
محدثه س
هیچی!
Occupation: بیکارم!
Her ProfilesRankThis is the rank of 'محدثه س' out of all Google+ Profiles.: 36,482 (GenderRankFor the gender 'Women'.: 10,829)
Her ProfilesRankThis is the rank of 'محدثه س' out of all Google+ Profiles. in Iran: 609 (GenderRankFor the gender 'Women'.: 229)
Her CircleRankThis is the rank of 'محدثه س' out of all indexed profiles and pages at CircleCount.com.: 44,053
Followers: 2,429
Following: 192
Cream of the Crop: 08/08/2012
Added to CircleCount.com: 09/02/2011That's the date, where محدثه س has been indexed by CircleCount.com.
This hasn't to be the date where the daily check has been started. (Update nowYou can update your stats by clicking on this link!
This can take a few seconds.)
Activity
Average numbers for the latest postings:
2 comments per posting'Current posts' means the last 50 posts that are at the most 4 weeks old. So this metric gives a picture of how many comments someone has received recently.
0 reshares per posting'Current posts' means the last 50 posts that are at the most 4 weeks old. So this metric gives a picture of .how often someone's posts have been reshared lately.
9 +1's per posting'Current posts' means the last 50 posts that are at the most 4 weeks old. So this metric gives a picture of how many +1's someone has received on his or her posts recently.
380 characters per posting'Current posts' means the last 50 posts that are at the most 4 weeks old. So this metric gives a picture of how many characters someone has used per post recently.
Latest postings
2013-05-18 02:34:28 (2 comments, 0 reshares, 9 +1s)
یه دقه دکمه ی پاز رو بزن...فقط یه دقیقه...سوال دارم!
خدایا میبینی دیگه؟!
همین الان
دقیقن با همین شرایط
میتونم عصبانی باشم و محکم بکوبم تو دهنش؟!
یا اینکه بازم باید صبر کرد...
....
تا کی وقت هست برای نجات یه زندگی که چندین و چند ساله از تشکیلش میگذره؟!
اصن نجاتش دست ماس؟!
اگه طرفین بخوان بکوبن زیر میز و همه چی رو بپاشن چی؟!
...
بغیر از من و مامان هیچکس خبر نداره
بار غمش داره له میکنه مارو
مهدیه هی پرسید از ماجرا...ولی پیچوندیمش
بابا هم فعلن نمیدونن...ولی اگه بدونن...
...
دعا

2013-05-16 21:16:10 (4 comments, 0 reshares, 16 +1s)
حسابی داغون شدم
امشب یه خبر خیلی بد رسید
دعاکنید انشاالله ختم بخیر بشه بزودی
دعا...صبر...دعا...

2013-05-16 07:20:22 (2 comments, 1 reshares, 11 +1s)
ما که فعلن لپ تاپمون رو دادیم به همشیره ی محترم و از دیدار پلاس دگرگون شده محرومیم!
ولی شمایی که مینالین از این تغییر...بله...با شومام...
یادتون رفته غرهایی که بعد از تغییر قبلی سر این لری بدبخت زدید؟!
آخه این بیچاره به کدوم سازتون برقصه؟!
هر غلطی میکنه یه چی میگید!
:|
به قول معروف (!):
برو از خدا بترس...برو

2013-05-15 07:07:01 (3 comments, 0 reshares, 11 +1s)
اگر جناب احمدی نژاد به این جایگاه شرفیاب (!) نشده بودن که فهم سیاسی ملت انقدر رشد نمیکرد!
لذا...دستش درست...

2013-05-14 14:18:54 (1 comments, 0 reshares, 8 +1s)
گفت بذار خدا برنامشو اجرا کنه...انقدر الکی دست و پا نزن.
گفتم باشه(البته فقط حرفه!)
دست بسینه نشستم
بفرما...

2013-05-14 14:03:23 (2 comments, 0 reshares, 8 +1s)
امروز همشیره ی محترم اومدن و لپ تاپ ما رو بردن!
لپ تاپشون مقادیری پکیده و هفته ی بعد دفاع دارن و ...
خلاصه گفتم بگم که ما همچین جان فشانی هایی در راه پیشرفت علم و آسودگی خاطر خانواده میکنیم!
هنوز کشف نشدیم اصن
:)

2013-05-14 13:54:23 (4 comments, 0 reshares, 9 +1s)
عموجان محترم تشریف آوردن منزلمون و خیلی شیک به افرادی که برای خانواده ی ما محترمن و ایشون دائمن درحال تبری جستن ازشون هستن بد و بیراه میگن.
داماد محترم که دیگه دستش اومده کجا باید بحث کرد و کجا باید سکوت کرد...فعلن سکوت اختیار کرده!
من مشغول پذیراییم و هی میرم و میام و تیکه تیکه حرفاشون رو میشنوم.
آخرین محموله (!) ی پذیرایی رو که میارم یه چیزی میشنوم و دیگه بیخیال سکوت میشم.
خیلی مهربانانه (!) رو به عموجان میگم لااقل خونه ی ما یکم مراعات کنید بابا!
ایشونم با همون لحن آرام میگن که ما آزادیم عزیزم...آزاد!
با پررویی و البته ضمن عذرخواهی عرض میکنم خدمتشون که خب بد نیست کمی بندگی را هم امتحان کنید عموجان!
:)
گفتم بگم که یکم بنده باشیم هممون لطفن...
بندگی خوب است!... more »

2013-05-14 10:15:13 (2 comments, 0 reshares, 4 +1s)
عمه خانوم زنگ زدن برا ناهار دعوتم کنن
گفتم کلاس دارم و شرمنده و ایشالا یه فرصت دیگه
اصرار که باید بیای و اینا
و من هم تکرار همون حرفها
برگشتن و میگن تو که کلاس رو برا سرگرمی میری...حالا امروز نرو دیگه!
سکوت کردم
دیدن چیزی نگفتم و احتمال دلخوری دادن لابد!
گفتن شما خودت استادی...باید بری درس بدی...بیخیال امروز شو دیگه...
.......
قبول
من همون هیچی
فقط انقدر به رخم نکش
.......
احساس میکنم خیلی ضعیف شدم

2013-05-14 08:31:06 (1 comments, 0 reshares, 7 +1s)
احساس میکنم قراره تصمیم مهمی بگیرم.
هروقت ار این احساسا میاد سراغم تقریبن یه رکود اساسی پشتش خوابیده برام!
حس محترم...عزیزجان...خب نیا دیگه!
بذا زندگیمون رو بکنیم بابا...
:|

2013-05-13 17:08:36 (0 comments, 0 reshares, 7 +1s)
کلاس بخاطر فرجه ها و امتحانات تا 20 خرداد تعطیل شد.
به استاد گفتم یه سره تا بعد ماه رمضون تعطیل کنید دیگه...اینجا ناامنه بعد انتخابات...خانواده نمیذارن بیایم لابد!!!
:)
محل تشکیل کلاسا 16 آذره

2013-05-12 22:09:54 (3 comments, 0 reshares, 7 +1s)
یه جورایی بی قید (ببخشید که واژه ی خوبی نیست!) که به قضیه نیگا میکنم......میگم خب به من چه؟!
هرکی بیاد...هرکی بره...
چه توفیری به حال ما داره؟!
اصن بیخودی جو بدیم که اونام جوگیر بشن که حالا مثلن چه خبره انگار...
پس فردا هممون رو میذارن تو 2 متر!
تو میمیری...اونم میمیره...منم میمیرم!
:))
عجب خزعبلاتی

2013-05-12 21:21:58 (0 comments, 0 reshares, 7 +1s)
شاید این قهرمان ها نیستند که به دلیل قهرمان بودن، تن از چنگ مجموعه ای از مخاطرات بیرون می کشند، بل آنها که به هر دلیل، تن از چنگ مجموعه ای از مخاطرات بیرون می کشند،"قهرمان" لقب می گیرند.
نادر ابراهیمی

2013-05-12 21:04:50 (0 comments, 0 reshares, 8 +1s)
به حکم سنت شجاعان، رحم نکرد که شکسته شکسته تر نشود؛ و زخم زد تا حس درماندگی در او فرو بمیرد.
نادر ابراهیمی

2013-05-12 20:59:10 (6 comments, 0 reshares, 7 +1s)
اینکه من کتاب ورق میزنم و اونجاهایی که خط کشی شده رو مینویسم اینجا آزار دهندس؟!
فک نکنم!
:))

2013-05-12 20:57:54 (1 comments, 1 reshares, 8 +1s)
وقتی دو راه پیش پای آدم باشد و آدم یکی از آنها را پیش بگیرد و برود و سرش به سنگ بخورد، تا عمر دارد فکر می کند که آن راه دیگر بهتر بوده ... اما حالا یک راه وجود دارد.بمیری یا بمانی، همین یک راه است.
نادر ابراهیمی

2013-05-12 20:47:09 (0 comments, 2 reshares, 9 +1s)
مرگ، هرگز بدرقه نمی کند، به پیشواز می آید.
نادر ابراهیمی

2013-05-12 20:34:54 (0 comments, 0 reshares, 4 +1s)
قانون شما، از پشت زدن دشمن را خلاف می داند؛ اما من، دشمنانم را از هر چهار طرف می زنم، به خصوص از پشت؛ چرا که اگر قرار باشد همه ی نامردها بزنند و بعد پشت کنند تا در امان بمانند، دنیا پر می شود از نامردانی که به دنیا پشت کرده اند.
نادر ابراهیمی

2013-05-12 19:54:26 (0 comments, 0 reshares, 6 +1s)
امروز داشتم به این فکر میکردم که احتمالن حس جالبیه که یه تیکه از بدنت (فک کنم فقط کلیه همچین قابلیتی داره) وقتی زنده ای به یکی زندگی بده!
پر کردن کارت اهدای اعضا که برای بعد از مرگه خیلی با این حس متفاوته احتمالن...

2013-05-12 00:37:55 (0 comments, 0 reshares, 6 +1s)
هروقت تصمیم میگیرم ببخشمش،عصبانیتم ازش بیشتر میشه
تک تک کاراش که ناراحتم کرده میاد جلوی چشمم
...

2013-05-11 22:37:48 (0 comments, 0 reshares, 7 +1s)
پارسال ماه رمضون شبها اصلن نخوابیدم و درست کردن سحری به عهده ی من بود.
(خدا رو شکر که همه سالم موندن)
:)
البته از وقتی مدرسه رفتن تموم شده هرسال برنامه همین بوده...ولی خب یه خط درمیون بیدار میموندم شبها رو.
از روی عبادت و اینا هم نیست...من کلن شب بیدار موندن رو دوست دارم و خانواده طبیعتن مخالفن...ولی ماه مبارک اساسن بیخیال اینجور مخالفتا میشن و کاری به کار بیدار موندنم ندارن.
خلاصه
پارسال حسابی بهم ریخته بودم...
سردردام زیاد شده بود...بی حوصله شده بودم...همش خسته بودم
خلاصه که وعض افتضاحی!
