
Buried P
His ProfilesRankThis is the rank of 'Buried P' out of all Google+ Profiles.: 12,874 (GenderRankFor the gender 'Men'.: 7,525)
His ProfilesRankThis is the rank of 'Buried P' out of all Google+ Profiles. in Iran: 155 (GenderRankFor the gender 'Men'.: 65)
His CircleRankThis is the rank of 'Buried P' out of all indexed profiles and pages at CircleCount.com.: 17,854
Followers: 5,882
Following: 41
Cream of the Crop: 03/12/2012
Added to CircleCount.com: 07/20/2011That's the date, where Buried P has been indexed by CircleCount.com.
This hasn't to be the date where the daily check has been started. (Update nowYou can update your stats by clicking on this link!
This can take a few seconds.)
Buried P was in following circles
| Author | Followers | Date | Users in Circle | Comments | Reshares | +1 | Links |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| Daniel Sandstein | 15,117 | 2012-04-02 07:48:20 | 308 | 51 | 35 | 56 | CC G+ |
Activity
Average numbers for the latest postings:
3 comments per posting'Current posts' means the last 50 posts that are at the most 4 weeks old. So this metric gives a picture of how many comments someone has received recently.
1 reshares per posting'Current posts' means the last 50 posts that are at the most 4 weeks old. So this metric gives a picture of .how often someone's posts have been reshared lately.
65 +1's per posting'Current posts' means the last 50 posts that are at the most 4 weeks old. So this metric gives a picture of how many +1's someone has received on his or her posts recently.
922 characters per posting'Current posts' means the last 50 posts that are at the most 4 weeks old. So this metric gives a picture of how many characters someone has used per post recently.
Latest postings
2013-05-21 10:01:24 (2 comments, 0 reshares, 56 +1s)
دو تا بلوز رو هم ، اونم تو تابستون
خیلی وقته که سردشه
عین فیلمای فارسی سیاه سفید میبینه
ته ریش شده لباس صورت
اینا همه اینو یادش میندازه که یه چیزی درست نیست
خعلی وقته که یه چیزی " درست نیست "

2013-05-16 21:50:23 (3 comments, 0 reshares, 65 +1s)
تهران - تهران پارس - دردشت - ته بن بست کوچه بیست و سوم
من خدا رو اونجا دیدم یک شب

2013-05-06 18:46:40 (1 comments, 1 reshares, 59 +1s)
مسلما هیچکدامتان کوه یخ را از نزدیک ندیده اید ، من هم ندیده ام
آن چیزی که میبینیم یک ششم از تمامی ماهیت کوه یخ است
پنج ششم و قسمت اصلی و بیشتر کوه یخ از نظر ما پنهان است و زیر آب
موجود عجیبی است ،
انگار بیشتر وجودش در خفاست و از نظر ها پنهان
کوه یخ حکایت ش گویا شرح حال من است
همچون کوه یخ یک ششم آشکار و پنج ششم نهانم

2013-05-06 11:14:31 (3 comments, 3 reshares, 54 +1s)
وقتی برای رفتن به هر جایی خلوت ترین و دور ترین خیابان ها را انتخاب میکنی
وقتی پشت در میرسی و سیل کفش های میهمان ها را میبینی
و سر خرت را کج میکنی و میزنی به جاده تا آب ها از آسیاب بیوفتد و خانه خلوت شود
وقتی قید همه ی دوست داشتنی هایت را میزنی
وقتی هر کاری میکنی تا دورهمی هایت را بپیچانی و وارد شلوغی بیش از دو نفر نشوی
وقتی سفیدی زیاد اذیتت میکند
وقتی چشمانت همیشه پشت یک عینک دوی قائم میشود
وقتی صورتت در عید هم صاف نمیشود
وقتی آنقدر عمیق نفس میکشی که سوپر ماکتی سر محل هم میفهمد یک چیزی درست نیست !
وقتی هیچ آغوشی بی منظور باز نمیشود
یک جای کار میلنگد ..
و بدین ترتیب است که ذره ذره ته میکشیم... more »

2013-05-02 20:56:07 (3 comments, 1 reshares, 87 +1s)
خونه یکی از فامیلا بودیم ، یه پسر شش ساله داشتن ،
کل زمانی که اونجا بودیم رو روی دسته مبل دراز کشیده بود ، پاهاش رو هم انداخته بود رو باباش
بعد خیره شده بود کارتون میدید ، هی کارتون میدید ، هی چرت میزد
مست خواب بود ، اما نمیخوابید ، من کل زمان مهمونی رو بهش خیره نگاه میکردم
بلند شدیم که بریم ، رفتم یه بوسش دادم گفتم یه کاری بکن که بزرگ نشی ، همینجا بمون
من یه بار این اشتباه رو کردم الان مثه سگ پشیمونم ..
بهم گفت باشه سعی ام رو میکنم !
کاش موفق بشه ...

2013-05-02 20:55:43 (1 comments, 2 reshares, 55 +1s)
دوم دبیرستان بودم ، یه معلم جغرافیا داشتیم ، قد کوتاه ، مو و ریش سیبیل جو گندمی
قیافه آرومی داشت ، هیچوقت صداش بالا نمیرفت ، پرخاش نمیکرد ، تنبیه نمیکرد ، امتحان سخت نمیگرفت
یادمه کلاسش سه شنبه ها زنگ اول بود ، عادت داشت هر موقع میومد تو کلاس به مدت بیست دقیقه هیچ حرفی نمیزد ، رو میزش مینشست ، پنجره رو باز میکرد به بیرون نگاه میکرد ،
عمیق نگاه میکرد ، خیلی عمیق ... انگار اصن تو اون لحظه ها اینجا نبود !
من همیشه تخت آخر مینشستم ، یه روز که طبق معمول معلممون اومد تو کلاس و رفت تو همون حالت ،
این بغل دستی ما که آدم بسیار شری بود ، با یه صدای واضحی گفت ، باز این دیوانه اومد شروع کرد ..
معلم برگشت سمتم نگام کرد ، گفت بیا اینجا .. رفتم پیشش تا خواستم بگم آقا من نبودم ، حرفم رو برید گفت میدونم تو چیزی نگفتی اما میخوام یه چیزی بهت بگم ،
تو زندگی جاهایی هست بسیار مرتفع ، جاهایی هست بسیار پست !
در هر دو جا وقتی زود تر از موعد برسی کارت سخت میشه ، نه کسی هست و نه کمکی !<... more »

2013-05-02 20:53:52 (3 comments, 1 reshares, 60 +1s)
بچه که بودم خونمون تا خونه بابابزرگم فصله ش زیاد بود ،
همیشه با تاکسی میرفتیم ، بعضی اوقات که خیلی پسر خوبی بودم ،
مامان به عنوان جایزه اجازه میداد که کل مسیر رو با دوچرخه قرمزم بیام ،
و خودشم با مهربونی زیادش پیاده پا به پام میومد ،
بین این مسیری که میرفتیم یه خیابون تختی بود که خیلی شیب داشت ..
تازه دوچرخه سواری رو یاد گرفته بودم ، هنوز با اون دو تا کمکاش راه می رفتم
یه روز تو راه برگشت ، توی این شیب از دوچرخه پیاده نشدم و خواستم سواره ردش کنم
شیبش دوچرخه م رو گرفت و ترس هم منو ، هیچ کاری نمیکردم و فقط داد میزدم
یه چند صد متری که رفتم چشمامو بستم و خودمو تسلیم کردم ..
بعد از چند ثانیه یهو همه چی ثابت شد
چشمامو باز کردم دیدم یه مرد واستاده وسط دوچرخه م و فرمونم رو دو دستی گرفته و نگه م داشته
یه لبخند بهم زد ، گفت پسر بعد ها شیب های از این تند تر تو زندگیت وجود داره ، سرعت تو هم بیشتر از این میشه !!
با چشم بسته نمیتونی ردشون کنی
نترس... more »

2013-04-26 17:11:29 (3 comments, 0 reshares, 53 +1s)
دم دم های بعدازظهر است ، بیدار میشوی ، هوا گرگ و میش است
تو را یاد عصرهای کوتاه وحشتناک زمستانی می اندازد ،
ساعت به تو نشان میدهد که وقتن رفتن است
رفتن به جایی که نه حوصله اش را داری و نه علاقه اش را ..
بلند میشوی ، سکوت بیش از اندازه ی این خانه دیوانه ات میکند ، کلافه ای
مانند آدمی که سه دقیقه است که میگرن اش تمام شده ، کلافه ای
ماشین را روشن میکنی ، باران آنقدر اندوه وار میبارد که گویی آخر دنیا دو ساعت آنورتر است
در مسیری ، آهنگ همیشگی هی خودش را تکرار میکند ، شاید برای کسی قابل درک نیست که یک موزیک یک دقیقه ای در ماشین ات هزار بار تکرار میشود ، اما تو کار خودت را میکنی ..
نفس ات خیلی سنگین شده ، لرزش انگشت اشاره ات از همیشه بیشتر است ،
پایت برای فشار بیشتر روی پدال گاز یاری ات نمیکند ، کجا و چه چیز منتظره توست ؟
ناگهان سر یک بریدگی ، کم می آوری ..
توان ادامه دادن را نداری ، خیلی وقت است که توانش را نداری
اما تا همین جایش هم که ادامه دادی تحسین ... more »

2013-04-19 07:48:43 (1 comments, 4 reshares, 110 +1s)
از آنجایی فرو ریختن ات شروع می شود که میفهمی ،
گذشته ها ، نگذشته ..

2013-04-12 19:59:13 (3 comments, 1 reshares, 58 +1s)
گاهی یک موسیقی آنچنان له و لوردیتان میکند که خودتان هم هاج و واج میمانید !
میمانید که که چه بر سرتان آمده ، به کجا رسیده اید و چه قدر دیگر توان ادامه دادن دارید !
ادامه ی راه برایتان مه آلود است و شک به ادامه دادن در جای جای بدنتان رخنه کرده است !
این روزها دنیا برایم با این تم موسیقی پخش میشود ،
نه صدای انسانی هست ، نه خنده ای ، نه بیدادی ، نه عصیانی ، نه فقانی !
تنها و تنها منم و همین موسیقی و جاده ای که میرود آنطرف آدم گریزی ..

2013-04-10 21:33:38 (2 comments, 6 reshares, 101 +1s)
در زندگی نقطه ای هست که برایتان " بدتر شدن " دیگر بی معنی میشود
همان نقطه ..

2013-04-09 19:34:40 (4 comments, 6 reshares, 76 +1s)
اندوه اصلی زمانی است که روزهای آفتابی را هم ابری میبینی
تماس های همه ی اطرافیانت راهی جز تبدیل به میس کال شدن پیدا نمیکنند
اندوه اصلی زمانی است که در تابستان هم تیره میپوشی
زمانی که فلش ماشین ت کُلهم هفت آهنگ دارد
اندوه اصلی آن زمان است که همه تو را مقطعی طلب میکنند و تو فاصله میگیری از همه ی موجودات زنده
زمانی که سه عدد رو بالشی ات یکی در میان ، هر روز روی طناب پهن است
اندوه اصلی زمانی است که جایی برای گریه کردن نداری و مجبور میشوی دم به دم بهانه ی دوش گرفتن را بگیری
زمانی که تولدت میشود عادی ترین روز سال
زمانی که دوست داری در جواب " حالت چطور است ؟ " چنان بزنی زیر گریه که نفس ات در نیاید
اندوه اصلی حالی ست که من دارم
حال ما خوب است اما تو باور نکن ..... more »

2013-04-05 19:39:32 (4 comments, 3 reshares, 70 +1s)
وسط این همه شلوغی و سر صدای چهارشنبه سوری
بری پیشش ، یه ته پیک ویسکی بزنی بیوفتی رو مبل ، موهاشو باز کنه بیاد بهت بغل بده
پتو بپیچی دور خودتون ، خونه ساکته ساکته ، اما در گوشی حرف بزنی باش
بعد دو تایی بلند بلند بخندین ، بوی موهاش مستت کنه ، صدای دور ترق تروق چهارشنبه سوری هم بیاد
بگه واستا برم فلان چیز رو بیارم ، بگی خفه شو عمرن نمیزارم جایی بری
اونم سفت تر خودش رو بچپونه تو بغلت ، ماچ ت کنه از اون گاوی هاش ، از اون صدا دارا
اون جوراب بپوشه اما تو نه ، گوشی در بیاره دو تایی با هم انگری برد بازی کنین ، هر مرحله یه ماچ
عادلانه نیست ، تو بگی هر مرحله دو تا ماچ ، اونم قبول کنه ...
یه نخ سیگار رو دو نفره بکشی ، هی چش تو چش همدیگه رو نگاه کنی ، از اون نگاه ها
حرف به اندازه کافی بوده ، فقط نگاه باشه ، فقط نوازش باشه ، فقط آرامش باشه
این یه چهارشنبه سوری معرکه س ...
همین... more »

2013-04-05 19:16:35 (7 comments, 0 reshares, 59 +1s)
تا به حال غرق شدن را لمس کرده اید ؟!
غرق شدن در آب ، یا در قسمت های عمیق زندگی ؟
فرقی نمیکند ، هر دو شبیه هم اند
زمانی که انسان در حال غرق شدن است ، هر ثانیه برایش یک عمر میگذرد
تک تک سکانس ها جلوی چشمانت رژه می روند ، رنگی ، با کیفیت ، بدون کم و کاستی
زمان غرق شدن " امید " ، هم یارت می شود و هم دشمن ات !
نه میگذارد غرق شدن را بپذیری ، نه می تواند کمکی به تو بکند ..
چیزی شبیه برخ میشود ، امیدت کم کم ته نشین میشود اما همچنان زنده است
تو نیز کم کم به انتهای همه ی سکانس های تلخ و شیرین زندگی ات میرسی ..
ناگهان دستی می آید و دستت را میگیرد !
امید زنده میشود ، جان میگیرد ، چشم و چالش باز میشود ، رنگ و رویش باز میشود
امید به زنده بودن و غرق نشدن از هر زمانی برایت بیشتر میشود
اما امان از ترس ، امان ..
ترسی بر تو شروع به وزیدن میکند ، آنقدر تند میوزد که ناگهان همه ی وجودت را در بر می گیرد
ترس از اینکه نکند این دست نیمه راه دستت ر... more »

2013-03-27 19:52:00 (4 comments, 3 reshares, 106 +1s)
از طوفان که درآمدی ،
دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهادی
" معنی طــوفــان همین است .. "

2013-03-23 15:00:55 (4 comments, 0 reshares, 108 +1s)
سلامتی اونایی که سال رو تنهایی تحویل کردن
اونایی که سر تحویل سال سخت تر آب دهن رو قورت دادن
اونایی که محکم تر از فیلتر سیگارشون کام گرفتن
اونایی که با یه عکس رو دسکتاپ کامپیوترشون تحویل کردن این لامصب رو
اونایی که الکل هم جوابشون کرده
اونایی که لب تراس طبقه دوازدهم یه ساختمون ، خیره تو یه نقطه از آسمون بودن
سلامتی اون اس ام اس های تبریکی که همه ی این سال ها پندینگ موند
سلامتی اونایی که صورت نتراشیده رفتن به جنگ تحویل سال
سلامتی اونایی که یک سال دیگه از عمرشون رفت ، اما غمشون نرفت
