوچکی است.
«خدمات علم به فلسفه و هنر»

Most reshares: 2

2014-08-18 15:45:20 (7 comments, 2 reshares, 25 +1s)Open 

چیزی که جمهوری اسلامی رو در نهایت به کام خودش می‌کشه، اینایی نیست که تو فکر این سیاسی‌نویس‌ها و امثالهم هست.
فساد، فساد باور نکردنی از پایین ترین لایه، راننده تاکسی تا پروژه‌های عمرانی و صنعتی میلیاردی، راننده تاکسی از من و تو می‌دزده، من و تو از بالاسریمون و گنده ترمون از دولت و ارکان حکومت هر کدوم اون یکی رو کنار می‌زنه تا بتونه بیشتر بدزده، عدد و رقم اختلاس کرده و نکرده توسط مهدی هاشمی مهم نیست، مهم اینه که چرا تونسته این کار رو بکنه و اون‌ها نتونستن.
(من نمی‌دونم کاری کرده یا نه و تو این متنمهم نیست کاری کرده یا نه).
من به تنهایی شاهد (و گاها عامل) تعدادی از آنها هستم و خواهم بود(دقت کنید که خواهم بود، یعنی راه دیگه‌ای نیست)، آخریش که به خود ما پیشنهاد شده اینه که یه پروژه که تو آنالیز قیمت حدود هشتاد تا در آوردم رو دویست تا قیمت بدیم و درست حدس زدید، ۱۲۰ تای بقیه ماله کسیه که پروژه رو صد در صد برای ما می‌گیره و جالب‌تر این که ۱۲۰ تا بدون کم و کاست، یعنی حتی حاظر نیست اون سه درصد م... more »

Most plusones: 49

posted image

2014-10-09 22:03:11 (9 comments, 0 reshares, 49 +1s)Open 

وضعیت فعلی بنده در محل کار.
در حال درست کردن کالانما!

Latest 50 posts

posted image

2014-10-21 10:00:35 (0 comments, 0 reshares, 13 +1s)Open 

Old Bessie! 😄

Old Bessie! 😄___

2014-10-19 10:32:10 (4 comments, 0 reshares, 25 +1s)Open 

به شدت خوشحالم!
الان یه آقایی رو دیدم که دختر حداکثر یک ساله‌اشو پشت فرمون گرفته بود بغلش و داشت رانندگی می‌کرد.
و از شما چه پنهون. من تا حالا نزدیک هفت٬ هشت ده بار این کارو کردم و با شماطت اطافیان و من‌جمله پدرم روبرو بودم.
الان خیالم راحت شد. البته هم من و هم اون آقاهه فقط تو خیابون فرعی و با سرعت پایین این کارو کردیم و می‌کنیم.

به شدت خوشحالم!
الان یه آقایی رو دیدم که دختر حداکثر یک ساله‌اشو پشت فرمون گرفته بود بغلش و داشت رانندگی می‌کرد.
و از شما چه پنهون. من تا حالا نزدیک هفت٬ هشت ده بار این کارو کردم و با شماطت اطافیان و من‌جمله پدرم روبرو بودم.
الان خیالم راحت شد. البته هم من و هم اون آقاهه فقط تو خیابون فرعی و با سرعت پایین این کارو کردیم و می‌کنیم.___

2014-10-16 20:43:54 (0 comments, 0 reshares, 2 +1s)Open 

"What happens to separation of classes?"
King Julian-Madagascar 2

"What happens to separation of classes?"
King Julian-Madagascar 2___

posted image

2014-10-16 08:08:51 (1 comments, 0 reshares, 31 +1s)Open 

حاج آقا شما چرا با این حالتون؟

حاج آقا شما چرا با این حالتون؟___

posted image

2014-10-13 20:05:47 (6 comments, 1 reshares, 20 +1s)Open 

C++ vs Java

C++ vs Java___

posted image

2014-10-12 17:14:12 (0 comments, 0 reshares, 15 +1s)Open 

#mathpun

#mathpun___

posted image

2014-10-09 22:03:11 (9 comments, 0 reshares, 49 +1s)Open 

وضعیت فعلی بنده در محل کار.
در حال درست کردن کالانما!

وضعیت فعلی بنده در محل کار.
در حال درست کردن کالانما!___

posted image

2014-10-07 21:02:27 (1 comments, 0 reshares, 38 +1s)Open 

I used to be a normal person... then I took an arrow to the knee.

I used to be a normal person... then I took an arrow to the knee.___

2014-10-06 20:04:02 (4 comments, 0 reshares, 31 +1s)Open 

آدم‌های بی تخیل رو از زندگیتون حذف کنید.
آدم‌ها دو دسته‌اند یا فهمیده‌اند که می‌توانند به هر آنچه می‌خواهند برسند
یا می‌دانند و شنیده‌اند و دیده‌اند و نفهمیده‌اند که می‌توان به هر آنچه که خواست رسید.
---
من تو دوستام آدمی نیست که جز دسته دوم باشه. اگه طرف تو موضوع ایکس ناله و چس‌ناله و جزناله می‌کنه٬ تو موضوع ایگرگ قطع‌ن یه گهی هست. در غیر این صورت در جا حذفش می‌کنم از همه چیز.
آدمی که چشم دیدن مال و اموال بقیه رو نداره مشخص‌ن آنقدر ضعیفه که تو فانتزی‌هاش هم نمی‌گنجه فلانماشین و فلان زمین و فلان ساعت و فلان ایکس و ایگرگ و فلان قدر اموال داشته باشه.
اگه با کسی که عاشقش هستین یه بار هم تخیل با هم خوابیدن و دعوا و آشتی و بچه دارشدن و ... نداشتین بزارینش کنار( اگه مشکل از شماست ازکادر خارج شید)
اگه شریکتون افقش در حد همین کار فعلیه و عقلش در حد جوی باریک آب کنار حقوق ثابتش٬ بزارینش کنار
اگه برنامه نویسید و طرف در حد دانشجویی کد می‌زنه حذفش کنید... more »

آدم‌های بی تخیل رو از زندگیتون حذف کنید.
آدم‌ها دو دسته‌اند یا فهمیده‌اند که می‌توانند به هر آنچه می‌خواهند برسند
یا می‌دانند و شنیده‌اند و دیده‌اند و نفهمیده‌اند که می‌توان به هر آنچه که خواست رسید.
---
من تو دوستام آدمی نیست که جز دسته دوم باشه. اگه طرف تو موضوع ایکس ناله و چس‌ناله و جزناله می‌کنه٬ تو موضوع ایگرگ قطع‌ن یه گهی هست. در غیر این صورت در جا حذفش می‌کنم از همه چیز.
آدمی که چشم دیدن مال و اموال بقیه رو نداره مشخص‌ن آنقدر ضعیفه که تو فانتزی‌هاش هم نمی‌گنجه فلان ماشین و فلان زمین و فلان ساعت و فلان ایکس و ایگرگ و فلان قدر اموال داشته باشه.
اگه با کسی که عاشقش هستین یه بار هم تخیل با هم خوابیدن و دعوا و آشتی و بچه دارشدن و ... نداشتین بزارینش کنار( اگه مشکل از شماست ازکادر خارج شید)
اگه شریکتون افقش در حد همین کار فعلیه و عقلش در حد جوی باریک آب کنار حقوق ثابتش٬ بزارینش کنار
اگه برنامه نویسید و طرف در حد دانشجویی کد می‌زنه حذفش کنید از تیم.
اگه با هم آشپز هستین تو یه رستوران و تو تخیلات طرف این نیست که خودش جا اجاره کنه٬ بزارینش کنار
و تعمیم از خودتون.

پور کیدز آو اُدِر سیتیز آل اُور دِ ورد.___

posted image

2014-10-04 22:00:11 (1 comments, 0 reshares, 12 +1s)Open 

آزمایشگاه هوش مصنوعی کوانتوم گوگل.
اسمش هم لرزه به تن می‌اندازه و فرق گوگل با مایکروسافت و بقیه تو همین چیزاست. فقط یه شرکت تو رده گوگل هست به نظرم: آی بی ام و لاغیر.

The Quantum Artificial Intelligence Laboratory is launching a collaborative program by allocating 20% of the compute time of the D-Wave Two quantum annealer at NASA Ames to researchers interested in artificial intelligence algorithms and advanced programming techniques (mapping, decomposition, embedding) for quantum annealing, with the objective to advance the state-of-the-art in quantum computing and its application to artificial intelligence. The program is administered by the Universities Space Research Association (USRA). For details please follow the link:

http://www.usra.edu/quantum/rfp/___آزمایشگاه هوش مصنوعی کوانتوم گوگل.
اسمش هم لرزه به تن می‌اندازه و فرق گوگل با مایکروسافت و بقیه تو همین چیزاست. فقط یه شرکت تو رده گوگل هست به نظرم: آی بی ام و لاغیر.

posted image

2014-10-04 20:42:03 (5 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

The situation is getting out of hand...

Spoon boy : Do not try and bend the iPhone. That's impossible. Instead... only try to realize the truth.
Neo : What truth?
Spoon boy : There is no iPhone.
Neo : There is no iPhone?
Spoon boy : Then you'll see, that it is not the iPhone that bends, it is only yourself.

http://androidiani.com

#bendgate   #matrix   #androidiani  

The situation is getting out of hand...

Spoon boy : Do not try and bend the iPhone. That's impossible. Instead... only try to realize the truth.
Neo : What truth?
Spoon boy : There is no iPhone.
Neo : There is no iPhone?
Spoon boy : Then you'll see, that it is not the iPhone that bends, it is only yourself.

http://androidiani.com

#bendgate   #matrix   #androidiani  ___

2014-09-26 09:03:41 (3 comments, 0 reshares, 24 +1s)Open 

تبریز هوا سرده. بارون هم از تونل شبلی به بعد تا تبریز خوب اومد. تنها لباس گرم‌هایی که همراه دارم پیراهن‌های آستین دار هستن.

تبریز هوا سرده. بارون هم از تونل شبلی به بعد تا تبریز خوب اومد. تنها لباس گرم‌هایی که همراه دارم پیراهن‌های آستین دار هستن.___

posted image

2014-09-25 22:25:52 (8 comments, 0 reshares, 28 +1s)Open 

بفرمایید شام

بفرمایید شام___

2014-09-25 11:17:53 (3 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

تیبیز ما داریم می‌آییم. ورود به تیبیز گذرنامه هم می‌خواد حتی.
الان بزرگترین تصمیم زندگیم اینه که کواد رو هم ببرم با خودم یا نه؟
دیروز از پارک‌وی تا نیایش اشرفی آنقدر لایی کشیدم که عقده‌ای برای تند رفتن نمونده الان.

تیبیز ما داریم می‌آییم. ورود به تیبیز گذرنامه هم می‌خواد حتی.
الان بزرگترین تصمیم زندگیم اینه که کواد رو هم ببرم با خودم یا نه؟
دیروز از پارک‌وی تا نیایش اشرفی آنقدر لایی کشیدم که عقده‌ای برای تند رفتن نمونده الان.___

posted image

2014-09-25 09:38:48 (16 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

آیا لفظی بهتر از گوساله برای چنین شخصی با چنین سطح استدلالی سراغ دارین؟
پاسخ خود را به ۲ سه صفر پروستات پیامک کنید.

آیا لفظی بهتر از گوساله برای چنین شخصی با چنین سطح استدلالی سراغ دارین؟
پاسخ خود را به ۲ سه صفر پروستات پیامک کنید.___

posted image

2014-09-22 17:53:34 (1 comments, 0 reshares, 9 +1s)Open 

شما هم وقتی اون فیلمه جریان صعود به K2 رو دیدین مثل من دوست داشتین هم دانشمند فیزیک کوانتومی باشین و هم بتونین به اورست صعود کنین، یا من خیلی رد کردم؟

منظر جهان از فراز اورست. World's perspective from the height of the Everest___شما هم وقتی اون فیلمه جریان صعود به K2 رو دیدین مثل من دوست داشتین هم دانشمند فیزیک کوانتومی باشین و هم بتونین به اورست صعود کنین، یا من خیلی رد کردم؟

2014-09-22 13:17:07 (0 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

من یادمه سال ۱۳۸۰ تو همین تهران، هفته‌ای یه بار آب یه سری مناطق با هم قطع بود، تعجبم که چرا امسال همچین کاری نکردن. خوابگاه یه سری بچه‌ها هم منیریه بود که لازم به ذکر نیست که آب اون منطقه قطع نبود، ما امیرآباد بودیم، شنبه‌ها آبش قطع بود.
یه سری هم هستن وقتی می‌گی چرا آب رو داری این طوری مصرف می‌کنی؟
آنقدر راحت جواب می‌ده این آب، آب چاه هستش، انگار (گلاب به روتون، عذر می‌خوام، نخونین ادامه‌شو اگه از برخی الفاظ بیزارید)، انگار واژن عمه پابلیکشه که هر کی، هر طور گذاشت توش، مشکلی نیست.
امروز ظهر باحراست و خدماتی شرکت سرمایه‌گذاری .... بحثم شد. بماند که پروژه‌مون هم گیر همونی بود که داشتن ماشینش رو براش می‌شستن. در هر صورت چنین ملت احمق و قدر ناشناسی داریم.... more »

من یادمه سال ۱۳۸۰ تو همین تهران، هفته‌ای یه بار آب یه سری مناطق با هم قطع بود، تعجبم که چرا امسال همچین کاری نکردن. خوابگاه یه سری بچه‌ها هم منیریه بود که لازم به ذکر نیست که آب اون منطقه قطع نبود، ما امیرآباد بودیم، شنبه‌ها آبش قطع بود.
یه سری هم هستن وقتی می‌گی چرا آب رو داری این طوری مصرف می‌کنی؟
آنقدر راحت جواب می‌ده این آب، آب چاه هستش، انگار (گلاب به روتون، عذر می‌خوام، نخونین ادامه‌شو اگه از برخی الفاظ بیزارید)، انگار واژن عمه پابلیکشه که هر کی، هر طور گذاشت توش، مشکلی نیست.
امروز ظهر با حراست و خدماتی شرکت سرمایه‌گذاری .... بحثم شد. بماند که پروژه‌مون هم گیر همونی بود که داشتن ماشینش رو براش می‌شستن. در هر صورت چنین ملت احمق و قدر ناشناسی داریم.___

2014-09-21 16:51:13 (0 comments, 0 reshares, 12 +1s)Open 

یه گونه‌ای هم هستن که دوتاشون هم‌دیگه رو بدون دیدن از خودشون بهتر می‌شناسن.
از این گونه بلکل باید دوری و کرد و به مقدار لازم بهشون بسنده کرد.

یه گونه‌ای هم هستن که دوتاشون هم‌دیگه رو بدون دیدن از خودشون بهتر می‌شناسن.
از این گونه بلکل باید دوری و کرد و به مقدار لازم بهشون بسنده کرد.___

posted image

2014-09-20 20:42:27 (5 comments, 0 reshares, 15 +1s)Open 

___

posted image

2014-09-19 21:20:27 (7 comments, 1 reshares, 9 +1s)Open 

از آشناهای ما تو شرکت پرلیت کار می‌کنه.
یکی از بزرگترین شرکتهای تو زمینه ساخت و ساز تو ایرانه که مثلا نازک کاری کارهاشون رو کیسون می کنه. بماند.
تو اون شرکت تو یکی از پروژه هاشون تو تهران، حداقل ماهی یه دو نفر این طوری دارن.
اکثرش هم به خاطر عدم رعایت ایمنی توسط خودشون هستش.
در هر صورت، هم خوان کردم تا هم این مطلبو بگم و هم بلکه شاید بشه کاری کرد نه تنها برای این بنده خدا، برای همه اون هایی که مسائل این چنینی دارند.

این پست رو اینقدر به اشتراک بگذارید تا به گوش اونایی که باید بشنون برسه. خانه ساز خانه نشین حسین رستمی کارگر ساده ساختمانی بوده که حدو...د 9 ماه پیش بعلت سقوط یک فرغون پر از آجر از طبقه سوم و برخورد به او دچار شکستگی ازناحیه لگن گردید ، حسین پس از مراجعه به بیمارستان مشخص میگردد احتیاج به عمل جراحی دارد ، که بعلت هزینه بالا و نداشتن بیمه و حمایت کارفرما و وضعیت نامناسب مالی خانه نشین شده و همسر و فرزندانش از او مراقبت می کنند ، او ماههاست با زخم باز ودرد فراوان دست و پنجه نرم میکند واز کمر به پایین در وضعیت بی حس اعصاب و در حد فلج بودن قرار دارد وضعیت پیش رو برای او بسیار حاد میباشد. حسین دارای همسر و چهار فرزند میباشد ( 3دختر و 1 پسر ) او در منزلی استیجاری با وضعیت نامناسب زندگی می کند، حسین اهل روستای کوره دره یکی از روستاهای توابع مریوان میباشد
.
بنام انسانیت این پست را به اشتراک بگذارید.
شاید مقامی ، مسئولی ، کسی اين پست را دید و کاری برای ان خانواه انجام داد.
دوستان همگی ما مسئولیم.___از آشناهای ما تو شرکت پرلیت کار می‌کنه.
یکی از بزرگترین شرکتهای تو زمینه ساخت و ساز تو ایرانه که مثلا نازک کاری کارهاشون رو کیسون می کنه. بماند.
تو اون شرکت تو یکی از پروژه هاشون تو تهران، حداقل ماهی یه دو نفر این طوری دارن.
اکثرش هم به خاطر عدم رعایت ایمنی توسط خودشون هستش.
در هر صورت، هم خوان کردم تا هم این مطلبو بگم و هم بلکه شاید بشه کاری کرد نه تنها برای این بنده خدا، برای همه اون هایی که مسائل این چنینی دارند.

2014-09-19 19:40:13 (0 comments, 1 reshares, 10 +1s)Open 

درسته كه راى نياورد، ولى اسكاتلند ديگه برا بريتانيا اون زن سابق نخواهد بود.. سرد خواهند شد. اسكاتلند امروز به خانه برگشته بعد يه ماه، آروم كليداشو تو قفل فرو مى كنه و در رو باز مى كنه. كيف و بارانى اش رو همون جا ميذاره رخت آويز دم در و ميره آروم آشپزخونه. بريتانيا از بالكن صداى قابلمه ها رو مى شنوه و زير چشمى نگاه مى كنه. اسكاتلند دست به سينه كنار دو تورى بالكن ايستاده، ميگه: ولز رو تو از مدرسه ميارى يا بگم ايرلند بره دنبالش؟ بريتانيا بدون اينكه جواب بده، ميره اتاق خواب و مى پوشه مياد بيرون، غمگينه. ميگه: چى كمگذاشتم برات؟ اسكاتلند نفس عميقى مى كشه و ميگه: بريتيش! لطفا شروع نكن.. اصلا خوب نيستم. بريتانيا تا دم در رفته، داره كفشاشو مى پوشه، مى پرسه: چيزى نمى خواى؟ اسكاتلْ ميگه يه ماهه خونه نبودم، نمى دونم چى داريم چى نداريم. بريتانيا زير لب ميگه هيچىِ اين خونه بدون تو سر جاش نيست. در رو مى بنده، كلاه اش رو ميذاره رو سرش و نفس عميقى مى كشه. اون هنوز عاشقه اسكاتلنده. سيگارش رو روشن مى كنه و ميره دنبال دختر... more »

درسته كه راى نياورد، ولى اسكاتلند ديگه برا بريتانيا اون زن سابق نخواهد بود.. سرد خواهند شد. اسكاتلند امروز به خانه برگشته بعد يه ماه، آروم كليداشو تو قفل فرو مى كنه و در رو باز مى كنه. كيف و بارانى اش رو همون جا ميذاره رخت آويز دم در و ميره آروم آشپزخونه. بريتانيا از بالكن صداى قابلمه ها رو مى شنوه و زير چشمى نگاه مى كنه. اسكاتلند دست به سينه كنار دو تورى بالكن ايستاده، ميگه: ولز رو تو از مدرسه ميارى يا بگم ايرلند بره دنبالش؟ بريتانيا بدون اينكه جواب بده، ميره اتاق خواب و مى پوشه مياد بيرون، غمگينه. ميگه: چى كم گذاشتم برات؟ اسكاتلند نفس عميقى مى كشه و ميگه: بريتيش! لطفا شروع نكن.. اصلا خوب نيستم. بريتانيا تا دم در رفته، داره كفشاشو مى پوشه، مى پرسه: چيزى نمى خواى؟ اسكاتلْ ميگه يه ماهه خونه نبودم، نمى دونم چى داريم چى نداريم. بريتانيا زير لب ميگه هيچىِ اين خونه بدون تو سر جاش نيست. در رو مى بنده، كلاه اش رو ميذاره رو سرش و نفس عميقى مى كشه. اون هنوز عاشقه اسكاتلنده. سيگارش رو روشن مى كنه و ميره دنبال دخترش ولز. اسكاتلند موهاى بلوندش رو شونه مى كنه جلو آينه و دامن چهار خونه اش رو مى پوشه. داره چمدانش رو خالى مى كنه.. اونم مى دونه، هيچ چيز مثل سابق نخواهد شد
: تو اسكاتلند من خواهى ماند___

2014-09-18 22:49:29 (5 comments, 0 reshares, 14 +1s)Open 

نشستم پای یورو نیوز پخش زنده همه پرسی اسکاتلند رو می‌بینم.

نشستم پای یورو نیوز پخش زنده همه پرسی اسکاتلند رو می‌بینم.___

posted image

2014-09-18 22:25:24 (5 comments, 1 reshares, 8 +1s)Open 

Awesome new feature in iOS8. And who says Apple don't innovate! ;)

#apple #iOS8 #wave

*usual disclaimers apply.

Awesome new feature in iOS8. And who says Apple don't innovate! ;)

#apple #iOS8 #wave

*usual disclaimers apply.___

2014-09-18 20:53:05 (2 comments, 0 reshares, 4 +1s)Open 

New keyboard. Halp! I can't tyep.

New keyboard. Halp! I can't tyep.___

posted image

2014-09-18 20:03:23 (30 comments, 0 reshares, 20 +1s)Open 

نخستین برگ از نخستین بخش کتاب «طرح بزرگ» نوشته هاوکینگ (که چالشی چه یخی٬چه خاکی و آبی و هوایی برایش برگزار نشد) در دومین پاراگراف خود با خبری بس خوشایند آغاز می‌شود.
... فلسفه اینک مرده است. فلسفه نتوانست پیشرفت‌های جدید در علم٬ به ویژه فیزیک را تاب بیاورد.
#stephenhawking #hawking
برای جانشین به حق نیوتون و انیشتین ادعای کوچکی است.
«خدمات علم به فلسفه و هنر»

نخستین برگ از نخستین بخش کتاب «طرح بزرگ» نوشته هاوکینگ (که چالشی چه یخی٬چه خاکی و آبی و هوایی برایش برگزار نشد) در دومین پاراگراف خود با خبری بس خوشایند آغاز می‌شود.
... فلسفه اینک مرده است. فلسفه نتوانست پیشرفت‌های جدید در علم٬ به ویژه فیزیک را تاب بیاورد.
#stephenhawking #hawking
برای جانشین به حق نیوتون و انیشتین ادعای کوچکی است.
«خدمات علم به فلسفه و هنر»___

posted image

2014-09-16 12:09:48 (0 comments, 0 reshares, 4 +1s)Open 

The words of a programmer decoded... 

The words of a programmer decoded... ___

posted image

2014-09-15 20:15:21 (0 comments, 0 reshares, 19 +1s)Open 

خیلی چیزی پیدا نیست، ولی چند دقیقه پیش با +سامان سین و +Toranj Coder این عکسو از بالای پارک جمشیدیه گرفتیم. کلی هم بهمون خوش گذشت.

#طبعا_به_تخمتون

خیلی چیزی پیدا نیست، ولی چند دقیقه پیش با +سامان سین و +Toranj Coder این عکسو از بالای پارک جمشیدیه گرفتیم. کلی هم بهمون خوش گذشت.

#طبعا_به_تخمتون___

2014-09-14 19:54:04 (4 comments, 0 reshares, 20 +1s)Open 

یه روز گربه شرودینگر سرشو از تو جعبه میاره بیرون می‌گه فلان فلان شده‌ها دستشویی ندارین این‌جا؟
می‌گن برو کوهسار. می‌ره کوهسار حال کلیه‌هاش خوب می‌شه.
برمی‌گرده تو جعبه. سردرد می‌گیره. تو جعبه هم سرد بوده سرما می‌خوره.
می‌آد بیرون می‌گه من دارم می‌رم خونه. شب بخیر.

یه روز گربه شرودینگر سرشو از تو جعبه میاره بیرون می‌گه فلان فلان شده‌ها دستشویی ندارین این‌جا؟
می‌گن برو کوهسار. می‌ره کوهسار حال کلیه‌هاش خوب می‌شه.
برمی‌گرده تو جعبه. سردرد می‌گیره. تو جعبه هم سرد بوده سرما می‌خوره.
می‌آد بیرون می‌گه من دارم می‌رم خونه. شب بخیر.___

2014-09-14 10:50:18 (7 comments, 0 reshares, 18 +1s)Open 

اگه کتاب «خدمات فلسفه و هنر به علم و بشریت» چاپ بشه٬ تمام صفحاتش سفیده و جا داره هنرمندا و فیلسوف‌ها برای خودشون پر کنن و خود خندند.


اگه کتاب «خدمات فلسفه و هنر به علم و بشریت» چاپ بشه٬ تمام صفحاتش سفیده و جا داره هنرمندا و فیلسوف‌ها برای خودشون پر کنن و خود خندند.
___

2014-09-13 22:17:48 (0 comments, 0 reshares, 15 +1s)Open 

برو می خور مگو چیست آن.
نگران برونکا با اون سگای رباتی‌اش شدم. ایشالا چوبین خورده باشه کویر لوت.
سفینه‌شون هم ظاهرن ماله هواپیماییه مالزی بوده به شماره ام اچ ۳۷۰ که اونم معلوم نشده برونکا زده یا آمریکا اشتباهی.
تقارن ای ۸ سوفوس لی لازم شدم. دست شلمیه آقا.

برو می خور مگو چیست آن.
نگران برونکا با اون سگای رباتی‌اش شدم. ایشالا چوبین خورده باشه کویر لوت.
سفینه‌شون هم ظاهرن ماله هواپیماییه مالزی بوده به شماره ام اچ ۳۷۰ که اونم معلوم نشده برونکا زده یا آمریکا اشتباهی.
تقارن ای ۸ سوفوس لی لازم شدم. دست شلمیه آقا.___

2014-09-10 20:20:31 (23 comments, 0 reshares, 25 +1s)Open 

۰. امشب یه تعداد داوطلب از ستاره آلفاقنطورس اومدن مصاحبه. جالبه که عین ما آدما هستن ولی چشاشون توانایی دیدن اشعه ایکس رو داره. من چون مسئول استخدام افراد گارد پرواز ایران ایر هستم از دم همشونو قبول کردم. دو اتوبوس دیگه هم سفارش دادم فردا بیارن بزارم دم دره ساختمونام این گیتای اشعه ایکس رو بردارن.
۱.بزرگراه تهران٬ قم٬ کاشان٬ اصفهان یه کوچولو وضعش از تهران٬ زنجان٬ تبریز بهتره. هر دوشون از نظر آسفالت داغون و افتضاح هستن.
دو هفته دیگه باید دومی رو هم برم که دو سال پیش رفته بودم و چیزی که یادمه از قبل بوستانآباد بزرگراه بسته بود.
۲. نظر شخصی ولی صحیحیه که مملکت مرد نقاش نمی‌خواد. درسته که صرفا نظر شخصی بوده ولی درسته.
۳. علم از نوع مهندسیش همیشه با پیچیده‌ترین پدیده و حرکت غیر قابل تفسیر شروع شده مثل حرکت سیاره‌گان به دور خورشید از دید ناظر زمینی یا مشاهده باغ وحش ذرات از نوع ماده و پاد ماده برای سه جفت کوارک با سه رنگ برای هر کدام و در نظر گرفتن پایه بودن اونها. نابغه بودن فرد و زیبا بودن... more »

۰. امشب یه تعداد داوطلب از ستاره آلفاقنطورس اومدن مصاحبه. جالبه که عین ما آدما هستن ولی چشاشون توانایی دیدن اشعه ایکس رو داره. من چون مسئول استخدام افراد گارد پرواز ایران ایر هستم از دم همشونو قبول کردم. دو اتوبوس دیگه هم سفارش دادم فردا بیارن بزارم دم دره ساختمونام این گیتای اشعه ایکس رو بردارن.
۱.بزرگراه تهران٬ قم٬ کاشان٬ اصفهان یه کوچولو وضعش از تهران٬ زنجان٬ تبریز بهتره. هر دوشون از نظر آسفالت داغون و افتضاح هستن.
دو هفته دیگه باید دومی رو هم برم که دو سال پیش رفته بودم و چیزی که یادمه از قبل بوستان آباد بزرگراه بسته بود.
۲. نظر شخصی ولی صحیحیه که مملکت مرد نقاش نمی‌خواد. درسته که صرفا نظر شخصی بوده ولی درسته.
۳. علم از نوع مهندسیش همیشه با پیچیده‌ترین پدیده و حرکت غیر قابل تفسیر شروع شده مثل حرکت سیاره‌گان به دور خورشید از دید ناظر زمینی یا مشاهده باغ وحش ذرات از نوع ماده و پاد ماده برای سه جفت کوارک با سه رنگ برای هر کدام و در نظر گرفتن پایه بودن اونها. نابغه بودن فرد و زیبا بودن فرمول مثل‌ن برای تقارن عجیب و غریبش و مسیر کشف پس از سال‌هاست که به یه آدم عادی اجازه می‌ده بگه چه ساده! دریغ از حتی درک هندسی اون چیزی که می‌گه ساده است.
۴. و اما فیلسوف چیست؟ موجودی کسشر گو که به وجود خویش در این دنیا هم شک دارد و ممکن است کسشری در این حد بگوید که برای ناظر زمینی واقعا کره زمین مرکز زمین است ولی برای پایه‌ای ترین پرسش همه روزهای زندگی من هم پاسخی ندارد. جبر یا اختیار؟
۵. مسافرت خوبه می‌شه توش نتیجه گرفت که پاسخ صد در صدی جبر و اختیار رو داری.
اختیار آشفتگی‌های کوانتوم در وضعیت تک تک اجزای تشکیل دهنده بدنت اینکلودینگ (بات نات لیمیتد) نوترون و پروتون و الکترونه ولی جبر سر جمع احتمالات ایناست. پس آفریننده ارشد که باید باشه از قبل نتیجه رو می‌دونسته.من سوم دبیرستان دینی رو افتادم و جبر و احتمال بیست گرفتم. چون دبیر دینی‌مون نتونست جوابی داشته باشه برای این پرسش که خدا اگه هست همین الان می‌دونه ما چی‌کاره‌ایم. پس چرا همچین بساط خاله بازی‌ای راه انداخته؟
۶. از اون دور صدای کفتر میایه که یکی دانشگاه قبول شده. مبارکش باشه.
۷. تو تناقض نمای پدربزرگ و نوه که فیزیک نتونسته اثبات کنه شدنیه یا نه یه سری کسخل از لحاظ حقوقی و فلسفی بررسی کردن و نظر دادن. خریت بشر را حدی نیست. من نمی‌گم. هاوکینگ تو طرح بزرگ نوشته که فلسفه مرده چون فلاسفه توانایی درک فیزیک کوانتوم و اثراتش رو ندارن. مبارک باشه. مرگ فلسفه بر همه دوستدارانش مبارک.
۸. کواد رو پروندیم. اون بچه هه که دیستورف میو تونیک داره و ۴ سالشه میاد زیرش و دنبالش میدوه. ترس نداره. من جرات نمی‌کنم برم نزدیکش حتی. مهم اینه که حال اون بچه خوب می‌شه. هیچ چیز دیگه‌ای مهم نیست. دو هفته پیش پاسگاه نعمت آباد بچه‌های افغانی که دور کواد جمع شده بودن گفتن که معلمشون بد رفتار می‌کنه باهاشون و کتکشون می‌زنه و من مثل بقیه عمرم برای اینا هم کاری نکردم. مثل فلاسفه که آخرش هم طبق قضیه درس سیستم عامل برای برداشتن قاشق و چنگال به بن‌بست می‌خورن و می‌میرن. چرا؟ چون یه برنامه‌نویس سیستم عاملو نوشته و خوب باگ داره.___

posted image

2014-08-20 19:49:00 (2 comments, 0 reshares, 29 +1s)Open 

Dome of Seyyed Mosque in Iran

Iranian photographer Mohammad Reza Domiri Ganji captures the breathtaking beauty of the architecture in his country. 

Dome of Seyyed Mosque in Iran

Iranian photographer Mohammad Reza Domiri Ganji captures the breathtaking beauty of the architecture in his country. ___

posted image

2014-08-20 15:16:38 (0 comments, 1 reshares, 4 +1s)Open 

1. Take breaks. 
2. Set up different computer monitors for different activities. 
3. Embrace a (modified) paper to-do list.
4. File correspondence in multiple ways.
5. Purge, when needed. 
6. Designate time for short tasks and longer projects. 
7. Don’t spend more time on a decision than it’s worth. 
8. Sleep, and nap on the job.
9. Don’t over-organize. 
10. Leave work at work. 

1. Take breaks. 
2. Set up different computer monitors for different activities. 
3. Embrace a (modified) paper to-do list.
4. File correspondence in multiple ways.
5. Purge, when needed. 
6. Designate time for short tasks and longer projects. 
7. Don’t spend more time on a decision than it’s worth. 
8. Sleep, and nap on the job.
9. Don’t over-organize. 
10. Leave work at work. ___

posted image

2014-08-19 21:07:30 (0 comments, 0 reshares, 11 +1s)Open 

It's all about relatively for Einstein #einstein #alberteinstein #relativity #CfN #joke #nerd #comedy #relativehashtag

It's all about relatively for Einstein #einstein #alberteinstein #relativity #CfN #joke #nerd #comedy #relativehashtag___

posted image

2014-08-19 18:09:31 (0 comments, 1 reshares, 6 +1s)Open 

خلاصه کردن چنین خبری وهن آدمای وسط این شیر و فضه است.
فاطمه نیازی: منطقه سر کوه هومیان 50 کیلومتر از شهرستان کوهدشت فاصله دارد. تنها ماشین آبادی «دهقان» یک وانت نیسان است که اهالی را به شهر انتقال می دهد.

پروانه یکی از اهالی منطقه سرکوه هومیان است. روستای او خانه هایش از سنگ است و سقفش از چوب. این روستا آب آشامیدنی ندارد. اهالی آب خود را با تراکتور از چشمه ای در آن نزدیکی تأمین می کنند. آب خانواده های سرکوه هومیان در تانکر نگهداری می شود؛ اما در زمستان آبِ تانکر را یخ می بندد و آب به راحتی از گلوی آنها پایین نمی رود.

پروانه از اهالی این منطقه است. او میان تنگناهای روستا شب 17 مرداد را با درد زایمان در بیمارستان امام خمینی(ره) شهرستان کوهدشت گذرانده است؛ بیمارستانی که او را به زایشگاه راه نداد و پروانه کودکش را در توالت بیمارستان به دنیا آورد.

کودک پروانه حالا 3 روز دارد و نامش شیدا است. آن شب برای پروانه شب زجر بوده؛ شبی که درد را به دندان گزیده است. او درباره... more »

خلاصه کردن چنین خبری وهن آدمای وسط این شیر و فضه است.
فاطمه نیازی: منطقه سر کوه هومیان 50 کیلومتر از شهرستان کوهدشت فاصله دارد. تنها ماشین آبادی «دهقان» یک وانت نیسان است که اهالی را به شهر انتقال می دهد.

پروانه یکی از اهالی منطقه سرکوه هومیان است. روستای او خانه هایش از سنگ است و سقفش از چوب. این روستا آب آشامیدنی ندارد. اهالی آب خود را با تراکتور از چشمه ای در آن نزدیکی تأمین می کنند. آب خانواده های سرکوه هومیان در تانکر نگهداری می شود؛ اما در زمستان آبِ تانکر را یخ می بندد و آب به راحتی از گلوی آن ها پایین نمی رود.

پروانه از اهالی این منطقه است. او میان تنگناهای روستا شب 17 مرداد را با درد زایمان در بیمارستان امام خمینی(ره) شهرستان کوهدشت گذرانده است؛ بیمارستانی که او را به زایشگاه راه نداد و پروانه کودکش را در توالت بیمارستان به دنیا آورد.

کودک پروانه حالا 3 روز دارد و نامش شیدا است. آن شب برای پروانه شب زجر بوده؛ شبی که درد را به دندان گزیده است. او درباره آن شب به خبرآنلاین گفت: «ساعت دو بامداد بود. به بیمارستان رسیدیم؛ زایشگاه مرا پذیرش نکرد. گفتند پزشک نداریم. به خرم آباد بروید.»


پروانه ای که با جان خودش بازی کرد

جاده هومیان از شن و خاک است و صعب العبور. پروانه و حسین، برادرش میان جاده ای که نه چراغ دارد و نه علائم رانندگی در شب 17 مرداد با جان خود بازی می کنند. تلفن در آبادی آنتن نمی دهد و بیش تر روزها قطع است. راننده ی وانت سایپا سنگلاخ ها را با سرعت زیر پا می گذارد. کودک، مادرش را چنگ می زند. مادر نمی تواند نفس بزند. پروانه احساس می کند کودکش را می خواهد بالا بیاورد. خودش را به دیواره ی های وانت می چسباند. «یا حسین» از زبان پروانه ترک نمی شود.

جاده صعب العبور و پیچ های آن درد زایمان را شدیدتر کرده است. پروانه دندان می گزد. خون از لب هایش سرازیر می شود. حسین پروانه را در آغوش می گیرد. او هم عذاب می کشد. جاده ی پیچ در پیچ تمام می شود. حالا ساعت دو بامداد است. آن ها به بیمارستان رسیده اند. پروانه به طرف زایشگاه می دود. در زایشگاه با ناله های پروانه باز می شود. پروانه می خواهد خودش را و درد بی پایانش را به میان بیندازد. زایشگاه پروانه را طرد می کند و او را پذیرش نمی کند! دلیلش؟ معلوم نیست. شاید بازرسان وزارت بهداشت که از مرکز می آیند، دلیلش را بفهمند و به پروانه بگویند. او که هنوز هم نمی داند چرا آن شب اینطور طرد شد.

حسین از پذیرش خواهرش ناامید می شود. به دنبال ماشین دیگری می رود. در میان خلوت شب، هیچ ماشینی برای حسین نمی ایستد. حسین به دوستش که می گوید از برادر برایش عزیزتر است؛ زنگ می زند. اللهیار راننده ی آژانس است. او آن شب در تهران است. اللهیار آن شب به بیمارستان زنگ می زند. او درخواست می کند پروانه را به زایشگاه راه بدهند؛ اما درخواست های بی شمار او از راه دور و از پشت تلفن به جایی نمی رسد.تنها امید حسین قطع می شود. سراسیمه به بیمارستان می آید. درخواست آمبولانس می کند. بیمارستان آمبولانسی در اختیار آن ها نمی گذارد. باز هم معلوم نیست چرا. پروانه را حتا در راهروی بیمارستان هم راه نمی دهند.


دردی که حیا دارد

حیاط بیمارستان شلوغ است و نوزاد در حال به دنیا آمدن. پروانه شرم دارد؛ دیگران قصه این وضع حمل و درد زایمانش را بشنوند. به توالت می رود. توالت، چراغ ندارد. همه جا تاریک است و تهوع آور. جاری ِپروانه او را دراز می کند. نور موبایلِ حسین بر پروانه می تابد. حالا جاری بهتر می تواند پروانه را و درد زایمانش را ببیند. چند دقیقه گذشته؛ رنگ از صورت پروانه پریده است. حسین نمی تواند نگاه کند. پروانه به خودش می پیچد. حسین، دستش را در دهان خواهر می گذارد. دست حسین خونی می شود. جاری پروانه را دلداری می دهد:«نترس! طاقت بیاز زن! این جا ما را پذیرش نکردند؛ اما ما خدا را داریم.»



نوزاد به کاسه توالت می افتد

خدا پروانه را به خودش می آورد. صدای گریه نوزاد بلند می شود. حسین، صورتش را برمی گرداند. نور چراغ موبایل برای لحظه ای قطع می شود. توالت در تاریکی فرو می رود. جاری برای لحظه ای هیچ چیز نمی بیند. نوزاد از روی دستش به کاسه ی توالت می افتد. پروانه بر سر می زند. برادر کودک را با هزار جان کندن بیرون می آورد. جاری بند ناف را زیر نور موبایل بریده است. حسین دیگر نمی تواند تحمل کند. دوباره به در زایشگاه می رود:«ما روستایی هستیم. یک ساعتی را و یک جای کوچک را در اختیار ما بگذارید. ما تمام وقت مان را زحمت می کشیم و در حال خدمت هستیم.»

حسین و اللهیار آدینه وند انتظار داشته اند آن شب بیمارستان یک فضای کوچک در اختیار آن ها بگذارد. به خبرآنلاین می گویند:« می شنویم عشایر ذخایر یک مملکت هستند؛ اما ما آن شب را بدتر از شبهای غزه گذراندیم. حالا از طرف بیمارستان تماس می گیرند و می خواهند که ما رضایت بدهیم. ما نمی دانیم بیمارستان بعد از رفتن پروانه چه چیزی را در پرونده ی او نوشته است؟»



در بیمارستان چه می گذرد؟

عبور از جاده شن و خاک هومیان دو ساعت طول می کشد. فاصله زیاد نیست؛ اما 3 ساعت در راه هستیم. دوست همکار عکاسمان در حال عکس گرفتن از طبیعت جاندار هومیان است؛ طبیعتی که در بهار، بهشت می شود.

علی گراوند از کارمندهای شبکه ی بهداشت شهرستان کوهدشت هم ما را همراهی می کند. او بارها برای رفع مشکلات بیمارستان شهرستان کوهدشت تلاش کرده؛ اما تلاش هایش به جایی نرسیده است.

مشکلات بیمارستان شهرستان کوهدشت بارها از سوی رسانه های بومی شهرستان کوهدشت و استان لرستان انعکاس یافته؛ اما بی نتیجه مانده.

حسین و اللهیار مشکلات بیمارستان را شنیده بودند؛ اما فکر نمی کردند آن شب را در اینطور به صبح برسانند که شنیدن قصه شان، عبرت شود برای دیگران. آن شب حتا به اصرارهای حسین و اللهیار، پروانه را به زایشگاه راه نمی دهند. ناله های پروانه میان درد و لکه های خون به آسمان می رود. هیچ کسی بیرون نمی آید. حسین برانکاردی را از دور می بیند. خواهرش را روی برانکارد می گذارد. نزدیک زایشگاه می رود:«این جا ما در شهر آشنایی نداریم؛ هیچ جایی را هم نداریم. محض رضای خدا خواهرم را بستری کنید.»

پروانه دیگر نمی تواند حرف بزند. شیدا فقط گریه می کند. پروانه شیدا را به سینه می گیرد:«از وقتی به خانه آمده ایم؛ فامیل هایمان برای تبریک قدم نورسیده نیامده اند. آن ها ماجرا را می دانند و می ترسند شیدا بیماری داشته باشد.»

واگویه آن شب برای حسین و پروانه عذاب آور است. حسین کمی نزدیک تر می شود:«آن شب که شیدا به دنیا آمد؛ صندوق بیمارستان تقاضای دومیلیون تومان می کند. من آن موقع دستم تنگ بود. با هزار التماس 267 هزار تومان را دریافت کردند.»

حسین به مسئول صندوق بیمارستان اعتراض می کند:«بچه ی خواهر من در توالت به دنیا آمد. هیچ کسی بالای سرش نیامد؛ حتا بند نافش را هم زن برادرم می برد. معاینه ای در کار نبوده است. این پول بابت چیست؟»

مسئول صندوق، دریافت پول را به ازای خرید دارو عنوان می کند؛ در صورتی که حسین داروها را به نرخ آزاد از قبل خریده است. حسین نگران حال پروانه است. پول را پرداخت می کند. پروانه بستری می شود.


آن شب حتی سرم را هم تزریق نکردند

پروانه آن شب توان تکان خوردن هم نداشته است: «وقتی که بستری شدم؛ هیچ پرستاری بالای سرم نیامد. احساس می کردم؛ خون در تنم جاری نیست. نمی توانستم راه بروم. سرم گیج خورد. از روی تخت پایین افتادم. برای لحظه ای نفهمیدم کجا هستم؟ دنبال بچه ام گشتم. کمی که به خودم آمدم؛ فهمیدم از روی تخت پایین افتاده ام. خودم را کشان کشان به روی تخت انداختم. آن شب حتا سرم را هم تزریق نکردند. گفتند سرم برای چه می خواهی؟!»

پروانه نمی تواند حتا تکان بخورد. هیچ نایی در بدن ندارد. به اصرار او سرم را تزریق می کنند. پروانه و حسین دیگر نمی توانند آن شب را به خاطر بیاورند. پروانه در خودش فرو می رود. او هنوز هم درد دارد. نمی تواند راه برود.


هوای شیدا را خدا دارد

شایان فرزند خانواده است. او کودک است و لنگ لنگان راه می رود. شایان روی زمین که می نشیند؛ پایش را دراز می کند. پای شایان سوخته است و حالا زخم سوختگی شایان را رنج می دهد. خانواده پول درمان را ندارند و زخم سوختگی را با حنا التیام داده اند؛ اما هم چنان درد سوختگی کودکی اش را زخم می زند.

مادر بزرگ می گوید:«زهرا با عظمت خداوند بزرگ شده است. هوای شیدا را هم خدا دارد.»

شاید به خاطر این است که قصه بزرگ شدن زهرا هم ماجرای شنیدنی دارد. زندگی، اینجا معجزه است!___

2014-08-19 12:44:18 (1 comments, 0 reshares, 4 +1s)Open 

http://mahout.apache.org/

http://mahout.apache.org/___

2014-08-18 15:45:20 (7 comments, 2 reshares, 25 +1s)Open 

چیزی که جمهوری اسلامی رو در نهایت به کام خودش می‌کشه، اینایی نیست که تو فکر این سیاسی‌نویس‌ها و امثالهم هست.
فساد، فساد باور نکردنی از پایین ترین لایه، راننده تاکسی تا پروژه‌های عمرانی و صنعتی میلیاردی، راننده تاکسی از من و تو می‌دزده، من و تو از بالاسریمون و گنده ترمون از دولت و ارکان حکومت هر کدوم اون یکی رو کنار می‌زنه تا بتونه بیشتر بدزده، عدد و رقم اختلاس کرده و نکرده توسط مهدی هاشمی مهم نیست، مهم اینه که چرا تونسته این کار رو بکنه و اون‌ها نتونستن.
(من نمی‌دونم کاری کرده یا نه و تو این متنمهم نیست کاری کرده یا نه).
من به تنهایی شاهد (و گاها عامل) تعدادی از آنها هستم و خواهم بود(دقت کنید که خواهم بود، یعنی راه دیگه‌ای نیست)، آخریش که به خود ما پیشنهاد شده اینه که یه پروژه که تو آنالیز قیمت حدود هشتاد تا در آوردم رو دویست تا قیمت بدیم و درست حدس زدید، ۱۲۰ تای بقیه ماله کسیه که پروژه رو صد در صد برای ما می‌گیره و جالب‌تر این که ۱۲۰ تا بدون کم و کاست، یعنی حتی حاظر نیست اون سه درصد م... more »

چیزی که جمهوری اسلامی رو در نهایت به کام خودش می‌کشه، اینایی نیست که تو فکر این سیاسی‌نویس‌ها و امثالهم هست.
فساد، فساد باور نکردنی از پایین ترین لایه، راننده تاکسی تا پروژه‌های عمرانی و صنعتی میلیاردی، راننده تاکسی از من و تو می‌دزده، من و تو از بالاسریمون و گنده ترمون از دولت و ارکان حکومت هر کدوم اون یکی رو کنار می‌زنه تا بتونه بیشتر بدزده، عدد و رقم اختلاس کرده و نکرده توسط مهدی هاشمی مهم نیست، مهم اینه که چرا تونسته این کار رو بکنه و اون‌ها نتونستن.
(من نمی‌دونم کاری کرده یا نه و تو این متن مهم نیست کاری کرده یا نه).
من به تنهایی شاهد (و گاها عامل) تعدادی از آنها هستم و خواهم بود(دقت کنید که خواهم بود، یعنی راه دیگه‌ای نیست)، آخریش که به خود ما پیشنهاد شده اینه که یه پروژه که تو آنالیز قیمت حدود هشتاد تا در آوردم رو دویست تا قیمت بدیم و درست حدس زدید، ۱۲۰ تای بقیه ماله کسیه که پروژه رو صد در صد برای ما می‌گیره و جالب‌تر این که ۱۲۰ تا بدون کم و کاست، یعنی حتی حاظر نیست اون سه درصد مالیات تکلیفی رو که از ما کم می‌شه رو به عهده بگیره.
در نهایت من نظر قطعیم اینه که نگیریم پروژه رو.
نمونه دیگه‌اش، یکی از دوستان ما آنالیز قیمت یه پروژه پتروشیمی رو درآورده بود، یک میلیون دلار، قرارداد با قیمت چهار و نیم میلیون یورو بسته شد.
نمونه دیگه‌اش رفیق ما یه واحد مسکونی دارن تو سعادت آباد، اداری کرایه دادن، شهرداری فهمیده بود و رفیق ما رفته بود پیگیری، تو اولین برخورد یارو برگشته بود گفته بود ماهی یکی میلیون تومان حق حساب باید به ما بدی، دقت کنید که تو همون اولین برخورد بدون در نظر گرفتن این که طرف کیه و ممکنه بره بازرسی یا شهردار منطقه یا ....، راحت مطرح کرده بود.___

posted image

2014-08-18 15:28:23 (0 comments, 1 reshares, 17 +1s)Open 

به قول سید اهل پلاس، حبذا
دوباره اومدن آقا حمیدرضا

" تعویض روغن " .
 از خط خطیای هول هولکی من .___به قول سید اهل پلاس، حبذا
دوباره اومدن آقا حمیدرضا

posted image

2014-08-18 12:57:57 (0 comments, 0 reshares, 14 +1s)Open 

پفیوزیت رسانه‌ای یا رسانه پفیوزیت، مسئله‌ای که نیست.
این که عده‌ای با استفاده از آب گل‌آلود ماهی نقدی را در روز روشن صید کنند، به طور حتم نیازمند رسیدگی در دادگاهی صالح می‌باشد(و البته، نه مجموعه‌ای بی سر و ته به نام قوه قضاییه که مجرمی ۳ هزار میلیاردی را در شبی تاریک و بدون ارائه دلیل برای افکار عمومی اعدام می‌کند،(چه بسا این اعدام باعث تحکیم پایه‌های حکومت اسلامی شده است))، منظور این که وقوع جرم مطرح شده در پیوند زیر نیاز به رسیدگی دارد و با علنی شدن آن نیز به هیچ عنوان مخالف نیستم.
آزادی مطبوعاتو بحث بر سر این که مطبوعات رکن چندم در چه مدلی از حکومت و فرهنگ هستند به کنار. این که در زمان دو رییس دولت قبل مواردی با این مبالغ مطرح نیز نبودند(به یاد بیاوریم که تنها یک هشتم مدت رییس دولت پیشین، از شروع به کار رییس جمهور فعلی گذشته است)، خود جای شکر دارد یا ندارد نیز مطرح نیست.
پیوند زیر آخرین باری شد که پایگاه تابناک را حتی محض بی‌کاری باز کردم.
پیشنهاد می‌کنم تابناک شعارش را به "مجم... more »

پفیوزیت رسانه‌ای یا رسانه پفیوزیت، مسئله‌ای که نیست.
این که عده‌ای با استفاده از آب گل‌آلود ماهی نقدی را در روز روشن صید کنند، به طور حتم نیازمند رسیدگی در دادگاهی صالح می‌باشد(و البته، نه مجموعه‌ای بی سر و ته به نام قوه قضاییه که مجرمی ۳ هزار میلیاردی را در شبی تاریک و بدون ارائه دلیل برای افکار عمومی اعدام می‌کند،(چه بسا این اعدام باعث تحکیم پایه‌های حکومت اسلامی شده است))، منظور این که وقوع جرم مطرح شده در پیوند زیر نیاز به رسیدگی دارد و با علنی شدن آن نیز به هیچ عنوان مخالف نیستم.
آزادی مطبوعات و بحث بر سر این که مطبوعات رکن چندم در چه مدلی از حکومت و فرهنگ هستند به کنار. این که در زمان دو رییس دولت قبل مواردی با این مبالغ مطرح نیز نبودند(به یاد بیاوریم که تنها یک هشتم مدت رییس دولت پیشین، از شروع به کار رییس جمهور فعلی گذشته است)، خود جای شکر دارد یا ندارد نیز مطرح نیست.
پیوند زیر آخرین باری شد که پایگاه تابناک را حتی محض بی‌کاری باز کردم.
پیشنهاد می‌کنم تابناک شعارش را به "مجمع پفیوزان رسانه‌ای طرفدار دکتر محسن رضایی" تغییر دهد.
پ.ن: بابت پروژه‌ای نرم‌افزاری چند وقتی است که رفت و آمد نه چندان کمی در برخی از ساختمان‌های قوه قضاییه دارم و بی سر و ته بودن بدون دلیل نیست، کوچکترین اشاره فقط آن که تعداد شعب در مجمتع‌های قضایی به طرز عجیب و غریبی(و با کمی اغراق: روزانه) تغییر می‌کند. مثلا فلان n عدد از شعب تا دیروز زیر مجموعه فلان مجمتع قضایی بوده‌اند و ناگهان امرزو صبح منحل شده‌اند یا به طور کامل به مجمتع دیگری رفته‌اند و یا برخی به مجمتع x و باقی به مجمتع y.___

posted image

2014-08-18 12:12:40 (0 comments, 0 reshares, 10 +1s)Open 

فقط برای تفریح
حدود سه چهار سالی می‌شود که روی لپتاپم سیستم عامل لینوکس نصب کرده‌ام. اوبونتو، مینت، پارسیکس، فدورا، سوزه، سنت‌اواس، آریوس و … را تست کرده‌ام و در حال حاضر تنها سیستم عامل لپتاپم لینوکس است. قبلاً کنارش یک ویندوز هم نصب می‌کردم ولی الان دیگر نیازی به انجام این کار نمی‌بینم. اما این پست در مورد سیستم عامل لینوکس نیست بلکه در مورد کتابی در مورد سیستم عامل لینوکس است.
بر اساس علاقه من به لینوکس، به وبلاگهای لینوکسی هم علاقمندم و یکی از این بلاگرها جادی است. جادی چند سال قبل درنمایشگاه کتاب، کتاب Just for fun: the story of an accidental revolutionary را می‌بیند و آن را خریداری و ترجمه می‌کند ولی کتاب هیچ وقت چاپ نمی‌شود. خود جادی می‌گوید:‌
این کتاب سالها قبل ترجمه شد و هیچ وقت از وزارت محترم ارشاد اسلامی مجوز چاپ نگرفت. دلیل مجوز نگرفتن هیچ وقت گفته نشد. شاید چون لینوکس آزاد بود، شاید چون کلمه سک..س توش بود که تنها چیزی در زندگی است که همه انجامش می دن ولی دوستان ... more »

فقط برای تفریح
حدود سه چهار سالی می‌شود که روی لپتاپم سیستم عامل لینوکس نصب کرده‌ام. اوبونتو، مینت، پارسیکس، فدورا، سوزه، سنت‌اواس، آریوس و … را تست کرده‌ام و در حال حاضر تنها سیستم عامل لپتاپم لینوکس است. قبلاً کنارش یک ویندوز هم نصب می‌کردم ولی الان دیگر نیازی به انجام این کار نمی‌بینم. اما این پست در مورد سیستم عامل لینوکس نیست بلکه در مورد کتابی در مورد سیستم عامل لینوکس است.
بر اساس علاقه من به لینوکس، به وبلاگهای لینوکسی هم علاقمندم و یکی از این بلاگرها جادی است. جادی چند سال قبل در نمایشگاه کتاب، کتاب Just for fun: the story of an accidental revolutionary را می‌بیند و آن را خریداری و ترجمه می‌کند ولی کتاب هیچ وقت چاپ نمی‌شود. خود جادی می‌گوید:‌
این کتاب سالها قبل ترجمه شد و هیچ وقت از وزارت محترم ارشاد اسلامی مجوز چاپ نگرفت. دلیل مجوز نگرفتن هیچ وقت گفته نشد. شاید چون لینوکس آزاد بود، شاید چون کلمه سک..س توش بود که تنها چیزی در زندگی است که همه انجامش می دن ولی دوستان می گن هیچ کس نباید در موردش حرف بزنه و شاید هم چون پدر لینوس کمونیست بوده. به هرحال مهم نیست، حالا تصمیم دارم با تشکر و یاد دوستی که کلی تلاش کرد این کتاب منتشر بشه، همینجا منتشرش کنم.
حالا بعد از چند سال جادی تصمیم گرفته است که کتاب را به صورت آنلاین منتشر کند. در حال حاضر متن این کتاب را می‌توانید اینجا بخوانید.
این کتاب، نوشته لینوس توروالدز خالق لینوکس و دیوید دیاموند است. یک خبرنگار مدت‌ها با لینوس وقت گذرونده و حرف‌هاش رو شنیده و نتیجه‌اش شده این کتاب که با نام انگلیسی Just For Fun توسط انتشارات TEXERE منتشر شده

متن اصلی: http://lamsemotlagh.ir/just-for-fun

این پست برای بعضی دوستان لینوکسی دایرکت شده است. (شرمنده)___

posted image

2014-08-17 13:41:38 (1 comments, 0 reshares, 18 +1s)Open 

___

2014-08-10 07:43:39 (1 comments, 0 reshares, 34 +1s)Open 

درد این سانحه از درد غزه و مردمانش شدیدتر است.
برای اشخاصی که به یقین، آماده رفتن از این دنیا نبودند
۱۳۷۹ تو گزینش هسای اصفهان که دقیق‌تر بگیم چسبیده به شاهین شهره و نرسیده به اصفهان قبول شده بودم، اول امتحان کتبی بود و بعدش گزینش فنی و در نهایت عقیدتی، کلی هم معاینات پزشکی و طب صنعتی و فلان و بیسار رفتم.
البته بین اونجا کار کردن با مدرک دیپلم و اومدن به تهران و بورسیه شدن، گزینه ۲ رو انتخاب کردم. جالب تر اینه که آخر سر هم به عنوان بورسیه یه سازمان معروف تخمی بی‌خود دووم نیوردم و از اونجا هم اومدمبیرون و تو یه شرکت خصوصی بند شدم.
یکی از دلایلی که می‌تونم راحت سرم رو بزارم زمین و بمیرم اینه که تا حالا تو عمرم کارهایی نکردم که تو از بین رفتن یه نفر مستقیم شریک شده باشم. چه با نرم‌افزار و چه با سخت‌افزاری مثل هواپیما.
هر چند اگه تو هسا بودم، آنقدری کله خرم که می‌شه گفت جز اولین نفراتی بودم که تو پرواز آزمایشی آنتونوف از بین رفته بودم.
برای کودکانی که نه در غزه، بلکه در ایر... more »

درد این سانحه از درد غزه و مردمانش شدیدتر است.
برای اشخاصی که به یقین، آماده رفتن از این دنیا نبودند
۱۳۷۹ تو گزینش هسای اصفهان که دقیق‌تر بگیم چسبیده به شاهین شهره و نرسیده به اصفهان قبول شده بودم، اول امتحان کتبی بود و بعدش گزینش فنی و در نهایت عقیدتی، کلی هم معاینات پزشکی و طب صنعتی و فلان و بیسار رفتم.
البته بین اونجا کار کردن با مدرک دیپلم و اومدن به تهران و بورسیه شدن، گزینه ۲ رو انتخاب کردم. جالب تر اینه که آخر سر هم به عنوان بورسیه یه سازمان معروف تخمی بی‌خود دووم نیوردم و از اونجا هم اومدم بیرون و تو یه شرکت خصوصی بند شدم.
یکی از دلایلی که می‌تونم راحت سرم رو بزارم زمین و بمیرم اینه که تا حالا تو عمرم کارهایی نکردم که تو از بین رفتن یه نفر مستقیم شریک شده باشم. چه با نرم‌افزار و چه با سخت‌افزاری مثل هواپیما.
هر چند اگه تو هسا بودم، آنقدری کله خرم که می‌شه گفت جز اولین نفراتی بودم که تو پرواز آزمایشی آنتونوف از بین رفته بودم.
برای کودکانی که نه در غزه، بلکه در ایران از بین رفتند(شهید شدند؟). برای کودکانی که به دلیل شهوت قدرت و #شهوتـبهشت   از بین رفتند.___

2014-08-07 16:29:57 (9 comments, 0 reshares, 34 +1s)Open 

صبح حدود هشت و نیم با صدای خیلی عجیب و بلند لااله الا الله بیدار شدم و البته با ترس، ترس از این که قیامت شده باشه!
بعد رفتم بیرون و دیدم یکی از همسایه‌ها فوت کرده و آمبولانس اومده و خلاصه آخرش گذاشتن تو آمبولانس(در نهایت خوشحال بودم که هنوز قیامت نشده)
اومدم سر کار و دیدم یه تصادف عظمایی شده، تو سیمون بولیوار، اقبال پور نیسان ترمز بریده بود و زده بود شش تا ماشین رو تیت و پیت کرده بود، خودش در عمل هیچی نشده بود، یکی از ماشینا ماشین عروس بود، خوشبختانه کسی نمرده بود، یه هیوندا در بو داغون، دو تا پراید و یهپرشیا و سه تا کارگر هم عقب نیسان بوده، که فقط یه نفر ابروش یه خال برداشته بود.
نیم ساعت بعد همون‌جا، بنده خدایی، زنی، منتظر شوهرش بوده، یه پراید براش بوق زده بود و گیر داده بود، شوهرش هم هم‌زمان رسیده بود و یه دعوا هم این طوری شد.
رفتیم با یکی از بچه‌ها کواد رو بپرونیم، کرش دادم در حد تیم ملی، رادیو رو دوآل ریت بود، به فاک رفت کوعاد.
تو راه تا سید خندان سه تا تصادف دیدم.
تو س... more »

صبح حدود هشت و نیم با صدای خیلی عجیب و بلند لااله الا الله بیدار شدم و البته با ترس، ترس از این که قیامت شده باشه!
بعد رفتم بیرون و دیدم یکی از همسایه‌ها فوت کرده و آمبولانس اومده و خلاصه آخرش گذاشتن تو آمبولانس(در نهایت خوشحال بودم که هنوز قیامت نشده)
اومدم سر کار و دیدم یه تصادف عظمایی شده، تو سیمون بولیوار، اقبال پور نیسان ترمز بریده بود و زده بود شش تا ماشین رو تیت و پیت کرده بود، خودش در عمل هیچی نشده بود، یکی از ماشینا ماشین عروس بود، خوشبختانه کسی نمرده بود، یه هیوندا در بو داغون، دو تا پراید و یه پرشیا و سه تا کارگر هم عقب نیسان بوده، که فقط یه نفر ابروش یه خال برداشته بود.
نیم ساعت بعد همون‌جا، بنده خدایی، زنی، منتظر شوهرش بوده، یه پراید براش بوق زده بود و گیر داده بود، شوهرش هم هم‌زمان رسیده بود و یه دعوا هم این طوری شد.
رفتیم با یکی از بچه‌ها کواد رو بپرونیم، کرش دادم در حد تیم ملی، رادیو رو دوآل ریت بود، به فاک رفت کوعاد.
تو راه تا سید خندان سه تا تصادف دیدم.
تو سید خندان برای کاری که رفته بودم، انجام نشد، از ۲ تا شش و نیم بعد از ظهر که شرح ما وقعش رو هم جداگانه می‌نویسم.
از یادگار امام پیچیدم تو این یارو خروجیه که می‌ره به فرحزاد، یه ماشین سبقت بدی ازم گرفت، حالشو جا آوردم و پیچیدم جلوش بعد از اولین چارراه و یه کم تندش کردم و یه دفعه زدم رو ترمز و خیلی شانس آوردم که نزد بهم، چهار راه بعدی رسید بهم و دعوامون شد.
این بود انشای من{یک روز گرم و بد تابستان نود و سه}___

posted image

2014-08-04 22:11:31 (0 comments, 0 reshares, 29 +1s)Open 

The Church of Spilt Blood, Saint Petersburg, Russia



The Church of Spilt Blood, Saint Petersburg, Russia

___

2014-08-02 15:06:15 (20 comments, 1 reshares, 18 +1s)Open 

ژانر اینایی که هنوز هم معتقدن هوا از ۵۰ درجه گرمتره و دولت برای این که ادارات رو تعطیل نکنه نمی‌گه هوا رسیده به پنجاه درجه، معتدلای این ژانر اعتقاد دارن حالا تهران و در کل نیمه شمالی کشور هیچ، ولی اقلن نیمه جنوبی و اهواز حتما به پنجاه درجه می‌رسه و دولت اعلام نمی‌کنه

ژانر اینایی که هنوز هم معتقدن هوا از ۵۰ درجه گرمتره و دولت برای این که ادارات رو تعطیل نکنه نمی‌گه هوا رسیده به پنجاه درجه، معتدلای این ژانر اعتقاد دارن حالا تهران و در کل نیمه شمالی کشور هیچ، ولی اقلن نیمه جنوبی و اهواز حتما به پنجاه درجه می‌رسه و دولت اعلام نمی‌کنه___

posted image

2014-08-02 14:13:39 (3 comments, 0 reshares, 14 +1s)Open 

تانک های اسرائیلی در راه غزه

وبلاگ تصویری بوستون عکسهای جالبی داره. از منظر بی طرفی برید ببینید:
http://www.boston.com/bigpicture/2014/07/conflict_continues_in_gaza.html

تانک های اسرائیلی در راه غزه

وبلاگ تصویری بوستون عکسهای جالبی داره. از منظر بی طرفی برید ببینید:
http://www.boston.com/bigpicture/2014/07/conflict_continues_in_gaza.html___

Buttons

A special service of CircleCount.com is the following button.

The button shows the number of followers you have directly in a small button. You can add this button to your website, like the +1-Button of Google or the Like-Button of Facebook.






You can add this button directly in your website. For more information about the CircleCount Buttons and the description how to add them to another page click here.

Toranj CoderCircloscope