Login now

Not your profile? Login and get free access to your reports and analysis.

Tags

Sign in

No tag added here yet.
You can login on CircleCount to add some tags here.

Are you missing a tag in the list of available tags? You can suggest new tags here.

Login now

Do you want to see a more detailed chart? Check your settings and define your favorite chart type.

Or click here to get the detailed chart only once.

‫گودر بان‬‎ has been shared in 2 public circles

AuthorFollowersDateUsers in CircleCommentsReshares+1Links
Sara Indvik1,300#circles #publicsharedcircles #circlesharing #circleplus#plusmembers #googleplus  #sharedcircles #addcircle #googleplusmembers #googlepluscircles #BestSharedCircle #sharecircle #publiccircles #sharingcircle#circleshare #page2012-09-08 15:30:31100002
Daniel Sandstein3,662The Cream of the Crop of December 2011What's this?On +CircleCount everyday some very interesting persons are choosen and recommended. These are persons without hunders of thousands of followers but with a lot interesting content. You won't find silent people leading the rankings like +Britney Spears here, but interesting people that are worth to be followed.You can find the Cream of the Crop daily here:http://www.circlecount.com/daily/Past Cream of the Crop circles:November 2011: http://goo.gl/x6TJkOctober 2011: http://goo.gl/2xVn92012-01-04 13:14:09299251318

Activity

Average numbers for the latest posts (max. 50 posts, posted within the last 4 weeks)

29
comments per post
1
reshares per post
226
+1's per post

460
characters per posting

Top posts in the last 50 posts

Most comments: 71

2014-10-10 20:44:01 (71 comments, 3 reshares, 311 +1s)Open 

بابام يه اخلاق درست ناشدنى داره كه مثلا مهمون مياد خونمون و داريم پذيرايى ميكنيم يهو ميگه حامد پسته هم بيار ...
هممون :| :O
حالا پسته تموم شده و مهمون با خودش ميگه حالا پسته چيه كه نميارن برامون 

Most reshares: 14

2013-10-01 16:03:18 (21 comments, 14 reshares, 260 +1s)Open 

وختی هادی عامل میگه در گیرنده های سیاه و سفید دوبنده ی آبی با زانوبندی بپای چپش از دوبنده قرمز قابل تمایزه ، به خنده و شوخی نگیرین حرفشو ...!
.
یکی از کارگرا در تعدیل نیرو این ماه از کار بیکار شد ... امروز اومده بود تسویه ... دخدر ِ 8 ساله ش رو هم با خودش آورده بود ... خیلی ناز بود بچه ش ...
منم واسه اینکه خوشحالش کنم از تو کیفم سی دی کارتن اسکار رو که برای خواهرزاده م گرفته بودم دادم بهش ... خیلی خوشحال شد ...
بعد یهو دیدم چهره ی پدره مشوش شد ... خلاصه کشیدمش کنار و گفتم چیزی شده؟
گفت هیچی ... اصرار که کردمگفت ما ویدئو سی دی نداریم که دخدرم بتونه نیگا کنه ... گفتم خب مشکلی نداره تو کامپیوتر بذار براش ...
با خنده پرسید کامپیوتر!؟
بش گفتم خب من یه ویدئو سی دی دارم برات میارم ... کلافه تر شد و با خجالت گفت تلویزیونو دو ماه پیش فروختم واسه کرایه خونه ... یه سیاه سفید جور کردم ...
هر چی میگذشت من بیشتر از کاری که کرده بودم پشیمون می شدم ...
دوس داشتم زم... more »

Most plusones: 378

2014-10-11 06:11:52 (29 comments, 4 reshares, 378 +1s)Open 

اين بچه هايى كه صب زود به زور از خواب پا شدن و خواب آلود و عبوس وايسادن سركوچه منتظر سرويس مدرسه شون ، يجورى نيگا ميكنن انگار تقصير ماست

Latest 50 posts

2014-10-11 16:50:09 (40 comments, 1 reshares, 324 +1s)Open 

اين سامان ما از ٣ سالگى تا الان كه ٤ ٥ سالشه از سه تا مهدكودك مختلف اخراج شده ... رسما ميگن ما نميتونيم نگهش داريم ...
يه بار مدير مهدشون گفته سامان بايد تعهد بدى ديگه اذيت نكنى ، دفه بعد اخراج ميشى ... خودكار رو گرفته دست بچه و يه امضا زده پاى يه كاغذ ...
فرداش دوباره اذيت كرده و مربى مهد بردتش پيش مدير مهد ... مدير مهد گفته باز چى شده!؟
سامان گفته هيچى ... اون كاغذه رو بيار امضا كنم 

اين سامان ما از ٣ سالگى تا الان كه ٤ ٥ سالشه از سه تا مهدكودك مختلف اخراج شده ... رسما ميگن ما نميتونيم نگهش داريم ...
يه بار مدير مهدشون گفته سامان بايد تعهد بدى ديگه اذيت نكنى ، دفه بعد اخراج ميشى ... خودكار رو گرفته دست بچه و يه امضا زده پاى يه كاغذ ...
فرداش دوباره اذيت كرده و مربى مهد بردتش پيش مدير مهد ... مدير مهد گفته باز چى شده!؟
سامان گفته هيچى ... اون كاغذه رو بيار امضا كنم ___

2014-10-11 06:11:52 (29 comments, 4 reshares, 378 +1s)Open 

اين بچه هايى كه صب زود به زور از خواب پا شدن و خواب آلود و عبوس وايسادن سركوچه منتظر سرويس مدرسه شون ، يجورى نيگا ميكنن انگار تقصير ماست

اين بچه هايى كه صب زود به زور از خواب پا شدن و خواب آلود و عبوس وايسادن سركوچه منتظر سرويس مدرسه شون ، يجورى نيگا ميكنن انگار تقصير ماست___

2014-10-10 20:44:01 (71 comments, 3 reshares, 311 +1s)Open 

بابام يه اخلاق درست ناشدنى داره كه مثلا مهمون مياد خونمون و داريم پذيرايى ميكنيم يهو ميگه حامد پسته هم بيار ...
هممون :| :O
حالا پسته تموم شده و مهمون با خودش ميگه حالا پسته چيه كه نميارن برامون 

بابام يه اخلاق درست ناشدنى داره كه مثلا مهمون مياد خونمون و داريم پذيرايى ميكنيم يهو ميگه حامد پسته هم بيار ...
هممون :| :O
حالا پسته تموم شده و مهمون با خودش ميگه حالا پسته چيه كه نميارن برامون ___

2014-10-05 18:42:35 (42 comments, 0 reshares, 302 +1s)Open 

دايى يكى از رفيقام با خانواده ش مقيم استراليان ...
داييه ميره يه مغازه مثه سمسارى هاى ما يه ظرف دكورى ميبينه و خوشش مياد و با قيمت خيلى پايينى ميخره مياره خونه ...
پسر خونواده ميبينه رو ظرفه يه سرى كد و شماره هست و كنجكاو ميشه بفهمه چيه و تو نت سرچ ميكنه و ميفهمه از اين ظرف ٣ تا بيشتر ساخته نشده كه يكى تو يه موزه س تو فرانسه و دوتاش هنوز ثبت نشده كجاس و دست كى ...
خلاصه واسه ثبتش اقدام ميكنن از طريق نت و تو اطلاعات سايته اضافه ميشه كه دومين ظرف هم توسط يه خونواده تو استراليا نگهدارى ميشه ...
بعدشم باخودشون ميگن لابد قيمتى هم هست ديگه! كلى هزينه هم ميكنن كه از فلان كشور كارشناس بياد قيمت گذارى كنه ... قيمت گذارى و ثبت هم ميشه و چن وخ بعد ماليات مياد ميگه شما بخاطر داشتن همچين ظرف گرون قيمتى باس ماليات بدين انقد ...
حالا كه ميخواستن بفروشنش كسى نميخره ... ميخوان بندازنش دور ميترسن به جرم قايم كردن اشيا گرانبها از چشم ماليات محكوم شن ...
.
:))))... more »

دايى يكى از رفيقام با خانواده ش مقيم استراليان ...
داييه ميره يه مغازه مثه سمسارى هاى ما يه ظرف دكورى ميبينه و خوشش مياد و با قيمت خيلى پايينى ميخره مياره خونه ...
پسر خونواده ميبينه رو ظرفه يه سرى كد و شماره هست و كنجكاو ميشه بفهمه چيه و تو نت سرچ ميكنه و ميفهمه از اين ظرف ٣ تا بيشتر ساخته نشده كه يكى تو يه موزه س تو فرانسه و دوتاش هنوز ثبت نشده كجاس و دست كى ...
خلاصه واسه ثبتش اقدام ميكنن از طريق نت و تو اطلاعات سايته اضافه ميشه كه دومين ظرف هم توسط يه خونواده تو استراليا نگهدارى ميشه ...
بعدشم با خودشون ميگن لابد قيمتى هم هست ديگه! كلى هزينه هم ميكنن كه از فلان كشور كارشناس بياد قيمت گذارى كنه ... قيمت گذارى و ثبت هم ميشه و چن وخ بعد ماليات مياد ميگه شما بخاطر داشتن همچين ظرف گرون قيمتى باس ماليات بدين انقد ...
حالا كه ميخواستن بفروشنش كسى نميخره ... ميخوان بندازنش دور ميترسن به جرم قايم كردن اشيا گرانبها از چشم ماليات محكوم شن ...
.
:))))___

2014-10-03 19:04:10 (27 comments, 0 reshares, 205 +1s)Open 

دخدره انقد از اومدن بارون تو نوتش ابراز خوشحالى كرده كه انگار خواستگار اومده براش
بابا بارونه ديگه
تازه كى حال داره ٦ صُب دست به لنگ شه شيشه ها رو تميز كنه ناموسن

دخدره انقد از اومدن بارون تو نوتش ابراز خوشحالى كرده كه انگار خواستگار اومده براش
بابا بارونه ديگه
تازه كى حال داره ٦ صُب دست به لنگ شه شيشه ها رو تميز كنه ناموسن___

2014-10-03 18:38:20 (9 comments, 0 reshares, 212 +1s)Open 

از مردم شهر بيزارم
چون از چنتاشون چك برگشتى دارم

از مردم شهر بيزارم
چون از چنتاشون چك برگشتى دارم___

2014-10-02 18:48:43 (62 comments, 0 reshares, 252 +1s)Open 

كارگر ٢٢ ساله ى كارگاه رفيقم بهم گفت آقا ٩ ميليون پول دارم ؛ زن بگيرم يا ماشين؟!
گفتم چرا يكيشو ميخواى بگيرى؟! با اين تفكرت ميتونى هر دوتاش رو همزمان بگيرى
الان يه دو روزه هاچبك ٧٣ خريده و با ننه باباش رفتن دهاتشون دخدر دايى ش رو عقد كنه
خعلى ام شيك
خعلى ام خوشحال

كارگر ٢٢ ساله ى كارگاه رفيقم بهم گفت آقا ٩ ميليون پول دارم ؛ زن بگيرم يا ماشين؟!
گفتم چرا يكيشو ميخواى بگيرى؟! با اين تفكرت ميتونى هر دوتاش رو همزمان بگيرى
الان يه دو روزه هاچبك ٧٣ خريده و با ننه باباش رفتن دهاتشون دخدر دايى ش رو عقد كنه
خعلى ام شيك
خعلى ام خوشحال___

2014-10-02 10:20:18 (41 comments, 2 reshares, 238 +1s)Open 

تو بانك هاى بازار يه شغلى هست كه طرف هر ١٠ دقيقه يه بار يه شماره از دستگاه نوبت دهى ميگيره و ميشينه تو بانك با خايه هاش ور ميره و اين شماره ها رو به اونايى كه داره چكاشون برگشت ميخوره و ميخوان سريع پول بريزن به حساب يا عجله دارن ، ميفروشه
خعلى ام شغل استراتژيكيه

تو بانك هاى بازار يه شغلى هست كه طرف هر ١٠ دقيقه يه بار يه شماره از دستگاه نوبت دهى ميگيره و ميشينه تو بانك با خايه هاش ور ميره و اين شماره ها رو به اونايى كه داره چكاشون برگشت ميخوره و ميخوان سريع پول بريزن به حساب يا عجله دارن ، ميفروشه
خعلى ام شغل استراتژيكيه___

2014-10-01 19:03:28 (10 comments, 1 reshares, 209 +1s)Open 

با همكارم تو اتوبان بوديم و داشت دلستر ميخورد و همزمان با تلفن هم حرف ميزد و با دو تا آرنجش فرمونو تكون ميداد
يهو افسره پريد وسط خيابون و اشاره كرد بيا بغل
گفتم امير خان هى ميگم كمربند ببند!
اومديم كنار و افسره گفت ٢٠ تا سرعتتون زياد بوده


با همكارم تو اتوبان بوديم و داشت دلستر ميخورد و همزمان با تلفن هم حرف ميزد و با دو تا آرنجش فرمونو تكون ميداد
يهو افسره پريد وسط خيابون و اشاره كرد بيا بغل
گفتم امير خان هى ميگم كمربند ببند!
اومديم كنار و افسره گفت ٢٠ تا سرعتتون زياد بوده
___

2014-10-01 18:40:16 (5 comments, 2 reshares, 206 +1s)Open 

اونى كه رشته ى ورزشيش پرتاپ چكشه خيلى تنهاست
حتى تو كبدى هم بازيش ندادن بچه محلا :'(

اونى كه رشته ى ورزشيش پرتاپ چكشه خيلى تنهاست
حتى تو كبدى هم بازيش ندادن بچه محلا :'(___

2014-10-01 17:51:27 (32 comments, 2 reshares, 171 +1s)Open 

يارو النترا نيوفيس سوار ميشه و موقع خاموش كردن ماشين يه گاز سنگين ميده و بعد خاموش ميكنه
قشنگ مشخصه پيكان كاربراتى داشته قبل از فروختن گاو و گوسفندا و خريدن النترا

يارو النترا نيوفيس سوار ميشه و موقع خاموش كردن ماشين يه گاز سنگين ميده و بعد خاموش ميكنه
قشنگ مشخصه پيكان كاربراتى داشته قبل از فروختن گاو و گوسفندا و خريدن النترا___

2014-09-30 21:43:51 (7 comments, 2 reshares, 168 +1s)Open 

تو شمال پسرعمه م داشت ميگفت بوى بد شيكم از تغذيه نا سالم و اختلال گوارشيه وگرنه همه چى آدم سالم باشه بو نداره
تو همين حين رفيقمون از دستشويى اومد بيرون به پسر عمه م گفت بيا برو كارشناسى كن ببين تغذيه و گوارش ما در چه وضعيتيه

تو شمال پسرعمه م داشت ميگفت بوى بد شيكم از تغذيه نا سالم و اختلال گوارشيه وگرنه همه چى آدم سالم باشه بو نداره
تو همين حين رفيقمون از دستشويى اومد بيرون به پسر عمه م گفت بيا برو كارشناسى كن ببين تغذيه و گوارش ما در چه وضعيتيه___

2014-09-30 20:08:02 (20 comments, 0 reshares, 171 +1s)Open 

تو گروه وايبر فك و فاميلمون كه اَره اوره شمسى كوره توش هستن ، عروس عمه م يه سوتى داد و يه پست اشتباهى توش كپى كرد كه در مورد ممه ٧٥ بود
بعد اومده كلى عذرخواهى كرده و ميگه بخدا گوشى دست محيا [ دخدر ٣ ساله ش ] بوده
يكى ديگه از اقوام خوشحالمون اومده نوشته به محيا بگين ممه فقط ٨٥
:))))

تو گروه وايبر فك و فاميلمون كه اَره اوره شمسى كوره توش هستن ، عروس عمه م يه سوتى داد و يه پست اشتباهى توش كپى كرد كه در مورد ممه ٧٥ بود
بعد اومده كلى عذرخواهى كرده و ميگه بخدا گوشى دست محيا [ دخدر ٣ ساله ش ] بوده
يكى ديگه از اقوام خوشحالمون اومده نوشته به محيا بگين ممه فقط ٨٥
:))))___

2014-09-30 19:21:47 (41 comments, 0 reshares, 199 +1s)Open 

يه نفرم هست كه ١٢ سال با يه دخدره رفيق بوده و اصن تو يه خونه با هم زندگى ميكردن و مسافرت خارج و كلى برو بيا ... بعد از ١٢ سال با هم ازدواج ميكنن و دو هفته بعدش طلاق ميگيرن 

يه نفرم هست كه ١٢ سال با يه دخدره رفيق بوده و اصن تو يه خونه با هم زندگى ميكردن و مسافرت خارج و كلى برو بيا ... بعد از ١٢ سال با هم ازدواج ميكنن و دو هفته بعدش طلاق ميگيرن ___

2014-09-30 17:17:26 (15 comments, 0 reshares, 124 +1s)Open 

وقتى يكى دندونش درد ميگيره و برات از دردش ميگه ؛ ميگى آخ آخ كشيدم ميدونم چى ميگى ... حالشو ميفهمى ...
فك كن رفيقت عزيز از دست بده و تو هم تجربه ش رو داشته باشى 

وقتى يكى دندونش درد ميگيره و برات از دردش ميگه ؛ ميگى آخ آخ كشيدم ميدونم چى ميگى ... حالشو ميفهمى ...
فك كن رفيقت عزيز از دست بده و تو هم تجربه ش رو داشته باشى ___

2014-09-30 17:06:05 (17 comments, 0 reshares, 142 +1s)Open 

تو مراسماى خاكسپارى و ختم يه اتفاقايى ميوفته كه آدم ميخواد پاره شه از خنده
رفيقم پدر و مادر و خاله ش تو تصادف فوت شدن ... بعد از ظهر روز خاكسپارى چون خيلى بى قرارى ميكرد با چنتا از رفقا برديمش سر خاك ...
همينطور از جلو افتاده بود رو خاكا و مام باش گريه و زارى ... بعد كه يكم آرومتر شد بلندش كرديم و داشتيم ميتكونديمش يهو يكى از بچه ها جلو شلوار رفيقم رو داشت ميتكوند كه يهو گفت : آخ آخ تخمم تركيد
همه پاره شديم 

تو مراسماى خاكسپارى و ختم يه اتفاقايى ميوفته كه آدم ميخواد پاره شه از خنده
رفيقم پدر و مادر و خاله ش تو تصادف فوت شدن ... بعد از ظهر روز خاكسپارى چون خيلى بى قرارى ميكرد با چنتا از رفقا برديمش سر خاك ...
همينطور از جلو افتاده بود رو خاكا و مام باش گريه و زارى ... بعد كه يكم آرومتر شد بلندش كرديم و داشتيم ميتكونديمش يهو يكى از بچه ها جلو شلوار رفيقم رو داشت ميتكوند كه يهو گفت : آخ آخ تخمم تركيد
همه پاره شديم ___

2014-07-31 18:42:55 (25 comments, 2 reshares, 305 +1s)Open 

تو عروسى ديدين چُس كن رو ميزنن به برق و باباى عروس و باباى دوماد رو ميارن و به دوماد جو ميدن كه دست باباشو ببوسه؟
امشب دوماد دست باباش رو بوسيد و بعدش دست پدر عروس رو بوسيد
بعد كه باباى عروس و باباى دوماد خواستن روبوسى كنن، باباى عروس تحت تاثير فضاى حاكم بر سالن قرار گرفت و هول شد و دست باباى دومادو بوسيد
خعلى خوب بود صحنه

تو عروسى ديدين چُس كن رو ميزنن به برق و باباى عروس و باباى دوماد رو ميارن و به دوماد جو ميدن كه دست باباشو ببوسه؟
امشب دوماد دست باباش رو بوسيد و بعدش دست پدر عروس رو بوسيد
بعد كه باباى عروس و باباى دوماد خواستن روبوسى كنن، باباى عروس تحت تاثير فضاى حاكم بر سالن قرار گرفت و هول شد و دست باباى دومادو بوسيد
خعلى خوب بود صحنه___

2014-07-20 17:55:43 (42 comments, 0 reshares, 178 +1s)Open 

تو سايت ديوار يه قسمت از آگهى هاى اجتماعى مربوط به همسفر و دوسته
مثلا زده " به يك دوست ِ خانم با ادب و با شخصيت و تحصيل كرده و ورزشكار٢٥ تا ٢٧ ساله كه پايه ى كوهنوردى و سينما و عكاسى در طبيعت باشه نيازمندم "
خب عزيزم بنويس راس كردم يكى بياد بده بره ديگه
چرا حرص ميدى منو؟!

تو سايت ديوار يه قسمت از آگهى هاى اجتماعى مربوط به همسفر و دوسته
مثلا زده " به يك دوست ِ خانم با ادب و با شخصيت و تحصيل كرده و ورزشكار٢٥ تا ٢٧ ساله كه پايه ى كوهنوردى و سينما و عكاسى در طبيعت باشه نيازمندم "
خب عزيزم بنويس راس كردم يكى بياد بده بره ديگه
چرا حرص ميدى منو؟!___

2014-07-20 17:33:57 (41 comments, 1 reshares, 229 +1s)Open 

بابا مورد داريم تو همين پلاس با تصور اينكه نجوا زمينى دخدره چند سال داشته ميزده ، اونوخ انتظار دارين زن و مرد تو ورزشگاه كنار هم باشن!؟

بابا مورد داريم تو همين پلاس با تصور اينكه نجوا زمينى دخدره چند سال داشته ميزده ، اونوخ انتظار دارين زن و مرد تو ورزشگاه كنار هم باشن!؟___

2014-07-20 17:18:20 (22 comments, 1 reshares, 278 +1s)Open 

انقد تو اون يه ماه با جام جهانى و ليگ جهانى واليبال همش دست به تخمه بودم كه الان تا اخبار ورزشى هم نشون ميده زن ِ آقام برام تخمه مياره :))))

انقد تو اون يه ماه با جام جهانى و ليگ جهانى واليبال همش دست به تخمه بودم كه الان تا اخبار ورزشى هم نشون ميده زن ِ آقام برام تخمه مياره :))))___

2014-07-18 19:24:49 (69 comments, 4 reshares, 337 +1s)Open 

از بچگى بمون ياد دادن اين يا على گفتن رو
وقتى ميخواستيم واسه اولين بار رو پامون وايسيم ميگفتن يا على
حرف از مرام و مردونگى و عدل بوده همش حرف على بوده
همين مادر پدرامون يادمون دادن
همينايى سر نماز يواشكى گريه ميكنن و خوشبختى و عاقبت به خيرى ماها رو ميخوان
من كه فك نميكنم راه پدر و مادرم اشتباه بوده باشه
چون مادرم عاقبت به خير شد
منم باشون هم كلام ميشم و ميگم يا على

از بچگى بمون ياد دادن اين يا على گفتن رو
وقتى ميخواستيم واسه اولين بار رو پامون وايسيم ميگفتن يا على
حرف از مرام و مردونگى و عدل بوده همش حرف على بوده
همين مادر پدرامون يادمون دادن
همينايى سر نماز يواشكى گريه ميكنن و خوشبختى و عاقبت به خيرى ماها رو ميخوان
من كه فك نميكنم راه پدر و مادرم اشتباه بوده باشه
چون مادرم عاقبت به خير شد
منم باشون هم كلام ميشم و ميگم يا على___

2014-07-18 18:22:30 (4 comments, 0 reshares, 189 +1s)Open 

بقالى خريد كردم و كارت كشيدم و هى پيغام ميداد خطا در فلان
بقاله ميگن داداش نكش ديگه بهت كارت زرد ميده
قدرتى خدا بقالاى محلمون هم با نمك و طنزپرداز

بقالى خريد كردم و كارت كشيدم و هى پيغام ميداد خطا در فلان
بقاله ميگن داداش نكش ديگه بهت كارت زرد ميده
قدرتى خدا بقالاى محلمون هم با نمك و طنزپرداز___

2014-07-18 17:43:59 (1 comments, 0 reshares, 150 +1s)Open 

ايران احياست
برزيل به گاست

ايران احياست
برزيل به گاست___

2014-07-03 20:40:34 (32 comments, 1 reshares, 262 +1s)Open 

يكى از رفيقام رفته بود خواستگارى و اومده بود به من ميگفت به دخدره گفتم هر كارى دوس دارى بكن ... درس بخون ... ورزش كن ... كلاس برو ...
ولى ميام خونه شام خونگى آماده باشه ... اونم نه غذا حاضرى و فست فود و سوسيس كالباس
الان يه سال و نيمه كه ازدواج كردن و از اونجايى كه بنگاهش سر محل ماست ، من تقريبا هفته اى دو بار ميبينمش كه داره سوسيس كالباس ميخره

يكى از رفيقام رفته بود خواستگارى و اومده بود به من ميگفت به دخدره گفتم هر كارى دوس دارى بكن ... درس بخون ... ورزش كن ... كلاس برو ...
ولى ميام خونه شام خونگى آماده باشه ... اونم نه غذا حاضرى و فست فود و سوسيس كالباس
الان يه سال و نيمه كه ازدواج كردن و از اونجايى كه بنگاهش سر محل ماست ، من تقريبا هفته اى دو بار ميبينمش كه داره سوسيس كالباس ميخره___

2014-07-02 08:45:53 (28 comments, 2 reshares, 279 +1s)Open 

يكى تفريحات تابستانى داداشم در نوجوانى در حالى كه من كودك خردسالى بودم اين بود كه تخماى منو فشار ميداد و ميگفت سوت بزن و هى نميشد سوت زد و ميشد شوت
الان با سامان خواهرزاده م يه بار همچين كارى كردم گفت دايى زشته، عيبه ... الانم سوت بزنم آقاجون بيدار ميشه ... بعد تبلتش رو آورد كه منو سرگرم كنه
مچالم كرد قشنگ

يكى تفريحات تابستانى داداشم در نوجوانى در حالى كه من كودك خردسالى بودم اين بود كه تخماى منو فشار ميداد و ميگفت سوت بزن و هى نميشد سوت زد و ميشد شوت
الان با سامان خواهرزاده م يه بار همچين كارى كردم گفت دايى زشته، عيبه ... الانم سوت بزنم آقاجون بيدار ميشه ... بعد تبلتش رو آورد كه منو سرگرم كنه
مچالم كرد قشنگ___

2014-07-01 10:28:53 (39 comments, 0 reshares, 267 +1s)Open 

پارسال ماه رمضون دو سه روزی خونه بودم کلا ...
روز اول تا لنگ ظهر خوابیدم و ساعت 1 بلند شدم دیدم بابام ناهار قیمه درست کرده واسم و ماست و خیار
آب جوش رو هم گذاشته بود و بعد ناهار چایی رو بزنم بر بدن ( طبق عادت )
خودش روزه بود
من تو زندگیم انقد خجالت نکشیده بودم که اون روز خجل گشتم ناموسن

پارسال ماه رمضون دو سه روزی خونه بودم کلا ...
روز اول تا لنگ ظهر خوابیدم و ساعت 1 بلند شدم دیدم بابام ناهار قیمه درست کرده واسم و ماست و خیار
آب جوش رو هم گذاشته بود و بعد ناهار چایی رو بزنم بر بدن ( طبق عادت )
خودش روزه بود
من تو زندگیم انقد خجالت نکشیده بودم که اون روز خجل گشتم ناموسن___

2014-06-28 10:04:49 (43 comments, 1 reshares, 267 +1s)Open 

ديروز ظهر با على پاركينگ ماشين بوديم و رفتيم تو ساندويچى يه چنتا بطرى آب و دلستر بخريم ... هلاك بوديم از گرما
يه يارو اومد گفت آقا بير دَنَه همبرگر ( يه دونه همبرگر )
ساندويچيه گفت تو نون باگت بزنم يا نون بربرى؟
يارو گفت بربرى
خلاصه شما يه نون بربرى رو در نظر بگير توش همبرگر و گوجه خيارشور ريخت و لوله ش كرد و يه كاور ساندويچ از پايين يه كاور ساندويچ از بالا
اجازه بدين روند خوردن رو تشريح نكنم

ديروز ظهر با على پاركينگ ماشين بوديم و رفتيم تو ساندويچى يه چنتا بطرى آب و دلستر بخريم ... هلاك بوديم از گرما
يه يارو اومد گفت آقا بير دَنَه همبرگر ( يه دونه همبرگر )
ساندويچيه گفت تو نون باگت بزنم يا نون بربرى؟
يارو گفت بربرى
خلاصه شما يه نون بربرى رو در نظر بگير توش همبرگر و گوجه خيارشور ريخت و لوله ش كرد و يه كاور ساندويچ از پايين يه كاور ساندويچ از بالا
اجازه بدين روند خوردن رو تشريح نكنم___

2014-06-09 11:18:39 (34 comments, 1 reshares, 239 +1s)Open 

دايى بابام قبل انقلاب مياد تهران و ميره خواستگارى دخدر يكى از فاميلاشون
اينام مسخره ش ميكنن و ايشونم همشونو لت و پار ميكنه و خود دخدره و باباش رو با چاقو ميزنه و ٥ سال زندان بوده
كسكشا خايه داريد جواب منفى بديد به من؟

دايى بابام قبل انقلاب مياد تهران و ميره خواستگارى دخدر يكى از فاميلاشون
اينام مسخره ش ميكنن و ايشونم همشونو لت و پار ميكنه و خود دخدره و باباش رو با چاقو ميزنه و ٥ سال زندان بوده
كسكشا خايه داريد جواب منفى بديد به من؟___

2014-06-05 10:24:41 (18 comments, 0 reshares, 218 +1s)Open 

بچه تر كه بودم ... ١٠ ١٢ سالگى ...
با بچه محلا كه قهر ميكرديم همديگه رو بعضيا صدا ميكرديم
مثلا با يارو قهر كرده بوديم ، ميرفتيم دم خونه ش و ميگفتيم " بعضيا نميان فوتبال بازى كنيم؟ "
بعضيا نميان بريم نون بگيريم؟
كلا همه كار با هم ميكرديم و همه جا ميرفتيم ،
فقط اين بعضيا تبديل ميشد به اسم طرف ؛ تو محل چو مينداختن كه فلانى خايه مالى كرده 

بچه تر كه بودم ... ١٠ ١٢ سالگى ...
با بچه محلا كه قهر ميكرديم همديگه رو بعضيا صدا ميكرديم
مثلا با يارو قهر كرده بوديم ، ميرفتيم دم خونه ش و ميگفتيم " بعضيا نميان فوتبال بازى كنيم؟ "
بعضيا نميان بريم نون بگيريم؟
كلا همه كار با هم ميكرديم و همه جا ميرفتيم ،
فقط اين بعضيا تبديل ميشد به اسم طرف ؛ تو محل چو مينداختن كه فلانى خايه مالى كرده ___

2014-05-28 19:45:07 (25 comments, 1 reshares, 222 +1s)Open 

اسم مودممم D-link بود
مودمم رو يكى هك كرده و اسمشو گذاشته :
D-Link hacked by joker
منم ريستش كردم و اسمشو گذاشتم :
D-Link kiram dahane joker


اسم مودممم D-link بود
مودمم رو يكى هك كرده و اسمشو گذاشته :
D-Link hacked by joker
منم ريستش كردم و اسمشو گذاشتم :
D-Link kiram dahane joker
___

2014-05-27 18:03:56 (12 comments, 1 reshares, 258 +1s)Open 

بابام ميگه سال ٤٨ كه اومدم تهران آقام بهم گفت بپا كلاهتو كسى ورنداره
اومديم تهران و همه كلاه سرمون ميذاشتن و ما عشق ميكرديم

بابام ميگه سال ٤٨ كه اومدم تهران آقام بهم گفت بپا كلاهتو كسى ورنداره
اومديم تهران و همه كلاه سرمون ميذاشتن و ما عشق ميكرديم___

2014-05-07 16:07:21 (15 comments, 2 reshares, 285 +1s)Open 

چند هفته پيش واسه يه شركته رزومه فرستادم و بعدشم حضورى رفتم مصاحبه و اينا
ولى خيلى خوشم نيومد از سيستم كاريشون
امروز طرف زنگ زد گفت من از شما خوشم اومده و دوس دارم با هم همكارى كنيم و چندبار اينو تكرار كرد
همش منتظر بودم بگه " چى تنته الان؟" يا " دستت كجاته ؟ "

چند هفته پيش واسه يه شركته رزومه فرستادم و بعدشم حضورى رفتم مصاحبه و اينا
ولى خيلى خوشم نيومد از سيستم كاريشون
امروز طرف زنگ زد گفت من از شما خوشم اومده و دوس دارم با هم همكارى كنيم و چندبار اينو تكرار كرد
همش منتظر بودم بگه " چى تنته الان؟" يا " دستت كجاته ؟ "___

2014-04-01 19:29:13 (7 comments, 3 reshares, 186 +1s)Open 

مستى ينى اينكه با مورچه تخته بازى ميكرديم و تاس انداختم و جفت ٦ رفتم
مورچه گفت اينكه ١ و ٣ ئه!
مرغ سوخارى گفت كسخلا ٤ و ١ ئه
على عليك يه پَسى زد به سوخارى گفت ٥ و ٢ ئه كه 

مستى ينى اينكه با مورچه تخته بازى ميكرديم و تاس انداختم و جفت ٦ رفتم
مورچه گفت اينكه ١ و ٣ ئه!
مرغ سوخارى گفت كسخلا ٤ و ١ ئه
على عليك يه پَسى زد به سوخارى گفت ٥ و ٢ ئه كه ___

2014-03-30 07:37:53 (11 comments, 0 reshares, 232 +1s)Open 

طرف ميره ساندويچى ميگه نوشابه دارين؟
ميگه آره فقط گرمه
طرف ميگه عب نداره ميريزم تو نلبكى سرد شه بخورم
،
[ شبكه نسيم - نمك هاى سطح شهر - واقعى ]

طرف ميره ساندويچى ميگه نوشابه دارين؟
ميگه آره فقط گرمه
طرف ميگه عب نداره ميريزم تو نلبكى سرد شه بخورم
،
[ شبكه نسيم - نمك هاى سطح شهر - واقعى ]___

2014-02-28 18:05:12 (5 comments, 2 reshares, 233 +1s)Open 

یا کوزِت ادرکنی !
.
[ ذکر لب ِ خونه تِکونی کنندگان ]

یا کوزِت ادرکنی !
.
[ ذکر لب ِ خونه تِکونی کنندگان ]___

2014-02-28 15:04:04 (17 comments, 0 reshares, 221 +1s)Open 

سرماى بدى خوردم كه صدام ياد و خاطره خواننده انقلابى حضرت Alex رو زنده كرده اصن ...
با رفيقم رفتم تزريقاتى آمپول بزنم ... تزريقاتيه خانوم بود ... خانوم شاسى بلند و انقلابى اى بود پدسّگ ...
همين كه پنى سيلين رو فرو كرده تو ؛ رفيقم از بيرون ميگه : يه اپيلاسيون ميكردى ، خانوم دكتر چه گناهى كرده آخه پشمالو؟
از يه طرف تزريقاتيه از خنده داره ميلرزه دستاش ، از يه طرفم من
حالا دلتون نخواد كونم پاره شد

سرماى بدى خوردم كه صدام ياد و خاطره خواننده انقلابى حضرت Alex رو زنده كرده اصن ...
با رفيقم رفتم تزريقاتى آمپول بزنم ... تزريقاتيه خانوم بود ... خانوم شاسى بلند و انقلابى اى بود پدسّگ ...
همين كه پنى سيلين رو فرو كرده تو ؛ رفيقم از بيرون ميگه : يه اپيلاسيون ميكردى ، خانوم دكتر چه گناهى كرده آخه پشمالو؟
از يه طرف تزريقاتيه از خنده داره ميلرزه دستاش ، از يه طرفم من
حالا دلتون نخواد كونم پاره شد___

2014-02-26 20:45:07 (26 comments, 3 reshares, 303 +1s)Open 

داشتم ميرفتم خونه خواهرم يه پرايديه با زن و بچه دس تكون داد بوق زد و خلاصه پرسيد چطورى برم ميدون فردوسى ؟
[ امين حضور بودم] گفتم داداش خيلى پيچ در پيچه بخوام آدرس بدم ... مسيرمون يكيه ... دنبالم بيا ...
رسيدم دم خونه خواهرم [ آرژانتين ] و زنگ زدم در پاركينگ رو باز كنه ديدم يه نفر ميزنه به شيشه ميگه داداش نرسيديم هنوز !؟ 

داشتم ميرفتم خونه خواهرم يه پرايديه با زن و بچه دس تكون داد بوق زد و خلاصه پرسيد چطورى برم ميدون فردوسى ؟
[ امين حضور بودم] گفتم داداش خيلى پيچ در پيچه بخوام آدرس بدم ... مسيرمون يكيه ... دنبالم بيا ...
رسيدم دم خونه خواهرم [ آرژانتين ] و زنگ زدم در پاركينگ رو باز كنه ديدم يه نفر ميزنه به شيشه ميگه داداش نرسيديم هنوز !؟ ___

2014-01-10 18:54:17 (33 comments, 7 reshares, 293 +1s)Open 

طرف رو " آقا" خطاب ميكنى، ميگه آقا جمارانه
ميگى " داداش " ، ميگه ما خودمون يه قندون داداشيم و شبا چنتامون بيرون ميخوابن، آبجى ميخوايم
ميگى " رفيق " ، ميگه كمونيستى!؟
ميگى " حاجى " ، ميگه باباته
ميگى " عزيز جان " ، ميگه مگه دارى ننه بزرگت رو صدا ميزنى؟
ميگى " جناب " ، ميگه جناب سر چارراه داره جريمه مينويسه
ميگى " گل پسر " ، ميگه قروينى اى؟
خب چى صدات كنم !؟ ساكى باياشى خوبه!؟

طرف رو " آقا" خطاب ميكنى، ميگه آقا جمارانه
ميگى " داداش " ، ميگه ما خودمون يه قندون داداشيم و شبا چنتامون بيرون ميخوابن، آبجى ميخوايم
ميگى " رفيق " ، ميگه كمونيستى!؟
ميگى " حاجى " ، ميگه باباته
ميگى " عزيز جان " ، ميگه مگه دارى ننه بزرگت رو صدا ميزنى؟
ميگى " جناب " ، ميگه جناب سر چارراه داره جريمه مينويسه
ميگى " گل پسر " ، ميگه قروينى اى؟
خب چى صدات كنم !؟ ساكى باياشى خوبه!؟___

2014-01-02 18:09:23 (18 comments, 1 reshares, 288 +1s)Open 

من موندم شيخ بهايى چطورى با يه شمع يه حموم رو گرم ميكرده، اونوخ من با دو تا بخارى نميتونم اتاقمو گرم كنم!؟

من موندم شيخ بهايى چطورى با يه شمع يه حموم رو گرم ميكرده، اونوخ من با دو تا بخارى نميتونم اتاقمو گرم كنم!؟___

2013-12-28 18:51:09 (18 comments, 2 reshares, 217 +1s)Open 

بعد از مراسم ختم مادربزرگم يارو آخونده رو بردم رسوندم ... تو راه حرف ميزد جورى كه مثلا ميخواست منو بخندونه ... با حالم حرف ميزد
مى گفت يه روز يه پسر نوجوون اومد پيشم و ازم پرسيد با همون وضويى كه واسه نماز صب گرفتم ميتونم نماز ظهر هم بخونم؟
منم گفتم اگه خودتو حفظ كنى چرا كه نه
دوباره پرسيد با همون وضو ميشه نماز مغرب عشا هم خوند؟
گفتم پسرم خيلى وقت بود دنبال همچين كون تنگى ميگشتم، تا الان كجا بودى؟

بعد از مراسم ختم مادربزرگم يارو آخونده رو بردم رسوندم ... تو راه حرف ميزد جورى كه مثلا ميخواست منو بخندونه ... با حالم حرف ميزد
مى گفت يه روز يه پسر نوجوون اومد پيشم و ازم پرسيد با همون وضويى كه واسه نماز صب گرفتم ميتونم نماز ظهر هم بخونم؟
منم گفتم اگه خودتو حفظ كنى چرا كه نه
دوباره پرسيد با همون وضو ميشه نماز مغرب عشا هم خوند؟
گفتم پسرم خيلى وقت بود دنبال همچين كون تنگى ميگشتم، تا الان كجا بودى؟___

2013-11-27 18:36:55 (27 comments, 0 reshares, 268 +1s)Open 

رفيقم با باباش حرفش شده بود ديشب ... سريع رفتم دنبالش و بردمش سفره خونه و بعدشم رفتيم يه آب انار بخوريم ... جلو آب اناريه ديدم رفيقم دمپايى پاشه ... گفتم تو اين سرما سگ دمپايى ميپوشه آخه!؟
سگو با تسمه كولر بزنى دمپايى پاش نميكنه تو اين سرما
يهو ديدم يه پيرمرده كه مشترى بود هم دمپايى پاشه
يه نيگا به دمپاييش كرد
من گفتم حاج آقا مخلصم
گفت خفه شو
من و رفيقم پاره شديم از خنده

رفيقم با باباش حرفش شده بود ديشب ... سريع رفتم دنبالش و بردمش سفره خونه و بعدشم رفتيم يه آب انار بخوريم ... جلو آب اناريه ديدم رفيقم دمپايى پاشه ... گفتم تو اين سرما سگ دمپايى ميپوشه آخه!؟
سگو با تسمه كولر بزنى دمپايى پاش نميكنه تو اين سرما
يهو ديدم يه پيرمرده كه مشترى بود هم دمپايى پاشه
يه نيگا به دمپاييش كرد
من گفتم حاج آقا مخلصم
گفت خفه شو
من و رفيقم پاره شديم از خنده___

2013-11-24 16:47:21 (7 comments, 2 reshares, 193 +1s)Open 

هف هش ده سالم كه بود ننه آقام هر هفته منو ميفرستاد از حسن قناد آجيل مشكل گشا بخرم
اون دورانى كه باس ميرفتم كلاس زبان و باشگاه ژيمناستيك، همش فك ميكردم آجيل چطورى باعث گشايش مشكل ميشه

هف هش ده سالم كه بود ننه آقام هر هفته منو ميفرستاد از حسن قناد آجيل مشكل گشا بخرم
اون دورانى كه باس ميرفتم كلاس زبان و باشگاه ژيمناستيك، همش فك ميكردم آجيل چطورى باعث گشايش مشكل ميشه___

2013-11-19 17:36:05 (16 comments, 1 reshares, 209 +1s)Open 

پسر داييم ناظم دبيرستانه، ميگه از يه پسره فر مژه و برق لب گرفتم و تعهد داده ديگه از اينا نياره مدرسه !

پسر داييم ناظم دبيرستانه، ميگه از يه پسره فر مژه و برق لب گرفتم و تعهد داده ديگه از اينا نياره مدرسه !___

2013-11-02 19:49:23 (24 comments, 2 reshares, 242 +1s)Open 

خوشگلی یا زشتی چیزی نیست که بخوای بهش افتخار کنی یا بخاطرش خجالت بکشی ...
چون اینطوری بدنیا اومدی و دخالتی توش نداشتی ...
از عکس زشتت که با فتوشاپ خوشگلش کردی تا بهش افتخار کنی، خجالت بکش ...

خوشگلی یا زشتی چیزی نیست که بخوای بهش افتخار کنی یا بخاطرش خجالت بکشی ...
چون اینطوری بدنیا اومدی و دخالتی توش نداشتی ...
از عکس زشتت که با فتوشاپ خوشگلش کردی تا بهش افتخار کنی، خجالت بکش ...___

2013-10-18 12:22:52 (22 comments, 2 reshares, 280 +1s)Open 

خالی بندی های رفیقم از دوس دخدرایی که داشته  از دندونپزشک تا تور لیدر و دخدر وزیر همشون یه طرف ؛ این که تازگیا یه مهماندار زیر دریایی مخ زده یه طرف ...!

خالی بندی های رفیقم از دوس دخدرایی که داشته  از دندونپزشک تا تور لیدر و دخدر وزیر همشون یه طرف ؛ این که تازگیا یه مهماندار زیر دریایی مخ زده یه طرف ...!___

2013-10-12 19:09:45 (12 comments, 0 reshares, 253 +1s)Open 

6 7 ساله م که بود ...  بابام کون به کون سیگار میکشید ... مگنا قرمز ...
چند بار خواسته بود ترک کنه ... تو ماه رمضون به بهونه روزه گرفتن ... مشکل معده ... و و و
منم فک میکردم باس سیگار بکشم ... روزا که میومد خونه ناهاری از پاکت سیگار تو جیبش یه نخ کش میرفتم و زیر فرشی جایی قایم میکردم ...
شب ساعت 2 3 شب میرفتم سر وقتش و میاوردم زیر پتو و با هزار بدبختی با کبریت روشن میکردم و یه پک میزدم و خاموش میکردم ...
یه بار وختی داشتم سیگار رو از جاساز درمیاوردم خواهرم دید و گزارش داد و دهنمو سرویس کردن ...
بابامم سر همین داستاندیگه لب به سیگار نزده تا حالا ...
.
هر وخ میگه انقد قلیون نکش میگم حرف نزن خودم ترکت دادم... more »

6 7 ساله م که بود ...  بابام کون به کون سیگار میکشید ... مگنا قرمز ...
چند بار خواسته بود ترک کنه ... تو ماه رمضون به بهونه روزه گرفتن ... مشکل معده ... و و و
منم فک میکردم باس سیگار بکشم ... روزا که میومد خونه ناهاری از پاکت سیگار تو جیبش یه نخ کش میرفتم و زیر فرشی جایی قایم میکردم ...
شب ساعت 2 3 شب میرفتم سر وقتش و میاوردم زیر پتو و با هزار بدبختی با کبریت روشن میکردم و یه پک میزدم و خاموش میکردم ...
یه بار وختی داشتم سیگار رو از جاساز درمیاوردم خواهرم دید و گزارش داد و دهنمو سرویس کردن ...
بابامم سر همین داستان دیگه لب به سیگار نزده تا حالا ...
.
هر وخ میگه انقد قلیون نکش میگم حرف نزن خودم ترکت دادم___

2013-10-01 16:03:18 (21 comments, 14 reshares, 260 +1s)Open 

وختی هادی عامل میگه در گیرنده های سیاه و سفید دوبنده ی آبی با زانوبندی بپای چپش از دوبنده قرمز قابل تمایزه ، به خنده و شوخی نگیرین حرفشو ...!
.
یکی از کارگرا در تعدیل نیرو این ماه از کار بیکار شد ... امروز اومده بود تسویه ... دخدر ِ 8 ساله ش رو هم با خودش آورده بود ... خیلی ناز بود بچه ش ...
منم واسه اینکه خوشحالش کنم از تو کیفم سی دی کارتن اسکار رو که برای خواهرزاده م گرفته بودم دادم بهش ... خیلی خوشحال شد ...
بعد یهو دیدم چهره ی پدره مشوش شد ... خلاصه کشیدمش کنار و گفتم چیزی شده؟
گفت هیچی ... اصرار که کردمگفت ما ویدئو سی دی نداریم که دخدرم بتونه نیگا کنه ... گفتم خب مشکلی نداره تو کامپیوتر بذار براش ...
با خنده پرسید کامپیوتر!؟
بش گفتم خب من یه ویدئو سی دی دارم برات میارم ... کلافه تر شد و با خجالت گفت تلویزیونو دو ماه پیش فروختم واسه کرایه خونه ... یه سیاه سفید جور کردم ...
هر چی میگذشت من بیشتر از کاری که کرده بودم پشیمون می شدم ...
دوس داشتم زم... more »

وختی هادی عامل میگه در گیرنده های سیاه و سفید دوبنده ی آبی با زانوبندی بپای چپش از دوبنده قرمز قابل تمایزه ، به خنده و شوخی نگیرین حرفشو ...!
.
یکی از کارگرا در تعدیل نیرو این ماه از کار بیکار شد ... امروز اومده بود تسویه ... دخدر ِ 8 ساله ش رو هم با خودش آورده بود ... خیلی ناز بود بچه ش ...
منم واسه اینکه خوشحالش کنم از تو کیفم سی دی کارتن اسکار رو که برای خواهرزاده م گرفته بودم دادم بهش ... خیلی خوشحال شد ...
بعد یهو دیدم چهره ی پدره مشوش شد ... خلاصه کشیدمش کنار و گفتم چیزی شده؟
گفت هیچی ... اصرار که کردم گفت ما ویدئو سی دی نداریم که دخدرم بتونه نیگا کنه ... گفتم خب مشکلی نداره تو کامپیوتر بذار براش ...
با خنده پرسید کامپیوتر!؟
بش گفتم خب من یه ویدئو سی دی دارم برات میارم ... کلافه تر شد و با خجالت گفت تلویزیونو دو ماه پیش فروختم واسه کرایه خونه ... یه سیاه سفید جور کردم ...
هر چی میگذشت من بیشتر از کاری که کرده بودم پشیمون می شدم ...
دوس داشتم زمین دهن وا کنه برم توش ...
شِت عَند فاک :|___

2013-09-29 18:17:38 (9 comments, 1 reshares, 197 +1s)Open 

یه بارم ما تو فوتبال ضربه خورده بودیم از نواحی لگن و بیضه و دم و دستگاه ... رفتیم سونوگرافی ...
روز جمعه بود ... کلن دو نفر بعنوان مریض بودیم اونجا ...
یارو دکتره داشت میرفت تو اتاق و از رو قبضی که دستش بود گفت " مولوی بیاد تو "
بعد داداشم ویلچری که من روش بودم رو برد سمت اتاق [ رو پامم پر از وسایل و کیف و اینا بود ]
دکتره 0_O نیگام کرد و سرش رو آورد پایین و یه نیگا به شیکمم انداخت و پرسید خانوم ِ مولوی !؟!!!!؟
در همون لحظه اون یکی مریض که یه خانوم باردار بود گفت بله بله !
.
ینی زنه دو ثانیه دیر تر خودشومیرسوند، دکتره منو برای عمل سقط بچه با چک و لگد میبرد پذیرش... more »

یه بارم ما تو فوتبال ضربه خورده بودیم از نواحی لگن و بیضه و دم و دستگاه ... رفتیم سونوگرافی ...
روز جمعه بود ... کلن دو نفر بعنوان مریض بودیم اونجا ...
یارو دکتره داشت میرفت تو اتاق و از رو قبضی که دستش بود گفت " مولوی بیاد تو "
بعد داداشم ویلچری که من روش بودم رو برد سمت اتاق [ رو پامم پر از وسایل و کیف و اینا بود ]
دکتره 0_O نیگام کرد و سرش رو آورد پایین و یه نیگا به شیکمم انداخت و پرسید خانوم ِ مولوی !؟!!!!؟
در همون لحظه اون یکی مریض که یه خانوم باردار بود گفت بله بله !
.
ینی زنه دو ثانیه دیر تر خودشو میرسوند، دکتره منو برای عمل سقط بچه با چک و لگد میبرد پذیرش___

Buttons

A special service of CircleCount.com is the following button.

The button shows the number of followers you have directly in a small button. You can add this button to your website, like the +1-Button of Google or the Like-Button of Facebook.






You can add this button directly in your website. For more information about the CircleCount Buttons and the description how to add them to another page click here.

‫گودر بان‬‎FacebookCircloscope