Login now

Not your profile? Login and get free access to your reports and analysis.

Tags

Sign in

No tag added here yet.
You can login on CircleCount to add some tags here.

Are you missing a tag in the list of available tags? You can suggest new tags here.

Login now

Do you want to see a more detailed chart? Check your settings and define your favorite chart type.

Or click here to get the detailed chart only once.

Aryan Fella has been shared in 3 public circles

AuthorFollowersDateUsers in CircleCommentsReshares+1Links
Andreas Schou2,568Apparently thanks to my inclusion in +Mike Shaw's shared circle, my follower count seems to have increased precipitously today. When that happens, it seems like the thing to do is an introductions thread. Let me start by explaining precisely what you've added: My feed is fairly wide-ranging. While I'm interested in horserace politics, I normally don't have a lot to say about it. You're likely to hear more about policy, which is the majority of what you'll get, plus some science, some economics, some law, some history, and some large block quotes from late 18th-century documents. Ideologically, I'm a pragmatic left-libertarian. If that's sort of the stuff you'd like, this post contains a second circle with more of the same.I'm also read by a lot of people who disagree with me, some of whom I've included in this small but active circle. Some I disagree with a little bit, and some vituperatively. don't have anyone in my comments whom I'd consider a troll. Two tips: (a) if I do end up with a troll, don't feed him, and (b) if you think someone's not writing something in good faith, practice bad-faith good-faith. When you post, pretend you're responding to the most reasonable interpretation of the post you just read. If you're up for that, great. Glad to have you. Hi. So, who are you?2012-04-17 15:20:4882204
Andreas Schou1,715Apparently thanks to my inclusion in +Mike Shaw's shared circle, my follower count seems to have increased precipitously. When that happens, it seems like the thing to do is an introductions thread. Let me start by explaining precisely what you've added: My feed is fairly wide-ranging. While I'm interested in horserace politics, I normally don't have a lot to say about it. You're likely to hear more about policy, which is the majority of what you'll get, plus some science, some economics, some law, some history, and some large block quotes from late 18th-century documents. If that's sort of the stuff you'd like, this post contains a second circle with more of the same.I'm also read by a lot of people who disagree with me, some of whom I've included in this small but active circle. Some I disagree with a little bit, and some vituperatively. However, at present, I don't have anyone in my comments whom I'd consider a troll. Two tips: (a) if I do end up with a troll, don't feed him, and (b) if you think someone's not writing something in good faith, practice bad-faith good-faith. Pretend you're responding to the most reasonable interpretation of the post you just read, then post. If you're up for that, great. Glad to have you. Hi. So, who are you?2012-02-23 16:07:2772704
10000 PHOTOGRAPHERS2,447Circle IV includes the followers 1500 - 2000 of the page+10000 Photographers around the World All followers of this group should share it, otherwise they can not be in the next circles!.Members List: http://gpc.fm/l/10photographersand also Group List: http://www.group.as/10000+photographers+around+the+world/If you like the circle please share this post and circle!.The next circle will be published at 2500 followers!If you want to become a member of *Group 10.000 Photographers around the World, please read the rules and comment at the original post of +Robert SKREINER here:https://plus.google.com/u/0/117000139571713536948/posts/54dpNZ93FqV2011-12-29 00:39:335003513353

Activity

Average numbers for the latest posts (max. 50 posts, posted within the last 4 weeks)

1
comments per post
1
reshares per post
36
+1's per post

464
characters per posting

Top posts in the last 50 posts

Most comments: 20

2014-12-24 17:22:14 (20 comments, 0 reshares, 35 +1s)Open 

کاش الان بیست سال جوون تر بودم
اون وقت روم می شد برم ایکس باکس بخرم

Most reshares: 10

2014-12-08 22:00:38 (3 comments, 10 reshares, 58 +1s)Open 

اعراب خوزستان خانه حصیری دارند که به آن می گویند "مضیف".
در زمان گرفتاری و اختلاف بین اعضا، شیخ قبیله را می نشانند بالای مجلس و اعضا شروع می کنند به حل و فصل مشکلات. اما به شیوه ای خاص، بدون گفتن حتی کلمه ای. تنها قهوه می نوشند و با شکل و نوع و تعداد قهوه ای که می نوشند به توافق می رسند.
حالا انگار عضو یکی از همان قبایل باشی...
فقط سکوت می کنی و من باید از نگاه نابت، از حالت دست گرفت فنجان قهوه ات، و پیدا نبودن لبخندت دردهایت را درمان کنم.

Most plusones: 69

2014-12-25 22:28:12 (0 comments, 5 reshares, 69 +1s)Open 

شما یادتون نمیاد...
بخاریای الان که گرم نمیکنن
قدیم کرسی بود اونم حتی گرم نمیکرد درست حسابی
خیلی قدیما بغل بود،
اون خوب بود
اینی که میگم داستان برای اون موقع ست که با دویست تومن خونه میخریدنااا

Latest 50 posts

2014-12-27 16:44:43 (0 comments, 0 reshares, 14 +1s)Open 

من همیشه نقاشی را دوست داشتم. ارادت خاصی به هنر و در میان هنر ها از همه بیشتر به نقاشی دارم. در این راه قدم هم برداشته ام. کلاس طراحی می روم. دل خوش کرده ام به اینکه با این حجم کاری و مشغله بسیاری که برای خودم درست کرده ام اصول طراحی را بیاموزم و بعدتر دست به قلم ببرم. اما نقاش ها برای من از احترام خاصی برخوردار هستند. انسان هایی که خلق آثارشان معمولا در سکوت محض، بی هیچ تظاهری، تنها شاید با چند نخ سیگار و چای آن هم اگر تنها نباشند صورت می گیرد.
من پیرمردهای مهربان را هم دوست دارم. پیرمردهایی که به فکر بچه هاهستند، آنهایی را که همیشه در جیب کتشان شکلات دارند. 
من یک پیرمرد می شناختم که از قضا نقاشی هم می کرد. من اینجا میخواهم بگویم که هنوز و برای همیشه دوستش دارم.
میخواهم بگویم "می شناختم" درست نیست هنوز هم می شناسمش ، میخواهم بگویم "نقاشی هم می کرد" اما، به طور غم انگیزی درست است.... more »

من همیشه نقاشی را دوست داشتم. ارادت خاصی به هنر و در میان هنر ها از همه بیشتر به نقاشی دارم. در این راه قدم هم برداشته ام. کلاس طراحی می روم. دل خوش کرده ام به اینکه با این حجم کاری و مشغله بسیاری که برای خودم درست کرده ام اصول طراحی را بیاموزم و بعدتر دست به قلم ببرم. اما نقاش ها برای من از احترام خاصی برخوردار هستند. انسان هایی که خلق آثارشان معمولا در سکوت محض، بی هیچ تظاهری، تنها شاید با چند نخ سیگار و چای آن هم اگر تنها نباشند صورت می گیرد.
من پیرمردهای مهربان را هم دوست دارم. پیرمردهایی که به فکر بچه ها هستند، آنهایی را که همیشه در جیب کتشان شکلات دارند. 
من یک پیرمرد می شناختم که از قضا نقاشی هم می کرد. من اینجا میخواهم بگویم که هنوز و برای همیشه دوستش دارم.
میخواهم بگویم "می شناختم" درست نیست هنوز هم می شناسمش ، میخواهم بگویم "نقاشی هم می کرد" اما، به طور غم انگیزی درست است.___

2014-12-27 06:35:28 (0 comments, 0 reshares, 14 +1s)Open 

عقیده، اساساً عبارت از سرگرمی است. جرّ و بحث در سر آن نیز یک نوع سرگرمی محسوب می‌شود.

نیما یوشیج
نامه‌ها، ص 350، به کوشش: سیروس طاهباز

عقیده، اساساً عبارت از سرگرمی است. جرّ و بحث در سر آن نیز یک نوع سرگرمی محسوب می‌شود.

نیما یوشیج
نامه‌ها، ص 350، به کوشش: سیروس طاهباز___

2014-12-26 12:30:19 (1 comments, 0 reshares, 29 +1s)Open 

مدام در رفت و آمد باشی 
میان دنیای خودت و حقیقتی که پیشتر به آن باور داشتی.
نشسته ای روی صندلی دنیایت
صدایش می کنی
هیچ جوابی نمی‌شنوی
بلندتر
باز همان بی‌‌پاسخی 
حال کمی نگران می‌شوی
و باز بلندتر نامش را صدا می‌زنی
این‌بار دلشوره سراغت را می‌گیرد
همیشه همین بوده که با یک بار صدا زدن 
اندکی انتظار می‌کشیدی و خیره به کنارهٔ دیوار چشم می‌دوختی
تا آرام و باوقار به سویت بیاید
و در این مدت چیزی مدام ذهنت را آشفته ساخته
نگرانی از نیامدنش و یکجا نشستن تو
اینکه چرا تونمی‌روی!؟
چرا این بار تو حرکت نمی کنی!؟
صدایی در سرت می‌پیچد
صدا نزدیک و قوی است
آقا... آقا..
قرص‌هایتان
وقت خوردن قرص‌هایتان است
صدای پرستار است.
خودت را روی صندلی چرخ‌دار می‌یابی
مدام در رفت و آمدی
میان دنیای خودت و حقیقتی که پیشتر به آن باور داشتی.... more »

مدام در رفت و آمد باشی 
میان دنیای خودت و حقیقتی که پیشتر به آن باور داشتی.
نشسته ای روی صندلی دنیایت
صدایش می کنی
هیچ جوابی نمی‌شنوی
بلندتر
باز همان بی‌‌پاسخی 
حال کمی نگران می‌شوی
و باز بلندتر نامش را صدا می‌زنی
این‌بار دلشوره سراغت را می‌گیرد
همیشه همین بوده که با یک بار صدا زدن 
اندکی انتظار می‌کشیدی و خیره به کنارهٔ دیوار چشم می‌دوختی
تا آرام و باوقار به سویت بیاید
و در این مدت چیزی مدام ذهنت را آشفته ساخته
نگرانی از نیامدنش و یکجا نشستن تو
اینکه چرا تو نمی‌روی!؟
چرا این بار تو حرکت نمی کنی!؟
صدایی در سرت می‌پیچد
صدا نزدیک و قوی است
آقا... آقا..
قرص‌هایتان
وقت خوردن قرص‌هایتان است
صدای پرستار است.
خودت را روی صندلی چرخ‌دار می‌یابی
مدام در رفت و آمدی
میان دنیای خودت و حقیقتی که پیشتر به آن باور داشتی.___

2014-12-25 22:28:12 (0 comments, 5 reshares, 69 +1s)Open 

شما یادتون نمیاد...
بخاریای الان که گرم نمیکنن
قدیم کرسی بود اونم حتی گرم نمیکرد درست حسابی
خیلی قدیما بغل بود،
اون خوب بود
اینی که میگم داستان برای اون موقع ست که با دویست تومن خونه میخریدنااا

شما یادتون نمیاد...
بخاریای الان که گرم نمیکنن
قدیم کرسی بود اونم حتی گرم نمیکرد درست حسابی
خیلی قدیما بغل بود،
اون خوب بود
اینی که میگم داستان برای اون موقع ست که با دویست تومن خونه میخریدنااا___

2014-12-25 22:21:37 (0 comments, 0 reshares, 34 +1s)Open 

دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود؟
آیا زنی غریبه در این کوچه‌ها نبود؟
آن دختری که چند شب پیش دیده‌اید
دمپایی‌اش تو را به خدا تا به تا نبود؟
یک چادر سیاهِ کشی روی سر نداشت؟
سر به هوا و ساده و بی‌دست و پا نبود؟
یک هفته پیش گم شده آقا و من چقدر
گشتم ولی نشانی از او هیچ‌جا نبود
زنبیل داشت، در صف نان ایستاده‌بود
یک مشت پول خُرد... نه آقا! گدا نبود !
یک خرده گیج بود ولی نه... فرار نه …
اصلاً به فکر حادثه و ماجرا نبود
عکسش؟ درست شکل خودم بود... مثل من
هم اسم من و لحظه‌ای از من جدا نبود !یک دختر دهاتی و تنها... که لهجه‌اش
شیرین و ساده بود... ولی مثل ما نبود
آقا مرا دقیق ببین! این نگاه خیس …
یا آن قیافه در نظرت آشنا نبود؟
دیشب صدای گریه‌ ی یک زن شبیه من
در پشت در مزاحم خواب شما نبود؟

پانته آ صفایی... more »

دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود؟
آیا زنی غریبه در این کوچه‌ها نبود؟
آن دختری که چند شب پیش دیده‌اید
دمپایی‌اش تو را به خدا تا به تا نبود؟
یک چادر سیاهِ کشی روی سر نداشت؟
سر به هوا و ساده و بی‌دست و پا نبود؟
یک هفته پیش گم شده آقا و من چقدر
گشتم ولی نشانی از او هیچ‌جا نبود
زنبیل داشت، در صف نان ایستاده‌بود
یک مشت پول خُرد... نه آقا! گدا نبود !
یک خرده گیج بود ولی نه... فرار نه …
اصلاً به فکر حادثه و ماجرا نبود
عکسش؟ درست شکل خودم بود... مثل من
هم اسم من و لحظه‌ای از من جدا نبود !
یک دختر دهاتی و تنها... که لهجه‌اش
شیرین و ساده بود... ولی مثل ما نبود
آقا مرا دقیق ببین! این نگاه خیس …
یا آن قیافه در نظرت آشنا نبود؟
دیشب صدای گریه‌ ی یک زن شبیه من
در پشت در مزاحم خواب شما نبود؟

پانته آ صفایی___

2014-12-24 22:41:08 (0 comments, 0 reshares, 50 +1s)Open 

خواستن لذت بخش میشه وقتی از اجابت درخواستت اطمینان داری.

خواستن لذت بخش میشه وقتی از اجابت درخواستت اطمینان داری.___

2014-12-24 22:27:14 (0 comments, 0 reshares, 46 +1s)Open 

قربان...
- بگو سرباز
قربان...
- بهت میگم بگو سرباز جون بکن
آخه... قربان میتونم راحت حرفم رو بزنم؟
- آره پسر تو سرباز این کشوری راحت باش...
قربان من گاهی خسته میشم از جنگ
- تیربارونش کنین.

قربان...
- بگو سرباز
قربان...
- بهت میگم بگو سرباز جون بکن
آخه... قربان میتونم راحت حرفم رو بزنم؟
- آره پسر تو سرباز این کشوری راحت باش...
قربان من گاهی خسته میشم از جنگ
- تیربارونش کنین.___

2014-12-24 18:25:18 (4 comments, 0 reshares, 48 +1s)Open 

خاطرت باشد کسی را خواستی مجنون کنی
زخم قدری بر دلش بگذار، مرهم بیشتر

(محمدحسین ملکیان)

خاطرت باشد کسی را خواستی مجنون کنی
زخم قدری بر دلش بگذار، مرهم بیشتر

(محمدحسین ملکیان)___

2014-12-24 18:19:32 (0 comments, 1 reshares, 27 +1s)Open 

در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود که آخر زیاد شد
این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت
با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد
یک لحظه باد روسری اش را کنار زد
از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد
هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت
هی کار شاعران معاصر زیاد شد
از بس که خوب چهره و عالم پسند بود
بین زنان شهر، سر و سر زیاد شد
گفتند با زبان خوش از شهر ما برو
ساک سفر که بست، مسافر زیاد شد

(محمدحسین ملکیان)

در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود که آخر زیاد شد
این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت
با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد
یک لحظه باد روسری اش را کنار زد
از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد
هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت
هی کار شاعران معاصر زیاد شد
از بس که خوب چهره و عالم پسند بود
بین زنان شهر، سر و سر زیاد شد
گفتند با زبان خوش از شهر ما برو
ساک سفر که بست، مسافر زیاد شد

(محمدحسین ملکیان)___

2014-12-24 17:22:14 (20 comments, 0 reshares, 35 +1s)Open 

کاش الان بیست سال جوون تر بودم
اون وقت روم می شد برم ایکس باکس بخرم

کاش الان بیست سال جوون تر بودم
اون وقت روم می شد برم ایکس باکس بخرم___

2014-12-24 08:46:20 (0 comments, 0 reshares, 43 +1s)Open 

غیر از کنار، هیچ ز اهل جهان مگیر

(صائب)

غیر از کنار، هیچ ز اهل جهان مگیر

(صائب)___

posted image

2014-12-23 23:09:20 (0 comments, 0 reshares, 17 +1s)Open 

همین موقع ها بود که تلویزیون میگفت : 
اســکـــــورووووووووچ . . .

همین موقع ها بود که تلویزیون میگفت : 
اســکـــــورووووووووچ . . .___

posted image

2014-12-23 17:07:57 (1 comments, 2 reshares, 41 +1s)Open 

Egon Schiele

Egon Schiele___

posted image

2014-12-22 20:29:45 (0 comments, 0 reshares, 18 +1s)Open 

توی مه می دوم به دنبالت
ناگهان همانجا می ایستی
روی بر می گردانی و نگاهم می کنی
و دیگر نمی دوی
آرام قدم بر می داری و دور می شوی
دیگر به دنبالت نمی دوم.
از نگاهت بود شاید

اميد در دوردستهاست
براى سالار يزدانى
+Salar Yazdani___توی مه می دوم به دنبالت
ناگهان همانجا می ایستی
روی بر می گردانی و نگاهم می کنی
و دیگر نمی دوی
آرام قدم بر می داری و دور می شوی
دیگر به دنبالت نمی دوم.
از نگاهت بود شاید

2014-12-21 21:34:20 (2 comments, 0 reshares, 30 +1s)Open 

میخوام شب یلدایی فال راجر واترز بگیرم...

میخوام شب یلدایی فال راجر واترز بگیرم...___

2014-12-21 21:29:23 (0 comments, 3 reshares, 45 +1s)Open 

اهمیت نداره
- هیچ کس اهمیت نداره
اهمیت تو کو؟
- منم ندارم، هیچ وقت نداشتم
اهمیت منم نیست. میخوامش، بهم بدش
- نمیدم. میخوای اهمیتت رو چیکار؟
اهمیتم رو بده. تو رو خدا اهمیتم رو پس بده. دلشوره دارم...
- میخوای چیکار؟
من فقط اهمیتم رو میخوام... اهمیتم رو بده...

اهمیت نداره
- هیچ کس اهمیت نداره
اهمیت تو کو؟
- منم ندارم، هیچ وقت نداشتم
اهمیت منم نیست. میخوامش، بهم بدش
- نمیدم. میخوای اهمیتت رو چیکار؟
اهمیتم رو بده. تو رو خدا اهمیتم رو پس بده. دلشوره دارم...
- میخوای چیکار؟
من فقط اهمیتم رو میخوام... اهمیتم رو بده...___

2014-12-21 20:35:51 (0 comments, 2 reshares, 29 +1s)Open 

خواب اتوبوسیه که شب به شب میاد و ما رو میبره.
حالا این وسط خیلیا هستن که یا جا میمونن، یا دیر میرسن، یا بیدار میمونن... بیدار موندن یه چیزیه مثل خواب موندن وقتی که صبح خیلی عجله داری... و اونها رو اتوبوس نمیبرتشون.
این اتوبوس یه جوریه که اگر فکرت خیلی مشغول باشه سوارت نمیکنن، آدمایی که فکرشون خیلی مشغول باشه وزنشون برای این اتوبوس زیاد میشه و کمپانی صاحب این اتوبوسا جوری طراحیشون کرده که خیلی چاق ها و گنده ها از در رد نمیشن. ینی هر چقدر فکر کنی وزن فکرات زیاد میشه و بعد همینجور گنده و گنده تر میشی.
اگر ازاتوبوس جا بمونین گارد امنیتی شما رو به زور و پیاده میکشونه و میبره. و معلوم نیست چه بلایی سرتون میاد...
... more »

خواب اتوبوسیه که شب به شب میاد و ما رو میبره.
حالا این وسط خیلیا هستن که یا جا میمونن، یا دیر میرسن، یا بیدار میمونن... بیدار موندن یه چیزیه مثل خواب موندن وقتی که صبح خیلی عجله داری... و اونها رو اتوبوس نمیبرتشون.
این اتوبوس یه جوریه که اگر فکرت خیلی مشغول باشه سوارت نمیکنن، آدمایی که فکرشون خیلی مشغول باشه وزنشون برای این اتوبوس زیاد میشه و کمپانی صاحب این اتوبوسا جوری طراحیشون کرده که خیلی چاق ها و گنده ها از در رد نمیشن. ینی هر چقدر فکر کنی وزن فکرات زیاد میشه و بعد همینجور گنده و گنده تر میشی.
اگر از اتوبوس جا بمونین گارد امنیتی شما رو به زور و پیاده میکشونه و میبره. و معلوم نیست چه بلایی سرتون میاد...
___

2014-12-21 19:42:23 (0 comments, 0 reshares, 39 +1s)Open 


مرتضی احمدی مرد...
خیلی دوسش داشتم، یادمه یه بار رادیو هفت به مناسبت تولدش یه برنامه درست کرده بود و برزو ارجمند شعرایی که خودش پیش تر خونده بود رو می خوند..
کلا از رادیو هفت خوشم میاد، خیلی خوبه
تو هم خوبی، بهتر از رادیو هفتی
خیلی بهتر
از امریکن گات تلنت هم بهتری
اصلا تو از اخبار ساعت دو که گفت خرمشهر شهر خون و قیام آزاد شد هم بهتری
فقط رادیویی،
انقدر نیستی رادیویی.



مرتضی احمدی مرد...
خیلی دوسش داشتم، یادمه یه بار رادیو هفت به مناسبت تولدش یه برنامه درست کرده بود و برزو ارجمند شعرایی که خودش پیش تر خونده بود رو می خوند..
کلا از رادیو هفت خوشم میاد، خیلی خوبه
تو هم خوبی، بهتر از رادیو هفتی
خیلی بهتر
از امریکن گات تلنت هم بهتری
اصلا تو از اخبار ساعت دو که گفت خرمشهر شهر خون و قیام آزاد شد هم بهتری
فقط رادیویی،
انقدر نیستی رادیویی.
___

2014-12-20 20:56:15 (0 comments, 0 reshares, 26 +1s)Open 

توی تنش، توی بدنش بجای کلیه و معده و قلب و... فقط کریستال داشت.
یه کوه کریستالی با روکش پوست آدم.
حرف ها پتک می شدن و با هر پتک بخشی از کریستال ها خراب می شد.
پیر شده بود و دیگه خمیده راه می رفت.
توی تنش تنها چیزی که باقی مونده بود کریستال های پودر شده بود.

توی تنش، توی بدنش بجای کلیه و معده و قلب و... فقط کریستال داشت.
یه کوه کریستالی با روکش پوست آدم.
حرف ها پتک می شدن و با هر پتک بخشی از کریستال ها خراب می شد.
پیر شده بود و دیگه خمیده راه می رفت.
توی تنش تنها چیزی که باقی مونده بود کریستال های پودر شده بود.___

2014-12-20 20:43:48 (1 comments, 0 reshares, 32 +1s)Open 

میدونی، من و تو هم میتونیم ...
من و تو هم...

من و توهم ام.


میدونی، من و تو هم میتونیم ...
من و تو هم...

من و توهم ام.
___

2014-12-20 19:07:46 (0 comments, 3 reshares, 37 +1s)Open 

گر ز غمت هرچه به دستم برست له کنم
خوب کنم

گر ز غمت هرچه به دستم برست له کنم
خوب کنم___

2014-12-19 21:33:55 (0 comments, 0 reshares, 25 +1s)Open 

گفتم به هیچ‌کس دل خود را نمی‌دهم
اما دلم برای همان هیچکس گرفت

*فاضل نظری

گفتم به هیچ‌کس دل خود را نمی‌دهم
اما دلم برای همان هیچکس گرفت

*فاضل نظری___

2014-12-19 17:57:03 (0 comments, 0 reshares, 31 +1s)Open 

نه دارمت.
نه دارمت..
نه دارمت...
نــ  دارمت...
ندارمت.

نه دارمت.
نه دارمت..
نه دارمت...
نــ  دارمت...
ندارمت.___

2014-12-18 21:51:25 (2 comments, 0 reshares, 9 +1s)Open 

از اساتید هستن به واقع : )

این یک نیازمندی است . من دو سه ماهی هست به خاطردرس خوندن دیگه تهران نیستم و کلن کاری که داشتم منتفی شده . اینجا هم پراکندگی ساعت کلاس‌ها طوری هست که متاسفانه علیرغم نیاز مبرم‌ام حتی امکان کار نیمه‌وقت هم نیست. برای همین خواستم تلاشی راجع به تدریس بکنم که اگر مواردی بود کمکم کنه . این هست که خواهش می‌کنم اگر موردی در زمینه تدریس خصوصی یا آموزشگاهی بود بسیار لطف می‌کنید من رو معرفی کنید . من بابلسرهستم و علاوه بر بابلسر، بابل و قائمشهر و ساری و آمل هم میتونم برم . پنج شنبه جمعه‌ها هم تهران هستم و میتونم اینجا هم اگر موردی بود از لطف معرفی‌تون بهره مند بشم . شیمی می‌خونم (مقطع دکترا) و حتما همه‌ی تلاشم رو برای انتقال اونچه یاد گرفته‌ام خواهم کرد . بازهم بسیار ممنون می‌شم اگر به خاطرتون بمونه این خواهشم ...
farhadi.51@gmail.com___از اساتید هستن به واقع : )

2014-12-17 20:44:24 (0 comments, 0 reshares, 33 +1s)Open 


اول یک پنجره داشتم. یک پنجره تنها برای خودم.
بهم گفتند که از پنجره ت یک سطل بساز، ساختم.
گفتند توی سطل رو پر کن، یک دریا ابر ریختم توش...

دیدی یه دریا ابر توی سطل پنجره ام داشتم؟


اول یک پنجره داشتم. یک پنجره تنها برای خودم.
بهم گفتند که از پنجره ت یک سطل بساز، ساختم.
گفتند توی سطل رو پر کن، یک دریا ابر ریختم توش...

دیدی یه دریا ابر توی سطل پنجره ام داشتم؟___

2014-12-14 18:24:49 (3 comments, 0 reshares, 35 +1s)Open 

غم هولوکاست است
اینجا اوج مدرنیته
حرفش را بزنی، در بندی

غم هولوکاست است
اینجا اوج مدرنیته
حرفش را بزنی، در بندی___

2014-12-14 18:19:18 (1 comments, 0 reshares, 25 +1s)Open 

غصه اش مانند چاهی است
چاهی که همیشه پیش رویش است
و خوب می داند کجا نباید برود

غصه اش مانند چاهی است
چاهی که همیشه پیش رویش است
و خوب می داند کجا نباید برود___

2014-12-14 15:37:57 (0 comments, 0 reshares, 25 +1s)Open 

من انسانم! 

 اگر به خانه‌ من آمدی
برایم مداد بیاور، مداد سیاه
 می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم
 تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم
 یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!
 یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها
 نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!
 یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم
 شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!
 یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد
 و بی‌واسطه روسری کمی بیندیشم!
 نخ و سوزن هم بده، برای زبانم می‌خواهم ... بدوزمش به سق ...
این گونه فریادم بی صداتر است!
 قیچی یادت نرود،
 می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم!
 پودر رختشویی هم لازم دارم
 برای شست و شوی مغزی!
 مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند
 تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.
 می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود!
 صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی،... more »

من انسانم! 

 اگر به خانه‌ من آمدی
برایم مداد بیاور، مداد سیاه
 می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم
 تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم
 یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!
 یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها
 نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!
 یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم
 شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!
 یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد
 و بی‌واسطه روسری کمی بیندیشم!
 نخ و سوزن هم بده، برای زبانم
 می‌خواهم ... بدوزمش به سق ...
این گونه فریادم بی صداتر است!
 قیچی یادت نرود،
 می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم!
 پودر رختشویی هم لازم دارم
 برای شست و شوی مغزی!
 مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند
 تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.
 می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود!
 صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی، بگیر!
 می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،
 برچسب فاحشه می‌زنندم
 بغضم را در گلو خفه کنم!
 یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم
 برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،
 فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،
 به یاد بیاورم که کیستم!
 ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند
 برایم بخر ... تا در غذا بریزم
 ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!
 سر آخر اگر پولی برایت ماند
 برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،
 بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:
 من یک انسانم !!
 من هنوز یک انسانم
 من هر روز یک انسانم!

"غاده السمان"___

2014-12-14 05:28:02 (1 comments, 0 reshares, 35 +1s)Open 

اسم ها، تعاریف،
اینها آدم رو از پای در میاره

اسم ها، تعاریف،
اینها آدم رو از پای در میاره___

2014-12-12 22:20:09 (1 comments, 4 reshares, 48 +1s)Open 

کاش نمی‌‌شناختمت
آنوقت با تو بودن چه آسان بود
آنوقت هر چیزی رسمیتِ خودش را داشت
حتی سلام ها
حتی نگاه ها
مثلِ دو غریبه
یک احوال پرسی‌ مودبانه
تعارف یک صندلی خالی‌
بی‌ هیچ تکلفی
کنارِ هم می‌‌نشستیم
بی‌ هیچ حرفی‌
قهوه هامان را می‌‌خوردیم
و اگر از روی حواس پرتی
پر از حسرتِ نوازشِ دست‌های تو
یا غرق رویای بوسه‌های تو می‌‌شدم
جای نگرانی نبود
همین که نگاهم می‌‌کردی
سرم را به کتابی‌
درختی
پرنده ای
آگهی روزنامه ای
بند می‌‌کردم
و تو فی‌البداهه از صرافتِ آزار من می‌‌افتادی

(نیکی‌ فیرزکوهی)... more »

کاش نمی‌‌شناختمت
آنوقت با تو بودن چه آسان بود
آنوقت هر چیزی رسمیتِ خودش را داشت
حتی سلام ها
حتی نگاه ها
مثلِ دو غریبه
یک احوال پرسی‌ مودبانه
تعارف یک صندلی خالی‌
بی‌ هیچ تکلفی
کنارِ هم می‌‌نشستیم
بی‌ هیچ حرفی‌
قهوه هامان را می‌‌خوردیم
و اگر از روی حواس پرتی
پر از حسرتِ نوازشِ دست‌های تو
یا غرق رویای بوسه‌های تو می‌‌شدم
جای نگرانی نبود
همین که نگاهم می‌‌کردی
سرم را به کتابی‌
درختی
پرنده ای
آگهی روزنامه ای
بند می‌‌کردم
و تو فی‌البداهه از صرافتِ آزار من می‌‌افتادی

(نیکی‌ فیرزکوهی)___

2014-12-12 08:12:20 (2 comments, 0 reshares, 38 +1s)Open 

امروز صبحونه دیر خوردیم
همش دلشوره دارم نکنه اون نهار بوده باشه

امروز صبحونه دیر خوردیم
همش دلشوره دارم نکنه اون نهار بوده باشه___

2014-12-11 22:08:21 (1 comments, 0 reshares, 40 +1s)Open 

میدونی، واقعا نمیدونم به عنوان یه دوست چه عکس العملی میتونستم نشون بدم
- عنوانت رو عوض کن
عنوان... می بینی حتی توی عنوان آدما هم قطعیتی نیست، یه روز دوستی یه روز غریبه...
- امان از روزی که فقط یه آشنا باشی، نه بیشتر و نه کمتر.

میدونی، واقعا نمیدونم به عنوان یه دوست چه عکس العملی میتونستم نشون بدم
- عنوانت رو عوض کن
عنوان... می بینی حتی توی عنوان آدما هم قطعیتی نیست، یه روز دوستی یه روز غریبه...
- امان از روزی که فقط یه آشنا باشی، نه بیشتر و نه کمتر.___

2014-12-11 21:44:41 (0 comments, 3 reshares, 51 +1s)Open 

مرگ از پنجره بسته به من می نگرد 
زندگی از دم در 
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد 
در شبی تیره و سرد 
تخت حس خواهد کرد 
که سبک تر شده است
در تنم خرچنگی است
که مرا می کاود 
خوب می دانم من
که تهی خواهم شد
و فرو خواهم ریخت
توده زشت کریهی شده ام 
بچه هایم از من می ترسند
آشنایانم نیز ،
به ملاقات پرستار جوان می آیند.

عمران صلاحی



مرگ از پنجره بسته به من می نگرد 
زندگی از دم در 
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد 
در شبی تیره و سرد 
تخت حس خواهد کرد 
که سبک تر شده است
در تنم خرچنگی است
که مرا می کاود 
خوب می دانم من
که تهی خواهم شد
و فرو خواهم ریخت
توده زشت کریهی شده ام 
بچه هایم از من می ترسند
آشنایانم نیز ،
به ملاقات پرستار جوان می آیند.

عمران صلاحی

___

2014-12-10 20:35:06 (0 comments, 0 reshares, 38 +1s)Open 

یادت هست؟
یادت می آید آن روز را؟
همان روز که از نگاهم خستگی ام را دیده بودی و حرفهایم بوی ناتوانی می داد و با زبان بی زبانی کمک خواسته بودم و از تو قاطعیت دیدم؟
مرد شدم. همان روز مرد شدم.

یادت هست؟
یادت می آید آن روز را؟
همان روز که از نگاهم خستگی ام را دیده بودی و حرفهایم بوی ناتوانی می داد و با زبان بی زبانی کمک خواسته بودم و از تو قاطعیت دیدم؟
مرد شدم. همان روز مرد شدم.___

2014-12-08 22:00:38 (3 comments, 10 reshares, 58 +1s)Open 

اعراب خوزستان خانه حصیری دارند که به آن می گویند "مضیف".
در زمان گرفتاری و اختلاف بین اعضا، شیخ قبیله را می نشانند بالای مجلس و اعضا شروع می کنند به حل و فصل مشکلات. اما به شیوه ای خاص، بدون گفتن حتی کلمه ای. تنها قهوه می نوشند و با شکل و نوع و تعداد قهوه ای که می نوشند به توافق می رسند.
حالا انگار عضو یکی از همان قبایل باشی...
فقط سکوت می کنی و من باید از نگاه نابت، از حالت دست گرفت فنجان قهوه ات، و پیدا نبودن لبخندت دردهایت را درمان کنم.

اعراب خوزستان خانه حصیری دارند که به آن می گویند "مضیف".
در زمان گرفتاری و اختلاف بین اعضا، شیخ قبیله را می نشانند بالای مجلس و اعضا شروع می کنند به حل و فصل مشکلات. اما به شیوه ای خاص، بدون گفتن حتی کلمه ای. تنها قهوه می نوشند و با شکل و نوع و تعداد قهوه ای که می نوشند به توافق می رسند.
حالا انگار عضو یکی از همان قبایل باشی...
فقط سکوت می کنی و من باید از نگاه نابت، از حالت دست گرفت فنجان قهوه ات، و پیدا نبودن لبخندت دردهایت را درمان کنم.___

2014-12-08 21:38:54 (0 comments, 0 reshares, 23 +1s)Open 

محو ام
- نیستی. متنی

محو ام
- نیستی. متنی___

2014-12-07 18:27:42 (0 comments, 1 reshares, 59 +1s)Open 

مرا ببین
چه بر سر روزهایم آمده
که دل به روشنی شبهایم خوش کرده ام

مرا ببین
چه بر سر روزهایم آمده
که دل به روشنی شبهایم خوش کرده ام___

2014-12-07 17:26:47 (3 comments, 1 reshares, 37 +1s)Open 

خدا كند انگورها برسند
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابان‌ها
به شانه‌ی هم بزنند
 
مرزها مست شوند
 
خدا كند انگورها برسند
 
برای لحظه‌ای
تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود
بریدن را
قلم‌ها آتش را
آتش‌بس بنویسند .
 
خدا كند كوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش را بدزدد
به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها .
 
خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجره‌‌ها
دیوارها را بشكنند
و
تو
همچنانكه یارت را تنگ می‌بوسی
مرا نیز بهیاد بیاوری .
 
محبوب من
محبوب دور افتاده‌ی من
با من بزن پیاله‌ای دیگر
به سلامتی باغ‌های معلق انگور
 
(الیاس علوی شاعر افغان)... more »

خدا كند انگورها برسند
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابان‌ها
به شانه‌ی هم بزنند
 
مرزها مست شوند
 
خدا كند انگورها برسند
 
برای لحظه‌ای
تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود
بریدن را
قلم‌ها آتش را
آتش‌بس بنویسند .
 
خدا كند كوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش را بدزدد
به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها .
 
خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجره‌‌ها
دیوارها را بشكنند
و
تو
همچنانكه یارت را تنگ می‌بوسی
مرا نیز به یاد بیاوری .
 
محبوب من
محبوب دور افتاده‌ی من
با من بزن پیاله‌ای دیگر
به سلامتی باغ‌های معلق انگور
 
(الیاس علوی شاعر افغان)___

posted image

2014-12-07 06:42:38 (0 comments, 1 reshares, 28 +1s)Open 

دراز کشیده بودم و منتظر بودم عروسکام خشک بشن. یهویی بچه ئه که هنوز دهن نداره از مامانش که هنوز نمی تونه تو بغل شوهرش بخوابه، پرسید «مامان بچه ها از کجا میان؟» مامانش با نفرت به من نگاه کرد با چشم هایی که هنوز نداشت؛ گفت «خدا به دنیا میاردشون.»

دراز کشیده بودم و منتظر بودم عروسکام خشک بشن. یهویی بچه ئه که هنوز دهن نداره از مامانش که هنوز نمی تونه تو بغل شوهرش بخوابه، پرسید «مامان بچه ها از کجا میان؟» مامانش با نفرت به من نگاه کرد با چشم هایی که هنوز نداشت؛ گفت «خدا به دنیا میاردشون.»___

2014-12-06 20:04:30 (1 comments, 0 reshares, 43 +1s)Open 


عشق اگر عمر نه پیوست به زلف ساقی
غالب آنست که خوابی و خیالی کردیم

(شهریار)


عشق اگر عمر نه پیوست به زلف ساقی
غالب آنست که خوابی و خیالی کردیم

(شهریار)___

2014-12-06 17:25:28 (1 comments, 0 reshares, 37 +1s)Open 

به سام میگم چه خبر؟
میگه چی بگم، باز مهر شد و زندان بچه ها باز شد..

به سام میگم چه خبر؟
میگه چی بگم، باز مهر شد و زندان بچه ها باز شد..___

2014-12-06 17:23:45 (1 comments, 0 reshares, 46 +1s)Open 

کجا تو صید من خسته دل شوی؟
- کجاش رو بگم که الکی میشه، میخوای یه جا اصن قرار بذاریم من صید بشم؟ نه جان من تعارف نکن بگو خب..

کجا تو صید من خسته دل شوی؟
- کجاش رو بگم که الکی میشه، میخوای یه جا اصن قرار بذاریم من صید بشم؟ نه جان من تعارف نکن بگو خب..___

2014-12-06 11:48:25 (0 comments, 0 reshares, 26 +1s)Open 

توی مسجد سلیمان محله ای ست به نام "محله ریل وی"

توی مسجد سلیمان محله ای ست به نام "محله ریل وی"___

2014-12-05 16:52:59 (0 comments, 1 reshares, 43 +1s)Open 

باز من و سکوت و ما

باز من و سکوت و ما___

2014-12-04 19:54:12 (0 comments, 1 reshares, 54 +1s)Open 

باز این اشتباه دلپذیر؛
دوباره دل خوش می کنم به فردا

باز این اشتباه دلپذیر؛
دوباره دل خوش می کنم به فردا___

2014-12-01 20:24:36 (0 comments, 0 reshares, 43 +1s)Open 

تو مثل همین کوهی،
مثل همین فریاد.
تو مثل همین بازگشت صدا در کوهی
باید تو را فریاد زد
صبور بود
و شنید.

تو مثل همین کوهی،
مثل همین فریاد.
تو مثل همین بازگشت صدا در کوهی
باید تو را فریاد زد
صبور بود
و شنید.___

2014-11-30 20:04:48 (0 comments, 0 reshares, 32 +1s)Open 

یادم هست که پرسیده بودم چه بحثی؟

همان موقع جای دیگری داشتم به رفیقم می گفتم زندگی‌ات را جمع کن برو، گفتم پسرت را هم ببر بگذار همانجا بزرگ شود اما نگذار زبان فارسی را فراموش کند، شاید دوباره خواست برگردد و گوشه‌ای از این خاک را بسازد...

جواب دادی " قرار است خانه را بکوبیم و آپارتمان بسازیم."
گفتم دلم گرفت.
گفتی خیالت راحت، درخت و حیاط را دست نمی‌زنیم.
گفتم قد ساختمان‌ها که بلند‌تر از درخت‌ها می‌شود دلم می‌گیرد.

رفیقم جای دیگری به علامت تأیید سر تکان داد.

یادم هست که پرسیده بودم چه بحثی؟

همان موقع جای دیگری داشتم به رفیقم می گفتم زندگی‌ات را جمع کن برو، گفتم پسرت را هم ببر بگذار همانجا بزرگ شود اما نگذار زبان فارسی را فراموش کند، شاید دوباره خواست برگردد و گوشه‌ای از این خاک را بسازد...

جواب دادی " قرار است خانه را بکوبیم و آپارتمان بسازیم."
گفتم دلم گرفت.
گفتی خیالت راحت، درخت و حیاط را دست نمی‌زنیم.
گفتم قد ساختمان‌ها که بلند‌تر از درخت‌ها می‌شود دلم می‌گیرد.

رفیقم جای دیگری به علامت تأیید سر تکان داد.___

2014-11-29 19:35:00 (0 comments, 0 reshares, 36 +1s)Open 

می خندی، همیشه بهاری

می خندی، همیشه بهاری___

2014-11-28 17:48:39 (0 comments, 0 reshares, 34 +1s)Open 

دلتنگی چیز عجیبی ست
گاهی حتی با یک نگاه شبیه

دلتنگی چیز عجیبی ست
گاهی حتی با یک نگاه شبیه___

2014-11-28 17:39:36 (0 comments, 0 reshares, 26 +1s)Open 

دکتر ارفعی بسیار مسن بود
مو، ابرو و حتی مژه های سفیدی هم داشت
با خودم می گفتم لابد کسی که مژه هایش هم سفید شده خیلی مسن باید باشد.
و حالا روی تخت ام دراز کشیده ام و به انتظار فکر می کنم
به ارتباط سن با سفیدی مژه
به سرعت پیر شدن
به انتظار


دکتر ارفعی بسیار مسن بود
مو، ابرو و حتی مژه های سفیدی هم داشت
با خودم می گفتم لابد کسی که مژه هایش هم سفید شده خیلی مسن باید باشد.
و حالا روی تخت ام دراز کشیده ام و به انتظار فکر می کنم
به ارتباط سن با سفیدی مژه
به سرعت پیر شدن
به انتظار
___

Buttons

A special service of CircleCount.com is the following button.

The button shows the number of followers you have directly in a small button. You can add this button to your website, like the +1-Button of Google or the Like-Button of Facebook.






You can add this button directly in your website. For more information about the CircleCount Buttons and the description how to add them to another page click here.

Aryan FellaCircloscope