Login now

Not your profile? Login and get free access to your reports and analysis.

Tags

Sign in

No tag added here yet.
You can login on CircleCount to add some tags here.

Are you missing a tag in the list of available tags? You can suggest new tags here.

Login now

Do you want to see a more detailed chart? Check your settings and define your favorite chart type.

Or click here to get the detailed chart only once.

‫گودر بان‬‎ has been shared in 2 public circles

AuthorFollowersDateUsers in CircleCommentsReshares+1Links
Sara Indvik1,300#circles #publicsharedcircles #circlesharing #circleplus#plusmembers #googleplus  #sharedcircles #addcircle #googleplusmembers #googlepluscircles #BestSharedCircle #sharecircle #publiccircles #sharingcircle#circleshare #page2012-09-08 15:30:31100002
Daniel Sandstein3,662The Cream of the Crop of December 2011What's this?On +CircleCount everyday some very interesting persons are choosen and recommended. These are persons without hunders of thousands of followers but with a lot interesting content. You won't find silent people leading the rankings like +Britney Spears here, but interesting people that are worth to be followed.You can find the Cream of the Crop daily here:http://www.circlecount.com/daily/Past Cream of the Crop circles:November 2011: http://goo.gl/x6TJkOctober 2011: http://goo.gl/2xVn92012-01-04 13:14:09299251318

Activity

Average numbers for the latest posts (max. 50 posts, posted within the last 4 weeks)

33
comments per post
1
reshares per post
267
+1's per post

736
characters per posting

Top posts in the last 50 posts

Most comments: 97

2014-11-15 20:34:33 (97 comments, 0 reshares, 253 +1s)Open 

حاجى گودرزى يكى از رفيقاى قديمى ِ آقامه ...
از وقتى يادمه تمام موها و ريشاش سفيد ِ سفيد بوده ... ما بش ميگيم پشمك ...
محرم امسال كليد كرده بود رو من كه زن بگير ... گفتم حاجى خونه ندارم ... گفت من يه واحد خالى دارم فلان جا ، دست خط ميدم بت تا سه سال مجانى بشينى ... گفتم حاجى خرج عروسى هم خيلى بالاس ... گفت بيا تو باغ خودمون عروسى بگير ... من و آقات هم كمك ميكنيم ... خلاصه هر بهونه اى آوردم از من بكشه بيرون نشد ...
آخرش گفتم حاجى حالا همه چى رديف كه باشه كو دخدر خوب و خونواده دار؟!
نه گذاشت نه برداشت گفت بيا سميرا خودموبهت بدم
من :|
حالا سميرا شبيه كريم باقريه ... ينى شما روسرى سر كريم باقرى كن ميشه سميرا ...
بابام گفت حاجى خيلى زود بو ترشى خورده به دماغت :))
من سريع پيچيدم به بازى كريم باقرى نره تو پاچمون... more »

Most reshares: 8

2014-11-21 09:23:41 (9 comments, 8 reshares, 214 +1s)Open 

- کجایی عجیجم ؟
+ ماییم و می و مطرب و این کنج خراب/جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
- مشروب !؟؟ مگه تو نگفتی من نماز میخونم ؟؟؟ :|
+ می خوردن و شاد بودن آیین من است/فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است
- با کیا هستی حالا ؟؟؟ :/
+ فصل گل و طرف جویبار و لب کشت/با یک دو سه دلبری حوری سرشت
- :||| آدرس بده ببینم !!! بیام بزنم دهنشونو صاف کنم !!!
+ راه پنهانی میخانه نداند همه کس/جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر
- انقد مشروب بخور با دوستات تا بمیری !!! :/
+ گر می نخوری طعنه مزن مستان را/بنیاد مکن تو حیله و دستان را- برووووووووو بمیرررررررررررر
+ چون مُرده شوم خاک مرا گم سازید/احوال مرا عبرت مردم سازید
- :|||||||||
.
.
[ مکالمات خیام با دوس دخدرش ]... more »

Most plusones: 385

2014-10-11 06:11:52 (29 comments, 3 reshares, 385 +1s)Open 

اين بچه هايى كه صب زود به زور از خواب پا شدن و خواب آلود و عبوس وايسادن سركوچه منتظر سرويس مدرسه شون ، يجورى نيگا ميكنن انگار تقصير ماست

Latest 50 posts

2014-12-17 18:41:47 (37 comments, 1 reshares, 282 +1s)Open 

پدر مادر رفيقم چند ماه پيش تو تصادف فوت شدن و اين رفيق ما دنبالاى كاراى انحصار ورثه س ...
حالا يه اسم " مريم " تو شناسنامه هست كه تاريخ تولدش ٦٢/١٠/٢١ هست و معلوم نيست چند ماهگى مُرده و گواهى فوت و اينا نداره ...
امروز قبل ظهر زنگ زد گفت بيا فلان جا يه استشهاد محضرى بده كه اين مريم مُرده تو نوزادى ... يكى ديگه از بچه ها هم اومد ...
خلاصه استشهاد رو نوشتيم و تاريخ فوتش رو هم همينطورى زديم ٦٢/١١/٢٢ [روز تولد من :| ] و محضر ثبت كرد برديم ثبت احوال ...
ثبت احوال تو سيستم نيگا كرد گفت اينكه تازه ٦٣/١٢/١٥ براششناسنامه گرفتن چطورى قبلش مُرده؟!
ما :|
بعد گفت اينا چه شاهدايى ان كه يكى شون ٦ سال بعد از فوت اون فرد بدنيا اومده و اون يكى ٨ سال !؟
ما :|
بعد من گفتم بابام بهم گفت
زنه گفت : چى گفت؟
من گفتم : در گوش من گفت
زنه گفت : چى گفت؟
خلاصه كيرى كيرى و خنده خنده گواهى فوت رو گرفتيم ولى ناموسن شما اگه از اين كارا خواستين بكنين قبلش يكم فك ... more »

پدر مادر رفيقم چند ماه پيش تو تصادف فوت شدن و اين رفيق ما دنبالاى كاراى انحصار ورثه س ...
حالا يه اسم " مريم " تو شناسنامه هست كه تاريخ تولدش ٦٢/١٠/٢١ هست و معلوم نيست چند ماهگى مُرده و گواهى فوت و اينا نداره ...
امروز قبل ظهر زنگ زد گفت بيا فلان جا يه استشهاد محضرى بده كه اين مريم مُرده تو نوزادى ... يكى ديگه از بچه ها هم اومد ...
خلاصه استشهاد رو نوشتيم و تاريخ فوتش رو هم همينطورى زديم ٦٢/١١/٢٢ [روز تولد من :| ] و محضر ثبت كرد برديم ثبت احوال ...
ثبت احوال تو سيستم نيگا كرد گفت اينكه تازه ٦٣/١٢/١٥ براش شناسنامه گرفتن چطورى قبلش مُرده؟!
ما :|
بعد گفت اينا چه شاهدايى ان كه يكى شون ٦ سال بعد از فوت اون فرد بدنيا اومده و اون يكى ٨ سال !؟
ما :|
بعد من گفتم بابام بهم گفت
زنه گفت : چى گفت؟
من گفتم : در گوش من گفت
زنه گفت : چى گفت؟
خلاصه كيرى كيرى و خنده خنده گواهى فوت رو گرفتيم ولى ناموسن شما اگه از اين كارا خواستين بكنين قبلش يكم فك كنين كير نشين مثه ما :))___

2014-12-12 16:27:18 (11 comments, 0 reshares, 201 +1s)Open 

امروز رفته بودم يه كارخونه اى و موقع ناهار ديدم يه پسره اومد سلام كرد و نشست پيشمون غذا بخوريم ...
گفتم مهندس چقد شبيهتونه ... نسبتى داره باهاتون؟
گفت بله پسر مهندس [ اشاره به داداش كوچيكش ] هستن
گفتم ولى بيشتر به شما رفته انگارى
يهو يه نيگا به هم كردن و رنگ و روشون عوض شد و داداش بزرگه گفت نه بابا
درسته من سوتى دادم ولى يه كاسه اى زير نيم كاسه اى بوده قطعا :))))) 

امروز رفته بودم يه كارخونه اى و موقع ناهار ديدم يه پسره اومد سلام كرد و نشست پيشمون غذا بخوريم ...
گفتم مهندس چقد شبيهتونه ... نسبتى داره باهاتون؟
گفت بله پسر مهندس [ اشاره به داداش كوچيكش ] هستن
گفتم ولى بيشتر به شما رفته انگارى
يهو يه نيگا به هم كردن و رنگ و روشون عوض شد و داداش بزرگه گفت نه بابا
درسته من سوتى دادم ولى يه كاسه اى زير نيم كاسه اى بوده قطعا :))))) ___

2014-12-12 15:03:59 (69 comments, 1 reshares, 255 +1s)Open 

آقا خيلى حواستون به لوله بخارى و اينا باشه ...
ديروز لوله بخارى دفتر دراومده بود و اين پسره تمام در و پنجره ها رو هم كيپ تا كيپ بسته بود ...
جفتمون سرمون سنگين شده بود و منم يه دو سه ساعت بيشتر وايسادم دفتر تنهايى ... بلند شدم سرم تير كشيد و گيج افتادم ...
بيمارستانى شدم خلاصه ...
خيلى حواستون جمع باشه ... لامصب نه رنگ و بو داره نه علائمى ديگه اى ...

آقا خيلى حواستون به لوله بخارى و اينا باشه ...
ديروز لوله بخارى دفتر دراومده بود و اين پسره تمام در و پنجره ها رو هم كيپ تا كيپ بسته بود ...
جفتمون سرمون سنگين شده بود و منم يه دو سه ساعت بيشتر وايسادم دفتر تنهايى ... بلند شدم سرم تير كشيد و گيج افتادم ...
بيمارستانى شدم خلاصه ...
خيلى حواستون جمع باشه ... لامصب نه رنگ و بو داره نه علائمى ديگه اى ...___

2014-12-04 18:20:32 (27 comments, 3 reshares, 310 +1s)Open 

يه صندوق قرض الحسنه تو محلمون هست كه ٥٠٠ تومن وام ميده ... از ساعت ٤ تا ٨ شب هم بازه ...
بيشترين موارد استقاده ش هم اينطوريه كه مثلا مهمون سرزده مياد خونه ت و ميپرى سر محل يه وام ميگيرى و ميرى ميوه و خاروبار ميخرى مياى خونه ...

يه صندوق قرض الحسنه تو محلمون هست كه ٥٠٠ تومن وام ميده ... از ساعت ٤ تا ٨ شب هم بازه ...
بيشترين موارد استقاده ش هم اينطوريه كه مثلا مهمون سرزده مياد خونه ت و ميپرى سر محل يه وام ميگيرى و ميرى ميوه و خاروبار ميخرى مياى خونه ...___

2014-11-28 19:49:41 (22 comments, 0 reshares, 285 +1s)Open 

پسر عمه م با رفيقاش اربعين ميخوان برن كربلا ... بعد رفتن يه ون صحبت كردن كه ببرتشون لب مرز ...
بعد يهو يكى شون گفته نكنه يارو بكاره مارو و نياد!؟
آخر سر از يارو ونيه ١٠٠ تومن بيعانه گرفتن كه نتونه بكارتشون و يه وخ نياد :))))))

پسر عمه م با رفيقاش اربعين ميخوان برن كربلا ... بعد رفتن يه ون صحبت كردن كه ببرتشون لب مرز ...
بعد يهو يكى شون گفته نكنه يارو بكاره مارو و نياد!؟
آخر سر از يارو ونيه ١٠٠ تومن بيعانه گرفتن كه نتونه بكارتشون و يه وخ نياد :))))))___

2014-11-21 16:53:06 (43 comments, 0 reshares, 343 +1s)Open 

يكى از رفيقاى ما خونشون رو پارسال كوبيدن و يه ١٠ واحدى ساختن و حدود ٣٠ تومن به باباهه كمك كرد تو ساخت و باباهه هم يه واحد زد به نامش ...
خلاصه از وقتى خونه دار شده نموده ما رو ...
همش ميگه بچه ها تا ميتونين خاك بخرين ... پول تو خاكه ... ماشين ميخرى ميگه اشتباه نكن داداش ،،، برو خاك بخر ...
مسافرت ميرى ،،، ميگه داداش پولاتو جمع كن برو خاك بخر ...
خلاصه حاج محسن خاك خر معروف شده بين رفيقامون ...
ديشب تولدش بوده و دو تا از بچه ها براش يه گونى خاك كادوپيچ كادو تولد بردن كسخلا :)))))))))

يكى از رفيقاى ما خونشون رو پارسال كوبيدن و يه ١٠ واحدى ساختن و حدود ٣٠ تومن به باباهه كمك كرد تو ساخت و باباهه هم يه واحد زد به نامش ...
خلاصه از وقتى خونه دار شده نموده ما رو ...
همش ميگه بچه ها تا ميتونين خاك بخرين ... پول تو خاكه ... ماشين ميخرى ميگه اشتباه نكن داداش ،،، برو خاك بخر ...
مسافرت ميرى ،،، ميگه داداش پولاتو جمع كن برو خاك بخر ...
خلاصه حاج محسن خاك خر معروف شده بين رفيقامون ...
ديشب تولدش بوده و دو تا از بچه ها براش يه گونى خاك كادوپيچ كادو تولد بردن كسخلا :)))))))))___

2014-11-21 09:23:41 (9 comments, 8 reshares, 214 +1s)Open 

- کجایی عجیجم ؟
+ ماییم و می و مطرب و این کنج خراب/جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
- مشروب !؟؟ مگه تو نگفتی من نماز میخونم ؟؟؟ :|
+ می خوردن و شاد بودن آیین من است/فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است
- با کیا هستی حالا ؟؟؟ :/
+ فصل گل و طرف جویبار و لب کشت/با یک دو سه دلبری حوری سرشت
- :||| آدرس بده ببینم !!! بیام بزنم دهنشونو صاف کنم !!!
+ راه پنهانی میخانه نداند همه کس/جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر
- انقد مشروب بخور با دوستات تا بمیری !!! :/
+ گر می نخوری طعنه مزن مستان را/بنیاد مکن تو حیله و دستان را- برووووووووو بمیرررررررررررر
+ چون مُرده شوم خاک مرا گم سازید/احوال مرا عبرت مردم سازید
- :|||||||||
.
.
[ مکالمات خیام با دوس دخدرش ]... more »

- کجایی عجیجم ؟
+ ماییم و می و مطرب و این کنج خراب/جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
- مشروب !؟؟ مگه تو نگفتی من نماز میخونم ؟؟؟ :|
+ می خوردن و شاد بودن آیین من است/فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است
- با کیا هستی حالا ؟؟؟ :/
+ فصل گل و طرف جویبار و لب کشت/با یک دو سه دلبری حوری سرشت
- :||| آدرس بده ببینم !!! بیام بزنم دهنشونو صاف کنم !!!
+ راه پنهانی میخانه نداند همه کس/جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر
- انقد مشروب بخور با دوستات تا بمیری !!! :/
+ گر می نخوری طعنه مزن مستان را/بنیاد مکن تو حیله و دستان را
- برووووووووو بمیرررررررررررر
+ چون مُرده شوم خاک مرا گم سازید/احوال مرا عبرت مردم سازید
- :|||||||||
.
.
[ مکالمات خیام با دوس دخدرش ]___

2014-11-21 08:35:59 (44 comments, 1 reshares, 223 +1s)Open 

اين خواهرزاده مون يكى دو سالش كه بود وقتى سرما ميخورد و دماغش كيپ ميشد نميتونست درست نفس بكشه و شبا خوابش نميبرد ...
شوهرخواهرم دهنش رو ميذاشت رو دماغ و همه رو هورت ميكشيد و تف ميكرد تا بچه راحت بخوابه ...
منم هر وقت سرما ميخورم زنگ ميزنم بش ميگم سعيد برسون خودتو كه دماغم كيپه :)))

اين خواهرزاده مون يكى دو سالش كه بود وقتى سرما ميخورد و دماغش كيپ ميشد نميتونست درست نفس بكشه و شبا خوابش نميبرد ...
شوهرخواهرم دهنش رو ميذاشت رو دماغ و همه رو هورت ميكشيد و تف ميكرد تا بچه راحت بخوابه ...
منم هر وقت سرما ميخورم زنگ ميزنم بش ميگم سعيد برسون خودتو كه دماغم كيپه :)))___

2014-11-15 20:34:33 (97 comments, 0 reshares, 253 +1s)Open 

حاجى گودرزى يكى از رفيقاى قديمى ِ آقامه ...
از وقتى يادمه تمام موها و ريشاش سفيد ِ سفيد بوده ... ما بش ميگيم پشمك ...
محرم امسال كليد كرده بود رو من كه زن بگير ... گفتم حاجى خونه ندارم ... گفت من يه واحد خالى دارم فلان جا ، دست خط ميدم بت تا سه سال مجانى بشينى ... گفتم حاجى خرج عروسى هم خيلى بالاس ... گفت بيا تو باغ خودمون عروسى بگير ... من و آقات هم كمك ميكنيم ... خلاصه هر بهونه اى آوردم از من بكشه بيرون نشد ...
آخرش گفتم حاجى حالا همه چى رديف كه باشه كو دخدر خوب و خونواده دار؟!
نه گذاشت نه برداشت گفت بيا سميرا خودموبهت بدم
من :|
حالا سميرا شبيه كريم باقريه ... ينى شما روسرى سر كريم باقرى كن ميشه سميرا ...
بابام گفت حاجى خيلى زود بو ترشى خورده به دماغت :))
من سريع پيچيدم به بازى كريم باقرى نره تو پاچمون... more »

حاجى گودرزى يكى از رفيقاى قديمى ِ آقامه ...
از وقتى يادمه تمام موها و ريشاش سفيد ِ سفيد بوده ... ما بش ميگيم پشمك ...
محرم امسال كليد كرده بود رو من كه زن بگير ... گفتم حاجى خونه ندارم ... گفت من يه واحد خالى دارم فلان جا ، دست خط ميدم بت تا سه سال مجانى بشينى ... گفتم حاجى خرج عروسى هم خيلى بالاس ... گفت بيا تو باغ خودمون عروسى بگير ... من و آقات هم كمك ميكنيم ... خلاصه هر بهونه اى آوردم از من بكشه بيرون نشد ...
آخرش گفتم حاجى حالا همه چى رديف كه باشه كو دخدر خوب و خونواده دار؟!
نه گذاشت نه برداشت گفت بيا سميرا خودمو بهت بدم
من :|
حالا سميرا شبيه كريم باقريه ... ينى شما روسرى سر كريم باقرى كن ميشه سميرا ...
بابام گفت حاجى خيلى زود بو ترشى خورده به دماغت :))
من سريع پيچيدم به بازى كريم باقرى نره تو پاچمون___

2014-11-08 11:10:52 (74 comments, 2 reshares, 348 +1s)Open 

پشت كنكور كه بودم ، اون دو هفته ى آخر ميرفتم كتابخونه ...
يه روز جلو در كتابخونه نشسته بودم داشتم خرت و پرت ميخوردم و استراحت ميكردم ... يهو يكى اومد زارررت گذاشت تو گوشم ... تا سرمو برگردوندم از اونور خوابوند تو گوشم ...
تا به خودم اومدم ديدم ١٠ نفر ريختن سرم و تا ميخوردم منو زدن ... طرف ميومد قشنگ موتورش رو ميزد رو جك يا ماشينش رو پارك ميكرد و ميومد سمت من و ميزد ...
قشنگ كتك كه خوردم ديدم يه دخدره داره از اون پشت ميدوئه سمت من و ميگه ولش كنين ولش كنين ... اين نيست ...
نگو نيم ساعت قبلش يكى همينجايى كه من نشستمبه دخدره تيكه ى بدى انداخته بوده و دخدره رفته بود نومزدشو آورده بود :|
اين همه كتك زدن مارو اشتباهى ، آخرش نومزد دخدره اومد عذرخواهى كرد و رومو بوسيد و رفت ...
لااقل دخدر بوس ميكرد يه چيزى :'(... more »

پشت كنكور كه بودم ، اون دو هفته ى آخر ميرفتم كتابخونه ...
يه روز جلو در كتابخونه نشسته بودم داشتم خرت و پرت ميخوردم و استراحت ميكردم ... يهو يكى اومد زارررت گذاشت تو گوشم ... تا سرمو برگردوندم از اونور خوابوند تو گوشم ...
تا به خودم اومدم ديدم ١٠ نفر ريختن سرم و تا ميخوردم منو زدن ... طرف ميومد قشنگ موتورش رو ميزد رو جك يا ماشينش رو پارك ميكرد و ميومد سمت من و ميزد ...
قشنگ كتك كه خوردم ديدم يه دخدره داره از اون پشت ميدوئه سمت من و ميگه ولش كنين ولش كنين ... اين نيست ...
نگو نيم ساعت قبلش يكى همينجايى كه من نشستم به دخدره تيكه ى بدى انداخته بوده و دخدره رفته بود نومزدشو آورده بود :|
اين همه كتك زدن مارو اشتباهى ، آخرش نومزد دخدره اومد عذرخواهى كرد و رومو بوسيد و رفت ...
لااقل دخدر بوس ميكرد يه چيزى :'(___

2014-11-07 20:18:58 (74 comments, 0 reshares, 314 +1s)Open 

ميفرمان چرا همش چرت و پرت مينويسى و حرف جدى ندارى؟! تو زندگيت همش اتفاق خنده دار ميوفته همش؟! ينى اتفاق بد نميوفته برات!؟
فدات شم حرف جدى دارم، حرف تلخ هم دارم برات ، از كجاش دوس دارى بشنوى؟
از دوران كارگرى همزمان با درس خوندن تو دبيرستان؟! اولين بارى كه كار كردم تابستون بعد از پنجم ابتدايى بود. از ساعت ٨ صب تا ١١ شب تو كافى شاپ كار ميكردم. تو اون سن تو نهايتا تنهايى ميرفتى از بقالى پفك ميخريدى.
از غم برات بگم؟! از آمبولانس برات بگم؟! ١٩ سالم كه بود مادرم فشارش رفت بالاى ٢٠ و خون ريزى مغزى كرد و مسير ٢٠دقيقه اى تا بيمارستان پشت آمبولانس پيش مادرم برام يه عمر گذشت. وقتى دو سال پيش مادرم تو مسافرت سكته كرد و بابام و داداشم ٤ ساعت پشت آمبولانس پيش مادرم بودن انگار صد سال پيرتر شده بودن ، رو ديدم و كابوس هر شبم اون لحظه باز شدن در آمبولانسه. تو خيابون صداى آمبولانس ميشنوم استرس ميگيرم و سريع ميام بغل وايميسم تا باعث دير رسيدنش به بيمارستان نشم.
از سختى هاى كارم بگم؟ از زندگى با زن باب... more »

ميفرمان چرا همش چرت و پرت مينويسى و حرف جدى ندارى؟! تو زندگيت همش اتفاق خنده دار ميوفته همش؟! ينى اتفاق بد نميوفته برات!؟
فدات شم حرف جدى دارم، حرف تلخ هم دارم برات ، از كجاش دوس دارى بشنوى؟
از دوران كارگرى همزمان با درس خوندن تو دبيرستان؟! اولين بارى كه كار كردم تابستون بعد از پنجم ابتدايى بود. از ساعت ٨ صب تا ١١ شب تو كافى شاپ كار ميكردم. تو اون سن تو نهايتا تنهايى ميرفتى از بقالى پفك ميخريدى.
از غم برات بگم؟! از آمبولانس برات بگم؟! ١٩ سالم كه بود مادرم فشارش رفت بالاى ٢٠ و خون ريزى مغزى كرد و مسير ٢٠ دقيقه اى تا بيمارستان پشت آمبولانس پيش مادرم برام يه عمر گذشت. وقتى دو سال پيش مادرم تو مسافرت سكته كرد و بابام و داداشم ٤ ساعت پشت آمبولانس پيش مادرم بودن انگار صد سال پيرتر شده بودن ، رو ديدم و كابوس هر شبم اون لحظه باز شدن در آمبولانسه. تو خيابون صداى آمبولانس ميشنوم استرس ميگيرم و سريع ميام بغل وايميسم تا باعث دير رسيدنش به بيمارستان نشم.
از سختى هاى كارم بگم؟ از زندگى با زن بابا برات بگم؟ از اينكه هفته پيش خونه داداشم دزد خالى كرد و زندگى شو داغون كرد بگم؟ از اينكه پولم خوردن برات بگم؟
فدات شم ، دورت بگردم من دوس دارم شادى هامو با همه تقسيم كنيم.___

posted image

2014-11-07 10:03:24 (35 comments, 0 reshares, 323 +1s)Open 

___

2014-11-06 12:51:06 (21 comments, 3 reshares, 253 +1s)Open 

باباى رفيقم ديروز پريروزا مريض شده و بدن درد داشته و داروهاى دكتر اثر نكرده بوده ... بابا بزرگه بابائه رو لخت ميكنه تو حياط و يه سرى گياه كوهى كه قبلا چيده بوده رو ميجوشونه و ميماله به تنش ...
خلاصه از ديشب سينه پهلو هم كرده ...
به بابائه ميگم حاج آقا سرخپوسته؟
ميگه نه كسخله حاجى
:)))))

باباى رفيقم ديروز پريروزا مريض شده و بدن درد داشته و داروهاى دكتر اثر نكرده بوده ... بابا بزرگه بابائه رو لخت ميكنه تو حياط و يه سرى گياه كوهى كه قبلا چيده بوده رو ميجوشونه و ميماله به تنش ...
خلاصه از ديشب سينه پهلو هم كرده ...
به بابائه ميگم حاج آقا سرخپوسته؟
ميگه نه كسخله حاجى
:)))))___

2014-11-05 10:07:13 (6 comments, 3 reshares, 236 +1s)Open 

ديروز آخراى تعزيه همه منتظر بودن شمر خيمه ها رو آتيش بزنه ... ولى در كمال ناباورى به كمك عمر سعد خيمه ها رو جمع كردن ريختن پشت وانت بردن ...
اونجا بود كه فهميديم اون زمان هم مامورين سد معبر تو دارالخلافه فعال بودن.

ديروز آخراى تعزيه همه منتظر بودن شمر خيمه ها رو آتيش بزنه ... ولى در كمال ناباورى به كمك عمر سعد خيمه ها رو جمع كردن ريختن پشت وانت بردن ...
اونجا بود كه فهميديم اون زمان هم مامورين سد معبر تو دارالخلافه فعال بودن.___

2014-11-05 08:25:21 (18 comments, 0 reshares, 211 +1s)Open 

ما بچه تر كه بوديم ... ٧ ٨ ١٠ سالگى حدودا ... يه هيئت كوچولو داشتيم با بچه محلا ... يه علامت ٣ تيغه هم داشتيم كه خدايى خيلى ام سنگين بود ...
همكلاسياى مدرسه مون رو مياورديم و جو ميداديم ميرفتن زير علامت و سر محل كه ميرسيديم يكى شلوار علامت كش رو ميكشيد پايين و همه در ميرفتيم ...
حالا طرف ميموند علم بندازه زمين شلوار رو بكشه بالا يا منتظر شه يكى بياد شلوارشو بكشه بالا :)))

ما بچه تر كه بوديم ... ٧ ٨ ١٠ سالگى حدودا ... يه هيئت كوچولو داشتيم با بچه محلا ... يه علامت ٣ تيغه هم داشتيم كه خدايى خيلى ام سنگين بود ...
همكلاسياى مدرسه مون رو مياورديم و جو ميداديم ميرفتن زير علامت و سر محل كه ميرسيديم يكى شلوار علامت كش رو ميكشيد پايين و همه در ميرفتيم ...
حالا طرف ميموند علم بندازه زمين شلوار رو بكشه بالا يا منتظر شه يكى بياد شلوارشو بكشه بالا :)))___

2014-11-05 06:47:32 (43 comments, 0 reshares, 167 +1s)Open 

تو بعضى كارگاه ها كه ميرم كارگراشون همه بنگلادشى ان ...
اينا چون از زن و زندگى شون دورن و هميشه با مشكل رفع نياز جنسى مواجه بودن دست به ابتكارى زدن و يه سنت حسنه بين خودشون ايجاد كردن ...
٤ نفر ٤ نفر تيم تشكيل ميدن و هر هفته يه نفرشون به ٣ نفر ديگه ميده ...
همه هم راضى و تقريبا همه كسايى كه ميشناسنشون اين موضوع رو ميدونن و كسى هم ديد بدى نسبت بهشون نداره .

تو بعضى كارگاه ها كه ميرم كارگراشون همه بنگلادشى ان ...
اينا چون از زن و زندگى شون دورن و هميشه با مشكل رفع نياز جنسى مواجه بودن دست به ابتكارى زدن و يه سنت حسنه بين خودشون ايجاد كردن ...
٤ نفر ٤ نفر تيم تشكيل ميدن و هر هفته يه نفرشون به ٣ نفر ديگه ميده ...
همه هم راضى و تقريبا همه كسايى كه ميشناسنشون اين موضوع رو ميدونن و كسى هم ديد بدى نسبت بهشون نداره .___

2014-10-31 14:17:27 (27 comments, 2 reshares, 336 +1s)Open 

دبيرستان يه همكلاسى داشتيم تمام ايام سال با گوشى k750 رپ گوش ميداد و از اين شلوار گشادا پاش ميكرد كه خشتكش آويزونه و انگار ريده تو شلوارش ...
ولى محرم يا ماه رمضون كلا تيپ و قيافه ش به شكل كاريزماتيكى متحول ميشد و ريش و پشم و نوحه و روضه اينا ...
ماه رمضون سر كلاس يهو به معلمه گفت : فلانى داره روزه خورى ميكنه سر كلاس
معلمه گفت : خب تو چرا دخالت ميكنى؟ بذار بخوره. تو سگ كى باشى ؟!
پسره بلند شد خيلى جدى با دست كوبيد رو سينه ش و گفت من سگ ِ كوى حسينم
:)))

دبيرستان يه همكلاسى داشتيم تمام ايام سال با گوشى k750 رپ گوش ميداد و از اين شلوار گشادا پاش ميكرد كه خشتكش آويزونه و انگار ريده تو شلوارش ...
ولى محرم يا ماه رمضون كلا تيپ و قيافه ش به شكل كاريزماتيكى متحول ميشد و ريش و پشم و نوحه و روضه اينا ...
ماه رمضون سر كلاس يهو به معلمه گفت : فلانى داره روزه خورى ميكنه سر كلاس
معلمه گفت : خب تو چرا دخالت ميكنى؟ بذار بخوره. تو سگ كى باشى ؟!
پسره بلند شد خيلى جدى با دست كوبيد رو سينه ش و گفت من سگ ِ كوى حسينم
:)))___

2014-10-30 09:54:41 (10 comments, 0 reshares, 342 +1s)Open 

بابام ميخواس زنگ بزنه خونه خاله م ، اشتباهى خونه پسر عموم رو گرفته ... بعد به زن پسر عموم ميگه تو اونجا چيكار ميكنى!؟
خيلى خوب بود صحنه :)))

بابام ميخواس زنگ بزنه خونه خاله م ، اشتباهى خونه پسر عموم رو گرفته ... بعد به زن پسر عموم ميگه تو اونجا چيكار ميكنى!؟
خيلى خوب بود صحنه :)))___

2014-10-11 16:50:09 (38 comments, 1 reshares, 327 +1s)Open 

اين سامان ما از ٣ سالگى تا الان كه ٤ ٥ سالشه از سه تا مهدكودك مختلف اخراج شده ... رسما ميگن ما نميتونيم نگهش داريم ...
يه بار مدير مهدشون گفته سامان بايد تعهد بدى ديگه اذيت نكنى ، دفه بعد اخراج ميشى ... خودكار رو گرفته دست بچه و يه امضا زده پاى يه كاغذ ...
فرداش دوباره اذيت كرده و مربى مهد بردتش پيش مدير مهد ... مدير مهد گفته باز چى شده!؟
سامان گفته هيچى ... اون كاغذه رو بيار امضا كنم 

اين سامان ما از ٣ سالگى تا الان كه ٤ ٥ سالشه از سه تا مهدكودك مختلف اخراج شده ... رسما ميگن ما نميتونيم نگهش داريم ...
يه بار مدير مهدشون گفته سامان بايد تعهد بدى ديگه اذيت نكنى ، دفه بعد اخراج ميشى ... خودكار رو گرفته دست بچه و يه امضا زده پاى يه كاغذ ...
فرداش دوباره اذيت كرده و مربى مهد بردتش پيش مدير مهد ... مدير مهد گفته باز چى شده!؟
سامان گفته هيچى ... اون كاغذه رو بيار امضا كنم ___

2014-10-11 06:11:52 (29 comments, 3 reshares, 385 +1s)Open 

اين بچه هايى كه صب زود به زور از خواب پا شدن و خواب آلود و عبوس وايسادن سركوچه منتظر سرويس مدرسه شون ، يجورى نيگا ميكنن انگار تقصير ماست

اين بچه هايى كه صب زود به زور از خواب پا شدن و خواب آلود و عبوس وايسادن سركوچه منتظر سرويس مدرسه شون ، يجورى نيگا ميكنن انگار تقصير ماست___

2014-10-10 20:44:01 (71 comments, 3 reshares, 322 +1s)Open 

بابام يه اخلاق درست ناشدنى داره كه مثلا مهمون مياد خونمون و داريم پذيرايى ميكنيم يهو ميگه حامد پسته هم بيار ...
هممون :| :O
حالا پسته تموم شده و مهمون با خودش ميگه حالا پسته چيه كه نميارن برامون 

بابام يه اخلاق درست ناشدنى داره كه مثلا مهمون مياد خونمون و داريم پذيرايى ميكنيم يهو ميگه حامد پسته هم بيار ...
هممون :| :O
حالا پسته تموم شده و مهمون با خودش ميگه حالا پسته چيه كه نميارن برامون ___

2014-10-05 18:42:35 (42 comments, 0 reshares, 306 +1s)Open 

دايى يكى از رفيقام با خانواده ش مقيم استراليان ...
داييه ميره يه مغازه مثه سمسارى هاى ما يه ظرف دكورى ميبينه و خوشش مياد و با قيمت خيلى پايينى ميخره مياره خونه ...
پسر خونواده ميبينه رو ظرفه يه سرى كد و شماره هست و كنجكاو ميشه بفهمه چيه و تو نت سرچ ميكنه و ميفهمه از اين ظرف ٣ تا بيشتر ساخته نشده كه يكى تو يه موزه س تو فرانسه و دوتاش هنوز ثبت نشده كجاس و دست كى ...
خلاصه واسه ثبتش اقدام ميكنن از طريق نت و تو اطلاعات سايته اضافه ميشه كه دومين ظرف هم توسط يه خونواده تو استراليا نگهدارى ميشه ...
بعدشم باخودشون ميگن لابد قيمتى هم هست ديگه! كلى هزينه هم ميكنن كه از فلان كشور كارشناس بياد قيمت گذارى كنه ... قيمت گذارى و ثبت هم ميشه و چن وخ بعد ماليات مياد ميگه شما بخاطر داشتن همچين ظرف گرون قيمتى باس ماليات بدين انقد ...
حالا كه ميخواستن بفروشنش كسى نميخره ... ميخوان بندازنش دور ميترسن به جرم قايم كردن اشيا گرانبها از چشم ماليات محكوم شن ...
.
:))))... more »

دايى يكى از رفيقام با خانواده ش مقيم استراليان ...
داييه ميره يه مغازه مثه سمسارى هاى ما يه ظرف دكورى ميبينه و خوشش مياد و با قيمت خيلى پايينى ميخره مياره خونه ...
پسر خونواده ميبينه رو ظرفه يه سرى كد و شماره هست و كنجكاو ميشه بفهمه چيه و تو نت سرچ ميكنه و ميفهمه از اين ظرف ٣ تا بيشتر ساخته نشده كه يكى تو يه موزه س تو فرانسه و دوتاش هنوز ثبت نشده كجاس و دست كى ...
خلاصه واسه ثبتش اقدام ميكنن از طريق نت و تو اطلاعات سايته اضافه ميشه كه دومين ظرف هم توسط يه خونواده تو استراليا نگهدارى ميشه ...
بعدشم با خودشون ميگن لابد قيمتى هم هست ديگه! كلى هزينه هم ميكنن كه از فلان كشور كارشناس بياد قيمت گذارى كنه ... قيمت گذارى و ثبت هم ميشه و چن وخ بعد ماليات مياد ميگه شما بخاطر داشتن همچين ظرف گرون قيمتى باس ماليات بدين انقد ...
حالا كه ميخواستن بفروشنش كسى نميخره ... ميخوان بندازنش دور ميترسن به جرم قايم كردن اشيا گرانبها از چشم ماليات محكوم شن ...
.
:))))___

2014-10-03 19:04:10 (27 comments, 0 reshares, 208 +1s)Open 

دخدره انقد از اومدن بارون تو نوتش ابراز خوشحالى كرده كه انگار خواستگار اومده براش
بابا بارونه ديگه
تازه كى حال داره ٦ صُب دست به لنگ شه شيشه ها رو تميز كنه ناموسن

دخدره انقد از اومدن بارون تو نوتش ابراز خوشحالى كرده كه انگار خواستگار اومده براش
بابا بارونه ديگه
تازه كى حال داره ٦ صُب دست به لنگ شه شيشه ها رو تميز كنه ناموسن___

2014-10-03 18:38:20 (9 comments, 0 reshares, 210 +1s)Open 

از مردم شهر بيزارم
چون از چنتاشون چك برگشتى دارم

از مردم شهر بيزارم
چون از چنتاشون چك برگشتى دارم___

2014-10-02 18:48:43 (61 comments, 0 reshares, 253 +1s)Open 

كارگر ٢٢ ساله ى كارگاه رفيقم بهم گفت آقا ٩ ميليون پول دارم ؛ زن بگيرم يا ماشين؟!
گفتم چرا يكيشو ميخواى بگيرى؟! با اين تفكرت ميتونى هر دوتاش رو همزمان بگيرى
الان يه دو روزه هاچبك ٧٣ خريده و با ننه باباش رفتن دهاتشون دخدر دايى ش رو عقد كنه
خعلى ام شيك
خعلى ام خوشحال

كارگر ٢٢ ساله ى كارگاه رفيقم بهم گفت آقا ٩ ميليون پول دارم ؛ زن بگيرم يا ماشين؟!
گفتم چرا يكيشو ميخواى بگيرى؟! با اين تفكرت ميتونى هر دوتاش رو همزمان بگيرى
الان يه دو روزه هاچبك ٧٣ خريده و با ننه باباش رفتن دهاتشون دخدر دايى ش رو عقد كنه
خعلى ام شيك
خعلى ام خوشحال___

2014-10-02 10:20:18 (39 comments, 2 reshares, 241 +1s)Open 

تو بانك هاى بازار يه شغلى هست كه طرف هر ١٠ دقيقه يه بار يه شماره از دستگاه نوبت دهى ميگيره و ميشينه تو بانك با خايه هاش ور ميره و اين شماره ها رو به اونايى كه داره چكاشون برگشت ميخوره و ميخوان سريع پول بريزن به حساب يا عجله دارن ، ميفروشه
خعلى ام شغل استراتژيكيه

تو بانك هاى بازار يه شغلى هست كه طرف هر ١٠ دقيقه يه بار يه شماره از دستگاه نوبت دهى ميگيره و ميشينه تو بانك با خايه هاش ور ميره و اين شماره ها رو به اونايى كه داره چكاشون برگشت ميخوره و ميخوان سريع پول بريزن به حساب يا عجله دارن ، ميفروشه
خعلى ام شغل استراتژيكيه___

2014-10-01 19:03:28 (9 comments, 1 reshares, 214 +1s)Open 

با همكارم تو اتوبان بوديم و داشت دلستر ميخورد و همزمان با تلفن هم حرف ميزد و با دو تا آرنجش فرمونو تكون ميداد
يهو افسره پريد وسط خيابون و اشاره كرد بيا بغل
گفتم امير خان هى ميگم كمربند ببند!
اومديم كنار و افسره گفت ٢٠ تا سرعتتون زياد بوده


با همكارم تو اتوبان بوديم و داشت دلستر ميخورد و همزمان با تلفن هم حرف ميزد و با دو تا آرنجش فرمونو تكون ميداد
يهو افسره پريد وسط خيابون و اشاره كرد بيا بغل
گفتم امير خان هى ميگم كمربند ببند!
اومديم كنار و افسره گفت ٢٠ تا سرعتتون زياد بوده
___

2014-10-01 18:40:16 (5 comments, 2 reshares, 205 +1s)Open 

اونى كه رشته ى ورزشيش پرتاپ چكشه خيلى تنهاست
حتى تو كبدى هم بازيش ندادن بچه محلا :'(

اونى كه رشته ى ورزشيش پرتاپ چكشه خيلى تنهاست
حتى تو كبدى هم بازيش ندادن بچه محلا :'(___

2014-10-01 17:51:27 (32 comments, 4 reshares, 183 +1s)Open 

يارو النترا نيوفيس سوار ميشه و موقع خاموش كردن ماشين يه گاز سنگين ميده و بعد خاموش ميكنه
قشنگ مشخصه پيكان كاربراتى داشته قبل از فروختن گاو و گوسفندا و خريدن النترا

يارو النترا نيوفيس سوار ميشه و موقع خاموش كردن ماشين يه گاز سنگين ميده و بعد خاموش ميكنه
قشنگ مشخصه پيكان كاربراتى داشته قبل از فروختن گاو و گوسفندا و خريدن النترا___

2014-09-30 21:43:51 (7 comments, 2 reshares, 169 +1s)Open 

تو شمال پسرعمه م داشت ميگفت بوى بد شيكم از تغذيه نا سالم و اختلال گوارشيه وگرنه همه چى آدم سالم باشه بو نداره
تو همين حين رفيقمون از دستشويى اومد بيرون به پسر عمه م گفت بيا برو كارشناسى كن ببين تغذيه و گوارش ما در چه وضعيتيه

تو شمال پسرعمه م داشت ميگفت بوى بد شيكم از تغذيه نا سالم و اختلال گوارشيه وگرنه همه چى آدم سالم باشه بو نداره
تو همين حين رفيقمون از دستشويى اومد بيرون به پسر عمه م گفت بيا برو كارشناسى كن ببين تغذيه و گوارش ما در چه وضعيتيه___

2014-09-30 20:08:02 (20 comments, 0 reshares, 175 +1s)Open 

تو گروه وايبر فك و فاميلمون كه اَره اوره شمسى كوره توش هستن ، عروس عمه م يه سوتى داد و يه پست اشتباهى توش كپى كرد كه در مورد ممه ٧٥ بود
بعد اومده كلى عذرخواهى كرده و ميگه بخدا گوشى دست محيا [ دخدر ٣ ساله ش ] بوده
يكى ديگه از اقوام خوشحالمون اومده نوشته به محيا بگين ممه فقط ٨٥
:))))

تو گروه وايبر فك و فاميلمون كه اَره اوره شمسى كوره توش هستن ، عروس عمه م يه سوتى داد و يه پست اشتباهى توش كپى كرد كه در مورد ممه ٧٥ بود
بعد اومده كلى عذرخواهى كرده و ميگه بخدا گوشى دست محيا [ دخدر ٣ ساله ش ] بوده
يكى ديگه از اقوام خوشحالمون اومده نوشته به محيا بگين ممه فقط ٨٥
:))))___

2014-09-30 19:21:47 (41 comments, 0 reshares, 203 +1s)Open 

يه نفرم هست كه ١٢ سال با يه دخدره رفيق بوده و اصن تو يه خونه با هم زندگى ميكردن و مسافرت خارج و كلى برو بيا ... بعد از ١٢ سال با هم ازدواج ميكنن و دو هفته بعدش طلاق ميگيرن 

يه نفرم هست كه ١٢ سال با يه دخدره رفيق بوده و اصن تو يه خونه با هم زندگى ميكردن و مسافرت خارج و كلى برو بيا ... بعد از ١٢ سال با هم ازدواج ميكنن و دو هفته بعدش طلاق ميگيرن ___

2014-09-30 17:17:26 (14 comments, 0 reshares, 127 +1s)Open 

وقتى يكى دندونش درد ميگيره و برات از دردش ميگه ؛ ميگى آخ آخ كشيدم ميدونم چى ميگى ... حالشو ميفهمى ...
فك كن رفيقت عزيز از دست بده و تو هم تجربه ش رو داشته باشى 

وقتى يكى دندونش درد ميگيره و برات از دردش ميگه ؛ ميگى آخ آخ كشيدم ميدونم چى ميگى ... حالشو ميفهمى ...
فك كن رفيقت عزيز از دست بده و تو هم تجربه ش رو داشته باشى ___

2014-09-30 17:06:05 (17 comments, 0 reshares, 144 +1s)Open 

تو مراسماى خاكسپارى و ختم يه اتفاقايى ميوفته كه آدم ميخواد پاره شه از خنده
رفيقم پدر و مادر و خاله ش تو تصادف فوت شدن ... بعد از ظهر روز خاكسپارى چون خيلى بى قرارى ميكرد با چنتا از رفقا برديمش سر خاك ...
همينطور از جلو افتاده بود رو خاكا و مام باش گريه و زارى ... بعد كه يكم آرومتر شد بلندش كرديم و داشتيم ميتكونديمش يهو يكى از بچه ها جلو شلوار رفيقم رو داشت ميتكوند كه يهو گفت : آخ آخ تخمم تركيد
همه پاره شديم 

تو مراسماى خاكسپارى و ختم يه اتفاقايى ميوفته كه آدم ميخواد پاره شه از خنده
رفيقم پدر و مادر و خاله ش تو تصادف فوت شدن ... بعد از ظهر روز خاكسپارى چون خيلى بى قرارى ميكرد با چنتا از رفقا برديمش سر خاك ...
همينطور از جلو افتاده بود رو خاكا و مام باش گريه و زارى ... بعد كه يكم آرومتر شد بلندش كرديم و داشتيم ميتكونديمش يهو يكى از بچه ها جلو شلوار رفيقم رو داشت ميتكوند كه يهو گفت : آخ آخ تخمم تركيد
همه پاره شديم ___

2014-07-31 18:42:55 (24 comments, 2 reshares, 301 +1s)Open 

تو عروسى ديدين چُس كن رو ميزنن به برق و باباى عروس و باباى دوماد رو ميارن و به دوماد جو ميدن كه دست باباشو ببوسه؟
امشب دوماد دست باباش رو بوسيد و بعدش دست پدر عروس رو بوسيد
بعد كه باباى عروس و باباى دوماد خواستن روبوسى كنن، باباى عروس تحت تاثير فضاى حاكم بر سالن قرار گرفت و هول شد و دست باباى دومادو بوسيد
خعلى خوب بود صحنه

تو عروسى ديدين چُس كن رو ميزنن به برق و باباى عروس و باباى دوماد رو ميارن و به دوماد جو ميدن كه دست باباشو ببوسه؟
امشب دوماد دست باباش رو بوسيد و بعدش دست پدر عروس رو بوسيد
بعد كه باباى عروس و باباى دوماد خواستن روبوسى كنن، باباى عروس تحت تاثير فضاى حاكم بر سالن قرار گرفت و هول شد و دست باباى دومادو بوسيد
خعلى خوب بود صحنه___

2014-07-20 17:55:43 (42 comments, 0 reshares, 175 +1s)Open 

تو سايت ديوار يه قسمت از آگهى هاى اجتماعى مربوط به همسفر و دوسته
مثلا زده " به يك دوست ِ خانم با ادب و با شخصيت و تحصيل كرده و ورزشكار٢٥ تا ٢٧ ساله كه پايه ى كوهنوردى و سينما و عكاسى در طبيعت باشه نيازمندم "
خب عزيزم بنويس راس كردم يكى بياد بده بره ديگه
چرا حرص ميدى منو؟!

تو سايت ديوار يه قسمت از آگهى هاى اجتماعى مربوط به همسفر و دوسته
مثلا زده " به يك دوست ِ خانم با ادب و با شخصيت و تحصيل كرده و ورزشكار٢٥ تا ٢٧ ساله كه پايه ى كوهنوردى و سينما و عكاسى در طبيعت باشه نيازمندم "
خب عزيزم بنويس راس كردم يكى بياد بده بره ديگه
چرا حرص ميدى منو؟!___

2014-07-20 17:33:57 (37 comments, 1 reshares, 226 +1s)Open 

بابا مورد داريم تو همين پلاس با تصور اينكه نجوا زمينى دخدره چند سال داشته ميزده ، اونوخ انتظار دارين زن و مرد تو ورزشگاه كنار هم باشن!؟

بابا مورد داريم تو همين پلاس با تصور اينكه نجوا زمينى دخدره چند سال داشته ميزده ، اونوخ انتظار دارين زن و مرد تو ورزشگاه كنار هم باشن!؟___

2014-07-20 17:18:20 (22 comments, 1 reshares, 273 +1s)Open 

انقد تو اون يه ماه با جام جهانى و ليگ جهانى واليبال همش دست به تخمه بودم كه الان تا اخبار ورزشى هم نشون ميده زن ِ آقام برام تخمه مياره :))))

انقد تو اون يه ماه با جام جهانى و ليگ جهانى واليبال همش دست به تخمه بودم كه الان تا اخبار ورزشى هم نشون ميده زن ِ آقام برام تخمه مياره :))))___

2014-07-18 19:24:49 (69 comments, 4 reshares, 336 +1s)Open 

از بچگى بمون ياد دادن اين يا على گفتن رو
وقتى ميخواستيم واسه اولين بار رو پامون وايسيم ميگفتن يا على
حرف از مرام و مردونگى و عدل بوده همش حرف على بوده
همين مادر پدرامون يادمون دادن
همينايى سر نماز يواشكى گريه ميكنن و خوشبختى و عاقبت به خيرى ماها رو ميخوان
من كه فك نميكنم راه پدر و مادرم اشتباه بوده باشه
چون مادرم عاقبت به خير شد
منم باشون هم كلام ميشم و ميگم يا على

از بچگى بمون ياد دادن اين يا على گفتن رو
وقتى ميخواستيم واسه اولين بار رو پامون وايسيم ميگفتن يا على
حرف از مرام و مردونگى و عدل بوده همش حرف على بوده
همين مادر پدرامون يادمون دادن
همينايى سر نماز يواشكى گريه ميكنن و خوشبختى و عاقبت به خيرى ماها رو ميخوان
من كه فك نميكنم راه پدر و مادرم اشتباه بوده باشه
چون مادرم عاقبت به خير شد
منم باشون هم كلام ميشم و ميگم يا على___

2014-07-18 18:22:30 (4 comments, 0 reshares, 188 +1s)Open 

بقالى خريد كردم و كارت كشيدم و هى پيغام ميداد خطا در فلان
بقاله ميگن داداش نكش ديگه بهت كارت زرد ميده
قدرتى خدا بقالاى محلمون هم با نمك و طنزپرداز

بقالى خريد كردم و كارت كشيدم و هى پيغام ميداد خطا در فلان
بقاله ميگن داداش نكش ديگه بهت كارت زرد ميده
قدرتى خدا بقالاى محلمون هم با نمك و طنزپرداز___

2014-07-18 17:43:59 (1 comments, 0 reshares, 149 +1s)Open 

ايران احياست
برزيل به گاست

ايران احياست
برزيل به گاست___

2014-07-03 20:40:34 (32 comments, 1 reshares, 260 +1s)Open 

يكى از رفيقام رفته بود خواستگارى و اومده بود به من ميگفت به دخدره گفتم هر كارى دوس دارى بكن ... درس بخون ... ورزش كن ... كلاس برو ...
ولى ميام خونه شام خونگى آماده باشه ... اونم نه غذا حاضرى و فست فود و سوسيس كالباس
الان يه سال و نيمه كه ازدواج كردن و از اونجايى كه بنگاهش سر محل ماست ، من تقريبا هفته اى دو بار ميبينمش كه داره سوسيس كالباس ميخره

يكى از رفيقام رفته بود خواستگارى و اومده بود به من ميگفت به دخدره گفتم هر كارى دوس دارى بكن ... درس بخون ... ورزش كن ... كلاس برو ...
ولى ميام خونه شام خونگى آماده باشه ... اونم نه غذا حاضرى و فست فود و سوسيس كالباس
الان يه سال و نيمه كه ازدواج كردن و از اونجايى كه بنگاهش سر محل ماست ، من تقريبا هفته اى دو بار ميبينمش كه داره سوسيس كالباس ميخره___

2014-07-02 08:45:53 (27 comments, 2 reshares, 272 +1s)Open 

يكى تفريحات تابستانى داداشم در نوجوانى در حالى كه من كودك خردسالى بودم اين بود كه تخماى منو فشار ميداد و ميگفت سوت بزن و هى نميشد سوت زد و ميشد شوت
الان با سامان خواهرزاده م يه بار همچين كارى كردم گفت دايى زشته، عيبه ... الانم سوت بزنم آقاجون بيدار ميشه ... بعد تبلتش رو آورد كه منو سرگرم كنه
مچالم كرد قشنگ

يكى تفريحات تابستانى داداشم در نوجوانى در حالى كه من كودك خردسالى بودم اين بود كه تخماى منو فشار ميداد و ميگفت سوت بزن و هى نميشد سوت زد و ميشد شوت
الان با سامان خواهرزاده م يه بار همچين كارى كردم گفت دايى زشته، عيبه ... الانم سوت بزنم آقاجون بيدار ميشه ... بعد تبلتش رو آورد كه منو سرگرم كنه
مچالم كرد قشنگ___

2014-07-01 10:28:53 (39 comments, 0 reshares, 259 +1s)Open 

پارسال ماه رمضون دو سه روزی خونه بودم کلا ...
روز اول تا لنگ ظهر خوابیدم و ساعت 1 بلند شدم دیدم بابام ناهار قیمه درست کرده واسم و ماست و خیار
آب جوش رو هم گذاشته بود و بعد ناهار چایی رو بزنم بر بدن ( طبق عادت )
خودش روزه بود
من تو زندگیم انقد خجالت نکشیده بودم که اون روز خجل گشتم ناموسن

پارسال ماه رمضون دو سه روزی خونه بودم کلا ...
روز اول تا لنگ ظهر خوابیدم و ساعت 1 بلند شدم دیدم بابام ناهار قیمه درست کرده واسم و ماست و خیار
آب جوش رو هم گذاشته بود و بعد ناهار چایی رو بزنم بر بدن ( طبق عادت )
خودش روزه بود
من تو زندگیم انقد خجالت نکشیده بودم که اون روز خجل گشتم ناموسن___

2014-06-28 10:04:49 (41 comments, 1 reshares, 263 +1s)Open 

ديروز ظهر با على پاركينگ ماشين بوديم و رفتيم تو ساندويچى يه چنتا بطرى آب و دلستر بخريم ... هلاك بوديم از گرما
يه يارو اومد گفت آقا بير دَنَه همبرگر ( يه دونه همبرگر )
ساندويچيه گفت تو نون باگت بزنم يا نون بربرى؟
يارو گفت بربرى
خلاصه شما يه نون بربرى رو در نظر بگير توش همبرگر و گوجه خيارشور ريخت و لوله ش كرد و يه كاور ساندويچ از پايين يه كاور ساندويچ از بالا
اجازه بدين روند خوردن رو تشريح نكنم

ديروز ظهر با على پاركينگ ماشين بوديم و رفتيم تو ساندويچى يه چنتا بطرى آب و دلستر بخريم ... هلاك بوديم از گرما
يه يارو اومد گفت آقا بير دَنَه همبرگر ( يه دونه همبرگر )
ساندويچيه گفت تو نون باگت بزنم يا نون بربرى؟
يارو گفت بربرى
خلاصه شما يه نون بربرى رو در نظر بگير توش همبرگر و گوجه خيارشور ريخت و لوله ش كرد و يه كاور ساندويچ از پايين يه كاور ساندويچ از بالا
اجازه بدين روند خوردن رو تشريح نكنم___

2014-06-09 11:18:39 (34 comments, 1 reshares, 235 +1s)Open 

دايى بابام قبل انقلاب مياد تهران و ميره خواستگارى دخدر يكى از فاميلاشون
اينام مسخره ش ميكنن و ايشونم همشونو لت و پار ميكنه و خود دخدره و باباش رو با چاقو ميزنه و ٥ سال زندان بوده
كسكشا خايه داريد جواب منفى بديد به من؟

دايى بابام قبل انقلاب مياد تهران و ميره خواستگارى دخدر يكى از فاميلاشون
اينام مسخره ش ميكنن و ايشونم همشونو لت و پار ميكنه و خود دخدره و باباش رو با چاقو ميزنه و ٥ سال زندان بوده
كسكشا خايه داريد جواب منفى بديد به من؟___

2014-06-05 10:24:41 (18 comments, 0 reshares, 216 +1s)Open 

بچه تر كه بودم ... ١٠ ١٢ سالگى ...
با بچه محلا كه قهر ميكرديم همديگه رو بعضيا صدا ميكرديم
مثلا با يارو قهر كرده بوديم ، ميرفتيم دم خونه ش و ميگفتيم " بعضيا نميان فوتبال بازى كنيم؟ "
بعضيا نميان بريم نون بگيريم؟
كلا همه كار با هم ميكرديم و همه جا ميرفتيم ،
فقط اين بعضيا تبديل ميشد به اسم طرف ؛ تو محل چو مينداختن كه فلانى خايه مالى كرده 

بچه تر كه بودم ... ١٠ ١٢ سالگى ...
با بچه محلا كه قهر ميكرديم همديگه رو بعضيا صدا ميكرديم
مثلا با يارو قهر كرده بوديم ، ميرفتيم دم خونه ش و ميگفتيم " بعضيا نميان فوتبال بازى كنيم؟ "
بعضيا نميان بريم نون بگيريم؟
كلا همه كار با هم ميكرديم و همه جا ميرفتيم ،
فقط اين بعضيا تبديل ميشد به اسم طرف ؛ تو محل چو مينداختن كه فلانى خايه مالى كرده ___

2014-05-28 19:45:07 (25 comments, 1 reshares, 219 +1s)Open 

اسم مودممم D-link بود
مودمم رو يكى هك كرده و اسمشو گذاشته :
D-Link hacked by joker
منم ريستش كردم و اسمشو گذاشتم :
D-Link kiram dahane joker


اسم مودممم D-link بود
مودمم رو يكى هك كرده و اسمشو گذاشته :
D-Link hacked by joker
منم ريستش كردم و اسمشو گذاشتم :
D-Link kiram dahane joker
___

2014-05-27 18:03:56 (12 comments, 1 reshares, 255 +1s)Open 

بابام ميگه سال ٤٨ كه اومدم تهران آقام بهم گفت بپا كلاهتو كسى ورنداره
اومديم تهران و همه كلاه سرمون ميذاشتن و ما عشق ميكرديم

بابام ميگه سال ٤٨ كه اومدم تهران آقام بهم گفت بپا كلاهتو كسى ورنداره
اومديم تهران و همه كلاه سرمون ميذاشتن و ما عشق ميكرديم___

Buttons

A special service of CircleCount.com is the following button.

The button shows the number of followers you have directly in a small button. You can add this button to your website, like the +1-Button of Google or the Like-Button of Facebook.






You can add this button directly in your website. For more information about the CircleCount Buttons and the description how to add them to another page click here.

‫گودر بان‬‎FacebookCircloscope